جملات زیبای کتاب پیتر نیمبل و چشم های شگفت انگیزش | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیتر نیمبل و چشم های شگفت انگیزش

بریده‌هایی از کتاب پیتر نیمبل و چشم های شگفت انگیزش

۴٫۷
(۴۱)
«حاضر بودم دست‌هام رو بدم، ولی چشم‌هام ببینه.»
h
پروفسور کیک پیرمرد خمیده‌ای بود با صدایی به‌اندازهٔ بند انگشت‌هایش، چروکیده!
niki
بعضی‌وقت‌ها عدالت بیشتر از حد توانمون از ما طلب می‌کنه.
Black pen
«دنیا پر از آب‌های کشف‌نشده‌ست. هرچی بیشتر روی آب سفر کنی، اونا عمیق‌تر و جادویی‌تر می‌شن.»
niki
ساده‌ترین توضیح معمولاً درست‌ترین توضیح است.
a Booker
اگر فقط یک چیز در کار دزدی بود که آن را بیشتر از بقیه دوست داشت، باز کردن قفل‌ها بود. به نظرش هر قفلی یک چالش شخصی بود؛ فکر می‌کرد قفل‌ها در اصل طراحی شده‌اند تا به آدم بگویند چه کارهایی را نمی‌تواند انجام دهد! تو نمی‌توانی غذای داخل این صندوق را برداری؛ تو نمی‌توانی از این زیرزمین فرار کنی؛ تو نمی‌توانی بفهمی توی این کالسکه چه چیزهایی هست. هر قفل، گنجی را زندانی کرده بود؛ گنجی که می‌خواست آزاد شود! و پیتر همیشه خوش‌حال می‌شد چنین لطفی به آن گنج بکند.
starlight
یک اصطلاح قدیمی هست که زمانی مردی آن را ساخت تا نسبت به فرزندانش احساس برتری کند. متأسفانه این ضرب‌المثل در طول سال‌ها معروف شد و حالا خیلی از آدم‌ها معتقدند که این ضرب‌المثل حقیقت دارد: برای بچه‌ها دلیل و منطق نیاور! همان‌طور که هر بچهٔ عاقلی می‌تواند تصدیق کند، این احساس مُزخرفِ محض است. همچنان‌که پگ و پیتر جُفتشان ساق پایشان را می‌مالیدند، عُلیاحضرت جملهٔ حقیقی‌تری را به زبان آورد: «برای یه آدم‌بزرگ، دلیل و منطق نیار!»
Black pen
بحث انتخاب بین یک بدبختی راحت و یک ابهام وحشتناک بود!
𝙰𝚃𝙾𝙼𝙴
پروفسور کیک که آدم باهوشی بود، می‌دانست هر رابطه‌ای که با یکی دوتا مُشت شروع نشود، حتماً در طول زمان از هم می‌پاشد!
Nelin
ممکنه تو هیچ‌وقت مجبور نباشی به آینه نگاه کنی، پیتر، ولی من این کارو می‌کنم. دلم نمی‌خواد ببینم یه بُزدل بهم زُل می‌زنه. من می‌جنگم و اگه این به معنی مرگ باشه، بذار باشه. ترجیح می‌دم جونم رو فدا کنم، تااینکه مثل یه ترسو به زندگی ادامه بدم.»
bookworm123
پسرکِ قصهٔ ما در تأمین کردن وسایل زندگی‌اش، همه‌چیز داشت به‌جز تضمینی برای بی پدر و مادر و تنها بزرگ شدن.
توفنده متیو
می‌توانست صدای شوالیه را از دشت بشنود. او مشغول مبارزه با یک دسته کرم شب‌تاب بود! تسلیم شین، جن‌های دوزخی!
توفنده متیو
پیتر در رؤیای خوشبختی بود. اما این فقط یک رؤیا بود؛
توفنده متیو
پروفسور کیک که آدم باهوشی بود، می‌دانست هر رابطه‌ای که با یکی دوتا مُشت شروع نشود، حتماً در طول زمان از هم می‌پاشد! این حقیقتی شناخته‌شده است که دعوا، باعث ایجاد دوستی می‌شود.
توفنده متیو
تنها چیزی که از یک ماجراجویی خطرناک بدتر است، ماجراجویی خسته‌کننده است؛
توفنده متیو

حجم

۹۲۹٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

حجم

۹۲۹٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

قیمت:
۱۸۰,۰۰۰
تومان