جملات زیبای کتاب اگر حقیقت این باشد | طاقچه
تصویر جلد کتاب اگر حقیقت این باشد

کتاب اگر حقیقت این باشد

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۲۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
کالین هوور، عباس زارعی
انتشارات: 
نشر آموت
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Yasaman
۲۵
ـ پتریکور دیگه چیه؟ ـ بوی بارون تازه بعد از یه روز گرم. برای این بو از کلمهٔ پتریکور استفاده می‌کنن.
Atikhezli
۱۳
وقتی بدترینِ بدترین‌ها را تجربه می‌کنی، دوست داری این کار را بکنی. دنبال آدم‌هایی مثل خودت می‌گردی... آدم‌هایی گرفتارتر از خودت... و از آنها استفاده می‌کنی که حسّت نسبت به اتفاقات وحشتناکی که برای خودت افتاده، بهتر شود.
nasim
۱۰
«نمی‌شناسمت، اما مطمئنم اگر می‌شناختم، دوستت داشتم.»
monir
۸
هر زنی می‌داند اگر می‌خواهد مردی را برای همیشه نگه دارد، باید طوری رفتار کند انگار قادر است یک روزه او را فراموش کند و کنار بگذارد. و آن موقع بود که نویسنده شدم.
zahra
۶
ماجرا این بود. می‌خواستم نسخه تخیلی‌ام از جهان، تاریک‌تر از جهان واقعی‌ام باشد. وگرنه باید هر دو جهان را ترک می‌گفتم.
Zohreh
۵
یافت. هر روزی که گذشت، بر اعتبار عشق ما افزود. و عشق در نگاه اول، یعنی همین. عشق در نگاه اول وجود ندارد، مگر این که به اندازهٔ کافی کنار کسی بمانی تا چنین عشقی ساخته شود.
امیر
۵
دوست ندارم کسی راحت به درونیاتم پی ببرد.
Atikhezli
۴
مادرم می‌گفت خانه‌ها هم روح دارند، اگر حقیقت داشته باشد، فکر می‌کنم روح خانهٔ وریتی هم مثل ظاهرش تیره و پلید باشد.
Zohreh
۴
مراقبت از جسم فرق چندانی با مراقبت از فرزندتان ندارد. گاهی سخت است، گاهی می‌خواهید تسلیم شوید و به خواسته‌اش تن دهید. اما اگر کوتاه بیایید، چند سال بعد عواقب وخیمش را خواهید دید.
hoda ze
۳
سرش به گوشی گرم بود، احتمالا قبلا بارها در همین حالت، بدون آن که سانحه‌ای روی دهد، از این خیابان عبور کرده بود. مرگی در اثر عادت‌های روزمره.
hoda ze
۳
وقتی بدترینِ بدترین‌ها را تجربه می‌کنی، دوست داری این کار را بکنی. دنبال آدم‌هایی مثل خودت می‌گردی... آدم‌هایی گرفتارتر از خودت... و از آنها استفاده می‌کنی که حسّت نسبت به اتفاقات وحشتناکی که برای خودت افتاده، بهتر شود.
کایمیرا
۲
مادرم می‌گفت خانه‌ها هم روح دارند، اگر حقیقت داشته باشد، فکر می‌کنم روح خانهٔ وریتی هم مثل ظاهرش تیره و پلید باشد.
امیر
۲
آدم‌ها به این امید ازدواج می‌کنند که سال‌های سال به خوشی و شادی در کنار هم زندگی کنند. اما اگر یکی از آنها این‌چنین دچار مشکل شود، دیگری هم باید به پای او بسوزد و بقیهٔ عمرش را با تعهداتش زندگی کند؟
امیر
۱
وقتی نوشتن را شروع کردم، هدفم معروف شدن نبود. همین قدر که عده‌ای کتاب‌هایم را بخوانند و بتوانم از پس هزینه‌های زندگی بر بیایم، برایم کافی بود. نویسنده‌های کمی به قلهٔ شهرت، ثروت و موفقیت می‌رسند، بنابراین من هم چنین آرزوی جاه‌طلبانه‌ای در سر نداشته‌ام.
Shaghayegh
۱
مادرم می‌گفت خانه‌ها هم روح دارند
Shaghayegh
۱
هیچ‌کس از درون دوست‌داشتنی نیست.
Aerwyna
۱
حالا که فکرش را می‌کنم می‌بینم آن‌طور سریع عاشق شدن، جنون‌آمیز بود، اما این جنون ادامه یافت. هر روزی که گذشت، بر اعتبار عشق ما افزود. و عشق در نگاه اول، یعنی همین. عشق در نگاه اول وجود ندارد، مگر این که به اندازهٔ کافی کنار کسی بمانی تا چنین عشقی ساخته شود.
monir
۰
زندگینامهٔ راستین، باعث انزجار خواننده از نویسنده خواهد شد.
monir
۰
«من یه نویسنده‌ام، هر وقت زمانش برسه، حقیقت رو می‌گم.
Shaghayegh
۰
مثل این بود که به یک غریبه بگویی: «نمی‌شناسمت، اما مطمئنم اگر می‌شناختم، دوستت داشتم.»
Aerwyna
۰
پیش از آن که آن شب جرمی را ببینم، گم‌گشته نبودم؛ اما قطعآ لحظه‌ای که از آن‌سوی اتاق به من چشم‌دوخت، پیدا شدم.
Aerwyna
۰
من یه نویسنده‌ام، هر وقت زمانش برسه، حقیقت رو می‌گم.
f.z
۰
هیچ‌کس از درون دوست‌داشتنی نیست.
fateme
۰
خوبی گناه این است که لازم نیست فورآ توبه کنی.