اما حرف زدن از احساساتم برایم خیلی سخت است.
Ani
پاتریس تقریباً بیشتر چیزهایی را که بهش میگویم میفهمد، حتی چیزهایی را هم که نمیگویم میفهمد.
Ani
میتونی روی قولم حساب کنی.»
به انگشتهایم نگاه میکنم. یاد تمام قولهایی میافتم که شکسته. میگویم: «من ریاضیم خوبه.»
maneli1388
چون اگر کسی بهم نگوید نبین، تمام مدت فیلم نگاه میکنم.
Ani
میخواهم باهاش حرف بزنم و بهش بگویم چه حسی دارم، اما نمیتوانم، چون میخواهد ازم محافظت کند. میخواهم داد بزنم، غرغر کنم و بگویم ای بابا! اما نمیتوانم، چون اگر بداند توی مغزم چه میگذرد، بعد میفهمد یواشکی به گفتوگوهای تلفنی گوش میدادم و این کار را نباید بکنم. قرار است خیلی کارها بکنم که نباید بکنم
Ani
چیزهایی که توی اعماق ذهنم یادم است و هیچوقت هیچوقت دربارهشان حرف نمیزنم
..
چون باید به جایی تعلق داشته باشم و این جایی که هستم اصلاً اینطور نیست.
nothing
عاشق کسی بودن خیلی آسونتر از دوست داشتنشه.
..
بعضی وقتها فکر میکنم نمیتونی اینجا رو تحمل کنی. انگار هیچوقت خوشحال نیستی.
nothing
قرار است خیلی کارها بکنم که نباید بکنم و اینها قرار است خیلی نگرانم کند، اما در هر صورت باید انجامشان بدهم
nothing