هر آدمی انگیزههای خوب برای خودش در میآره. میگن معلومه داره این کارو میکنه دیگه تا حالا تو ایست اِند کار میکرد. این کارم برای این کرد که راضی نبود. این کارو به خاطر ضعف خودش کرد. یه مرد تو زندگیش کم داشت. اگه یه مرد داشت لازم نبود این کارو بکنه. فکر نمیکنین به مردا اصلاً علاقهای نداره؟ باید زن داغونی باشه، باید عین این زنای آمازونی باشه، باید خیلی تو دیوار باشه که رفته همچین جایی داره کار میکنه... خُب من میگم اصلاً چه اهمیتی داره چرا دارم این کار میکنم؟ چرا اصلاً آدم باید بره به کسی کمک کنه؟ دلیل اصلاً تو درجهی اول اهمیت نیست. اگه من این کارو نکنم، کاره هم هیچوقت نمیشه.