جملات زیبای کتاب ما این جا داریم می میریم | طاقچه
تصویر جلد کتاب ما این جا داریم می میریم
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ما این جا داریم می میریم

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۴۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
مریم حسینیان
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۷
مناظرهٔ کی با کی؟ چه فرقی داشت کدام‌شان رییس‌جمهور شود؟ وقتی قیمت‌ها پایین نیاید چه فایده‌ای دارد؟ وقتی آلودگی هوا باشد و مردم نتوانند گوشت و مرغ و تابلوفرش بخرند
تپولی خواه
۳
این رمانی است برای دو نفر: مهدی عزیزم که عشق را با لبخند به من هدیه داد و دُردانه‌ام، امیرحسین که عشق را با لبخند به او هدیه دادم...
پِ مثلِ پرنی
۲
«واقعاً من به گوهر افتخار می‌کنم که توانایی خراب کردن حال همه رو باهم داره.
Faran
۰
مژگان بغض کرد. نمی‌توانست توضیح بدهد که بزک‌دوزکی در کار نیست. فقط ته‌مایهٔ رژلب صورتی است و مژه‌هایش همیشه همین‌طور پُر و فردار هستند. نمی‌توانست به پیرمرد بگوید که تُرک‌ها معمولاً خوش‌آب‌ورنگ‌اند و نیازی به بزک‌دوزک ندارند و اگر پدربزرگ خدا بیامرزش در زنجان می‌شنید که مرد نامحرمی وسط امیرآباد، بعد از پمپ‌بنزین، به صورت نوه‌اش نگاه کرده و گفته بزک‌دوزک کرده و روز عاشورا به امام حسین بی‌حرمتی کرده است، یک‌راست می‌آمد تهران و پیرمرد را با مغازه‌اش یک‌جا دفن می‌کرد.
Faran
۰
وقتی بچه‌پری‌ها می‌ترسند، باران می‌بارد.
Faran
۰
دخترهای این دوره‌زمانه که کار بلد نیستند. برنامه‌ریزی درستی هم ندارند. فقط دوست دارند یکی بچه‌شان را جمع کند و شام و ناهار شوهرشان را بفرستد تا آن‌ها پا روی پا بگذارند و فیلم تماشا کنند و بروند دنبال دل‌شان و رنگ‌مو عوض کنند.