وقتی حرف میزنم، او واقعاً به حرفهایم گوش میدهد. میتوانم بگویم این کاری است که بیشتر بزرگترها کمتر انجام میدهند.
i_ihash
آخرهای ماه مه بود؛ یک روز بعد از تولد دهسالگیام، وقتی درِ خانهٔ خانم گِرَنت را باز کردم، آرچی را دیدم که پشت در ایستاده بود. او چشمهای قهوهای تیره داشت و موهایی پرپشت و سیاه که با روغن موی لیمویی به عقب شانه شده بودند.
شهرزاد بانو
«مامان میگه من لاک سفتی دارم.»
و البته دارم. از وقتی پنج سالم بوده تا الان گریه نکردهام. راستش را بگویم فکر نمیکنم انتخاب دیگری هم داشته باشم؛ وقتی مامان خسته و ناامید میشود، کی میخواهد همهچیز را جفتوجور کند؟ همینکه گریه کردن از سرت بیفتد، حتی کمبودش را هم احساس نمیکنی.
بلاتریکس لسترنج
«وقتی پای پر کردن شکم درمیون باشه، هیچچیزی چندشآور نیست
darchin
«باید یه قانونی وجود داشته باشه، اصلاً تعجبی نداره که وضع این کشور هر روز داره بدتر میشه.»
Book
این یک واقعیت است: اگر بچهای خوب رفتار کند، احتمالاً دارد پنهانی کار بدی میکند. من به شما قول میدهم که در ماجرای غرق شدن کشتی تایتانیک پای بچهای در میان بوده است؛ احتمالاً آن بچه به کاپیتان پیشنهاد داده کشتی را هدایت کند تا او بتواند فنجانی چای بنوشد.
بلاتریکس لسترنج