
Gloria
۶
فراوانیِ هر چیز از ارزش آن کم میکند. درد هم مثل هر چیز دیگر است لابد. فراوان که بشود آدم حسش نمیکند
sheloo
۱
«بیشتر عشقها با این جملات احمقانه و کلیشهای شروع میشه: “انگار هزار ساله شما رو میشناسم” یا “گمشدهای که سالها دنبالش میگشتم تو بودی. بالاخره پیدات کردم” و نمونههای دیگهای تو همین مایهها. عدهٔ کثیری هم هنوز بر این باورند که آدمها نیمهٔ گمشده دارند. دروتخته. زهی خیال باطل زهی خیال پوچ. اگه چیزی مفقود شده و از دستش دادهیم عقل ماست پدرجان که انگار کاه بوده و خری اون رو از روی زمین برداشته و خورده. بعد هم رفته و پوزهش رو کرده توی جوب آب و سیر نوشیده و عقل ما بالکل توی شکم خرِ روزگار محو شده. کجای کاری پدرجان...»
