جملات زیبای کتاب دختری که او می شناخت | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختری که او می شناختsubscriptionAvailable

کتاب دختری که او می شناخت

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۴۲ رأی)
انتشارات: 
نشر سنگ

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
منا نصرالهی
۱۴
هر روز یک کار که تو را می‌ترساند انجام بده،
ناسارا
۱۳
خنده‌دار است ویژگی‌ای که تو را جذب کسی می‌کند همان چیزی باشد که وقتی در حال جدایی از هم هستید، دیگر نمی‌توانید تحملش کنید. خنده‌دار نه از نوع قاه‌قاه خندیدن. خنده‌دار از این جهت که چه‌طور امکان دارد متوجه این موضوع نشده باشی؟
Arajan Mohammdi
۱۰
ممکن بود بقیهٔ داوطلبان گمان کنند کار با حیوانات فرصتی است برای من که از تنهایی و انزوایی که مرا در طول سال‌های تحصیلم احاطه کرده بود، رهایی بخشد. ولی تعداد اندکی درک می‌کردند که من فقط همراهی حیوانات را به همراهی اغلب آدم‌ها ترجیح می‌دادم. نگاه پر از زندگی‌شان وقتی می‌فهمیدند می‌توانند به من اعتماد کنند بیش‌تر از هر رابطهٔ اجتماعی‌ای در دنیا به من انرژی می‌داد. اگر چیز دیگری وجود داشت که به اندازهٔ حیوانات عاشقش باشم، آن چیز کتاب بود.
Mary gholami
۹
خواندن مرا به مکان‌هایی دوردست می‌برد، دوره‌های تاریخی بی‌نظیر و دنیاهایی که کاملاً با دنیای من متفاوت بودند.
Mary gholami
۷
زن مثل چای کیسه‌ای می‌مونه، هیچ وقت نمی‌دونی چه‌قدر می‌تونه قوی باشه تا زمانی که تو آب داغ قرارش بدی
Mary gholami
۷
زندگی برای هیچ‌کس آسون نیست. همهٔ ما چالش‌های خودمون رو داریم. همه با مشکلات روبه‌رو می‌شیم. ولی روشی که برای مقابله با مشکلات به کار می‌بریم چیزیه که ما رو می‌سازه
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۷
هیچ وقت به‌عمد بی‌ادبی نمی‌کردم، ولی اغلب فراموش می‌کردم تشکر کنم
Parinaz
۷
نیاز داشتم کتاب بخوانم، بخوابم و تنها باشم.
Parinaz
۶
«به نظرم وقت گذروندن با بچه‌ها لذت‌بخش‌تر از وقت گذروندن با خیلی از بزرگ‌ترهاست.»
×Mira×
۵
یک لحظه فهمیدم این‌طور که به حیوانات احساس وابستگی می‌کنم تاکنون به هیچ انسانی این حس را نداشته‌ام. و برایم سؤال بود اگر کسی که رها می‌شود من باشم، چه‌قدر می‌تواند حس دردناکی باشد.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۴
من واقعاً از همه چیز فرار می‌کنم. پنهان می‌شوم.
Parinaz
۴
«می‌دونی این‌که بعضی مواقع به یه جواب درست و حسابی فکر کنی، ولی وقتی به ذهنت می‌آد ساعت‌ها از ماجرا گذشته، چه‌طوریه؟»
سوگند دولو
۳
سال‌ها همبرگرم را ساده سفارش داده بودم و هرگز حتی فکر هم نکرده بودم می‌توان همبرگر را به روش دیگری هم خورد تا این‌که جانس همبرگری با سس کچاپ به من داد و تازه فهمیدم چه‌قدر با سس مزهٔ بهتری دارد. «تو برای زندگی من مثل سس کچاپ هستی.»
Mary gholami
۳
من فقط همراهی حیوانات را به همراهی اغلب آدم‌ها ترجیح می‌دادم
Mary gholami
۳
«هرگز به کسی که قدرت بله گفتن ندارد، اجازه نده به تو نه بگوید.»
منا نصرالهی
۳
وقتی نگاهش کردم که کم‌کم دور می‌شد، یک چیز را خیلی خوب فهمیدم. این‌که پیش از این‌که حتی نیمی از جادهٔ ماشین‌رو روبه‌روی خانه را طی کرده باشد، دلم برایش تنگ شده بود.
hamtaf
۳
ممکن است بیشتر مواقع نفهمم مردم چه می‌گویند، ولی وقتی مهربانی کنند متوجه آن می‌شوم.
hamtaf
۳
. خواب یکی از راه‌های مقابلهٔ من با درد بود.
زهره
۳
ولی یه دفعه یادم اومد تا من نخوام کسی نمی‌تونه کاری کنه که احساس کوچیکی کنم.»
زهره
۳
«تو یه ویژگی فوق‌العاده داری که به مردم عرضه کنی، آنیکا. تو صادق و وفاداری. همه این خصلت رو تحسین نمی‌کنن و در هر حال آدم‌هایی هم هستن که تو رو دوست نخواهند داشت. زندگی برای هیچ‌کس آسون نیست. همهٔ ما چالش‌های خودمون رو داریم. همه با مشکلات روبه‌رو می‌شیم. ولی روشی که برای مقابله با مشکلات به کار می‌بریم چیزیه که ما رو می‌سازه.»
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۳
می‌توانم او را تصور کنم که بعد از گذاشتن پیام، بی‌رمق روی یک صندلی آوار شده است، زیرا می‌دانم چه‌قدر انجام چنین کارهایی برای او دشوار است.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۳
من خیلی حرف زدن پشت تلفن را دوست نداشتم،
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۳
او تا آخرین حد ممکن مورد ظلم و زورگویی قرارگرفته، آن‌قدر که نخواهد کاری کند که کسی حس بدی پیدا کند.
Parinaz
۳
همراهی حیوانات را به همراهی اغلب آدم‌ها ترجیح می‌دادم.
منا نصرالهی
۲
«مثل اینه که همهٔ آدم‌های اطرافت یه کپی از دستورالعمل زندگی رو دارن، ولی هیچ‌کس اون رو به تو نمی‌ده و تو مجبوری کورکورانه به رفتن ادامه بدی، به امید این‌که بتونی راهت رو پیدا کنی. ولی اغلب اشتباه کنی.»
hamtaf
۲
خواندن مرا به مکان‌هایی دوردست می‌برد، دوره‌های تاریخی بی‌نظیر و دنیاهایی که کاملاً با دنیای من متفاوت بودند
hamtaf
۲
نه جاناتان، نه من هیچ کدام حرف نمی‌زدیم. بخشی زیادی از بازی شطرنج در سکوت می‌گذرد، ولی برای من، افزون بر این، زیبایی عظیمی در این نبودِ صدا وجود دارد. گفتم: «کیش و مات.»
hamtaf
۲
این مسأله‌ای است که هیچ‌کس دربارهٔ طلاق به شما نمی‌گوید. مهم نیست شما و همسرتان چه‌قدر بر سر این‌که رابطهٔ شما دیگر تمام شده است، توافق داشته باشید، جدا شدن راه شما و همسرتان به اندازهٔ مرگ دردناک است و دردش مدام همراه‌تان است تا این‌که یک روز متوجه می‌شوید دیگر خبری از آن درد نیست.
hamtaf
۲
خیلی سخت است با نگاه کردن به مردم بفهمی چه‌طور آدمی هستند. مهربانند یا نیستند. بعضی مردم از بیرون بسیار درخشانند، ولی از درون پوسیده‌اند. بعضی از مردم وانمود می‌کنند، مهربانند، ولی فقط ادای آن را درمی‌آورند.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۲
من به پهلو رو به دیوار خوابیده بودم، چون این حالت مورد علاقه‌ام برای مطالعه بود.