یکدفعه باد زمستانی زوزهای کشید و جهتش را عوض کرد؛ از پنجرهٔ آشپزخانه به داخل وزید و باعث شد پردهٔ آبی و سفید پنجره توی هوا پیچ و تاب بخورد.
با صدای پشتِ سر همِ جرینگ، قژژژژ و تِق، کسی کلیدش را توی قفل در جلویی خانهٔ گَتسبیها چرخاند.
شهرزاد بانو
«چیزی که به نظر تو بده ممکنه به نظر یکی دیگه جالب باشه. یا برعکس.»