
h
۱۱
«حاضر بودم دستهام رو بدم، ولی چشمهام ببینه.»
niki
۶
پروفسور کیک پیرمرد خمیدهای بود با صدایی بهاندازهٔ بند انگشتهایش، چروکیده!
꧁ black pen ꧂
۵
بعضیوقتها عدالت بیشتر از حد توانمون از ما طلب میکنه.
niki
۲
«دنیا پر از آبهای کشفنشدهست. هرچی بیشتر روی آب سفر کنی، اونا عمیقتر و جادوییتر میشن.»
a Booker
۱
سادهترین توضیح معمولاً درستترین توضیح است.
starlight
۱
اگر فقط یک چیز در کار دزدی بود که آن را بیشتر از بقیه دوست داشت، باز کردن قفلها بود. به نظرش هر قفلی یک چالش شخصی بود؛ فکر میکرد قفلها در اصل طراحی شدهاند تا به آدم بگویند چه کارهایی را نمیتواند انجام دهد! تو نمیتوانی غذای داخل این صندوق را برداری؛ تو نمیتوانی از این زیرزمین فرار کنی؛ تو نمیتوانی بفهمی توی این کالسکه چه چیزهایی هست. هر قفل، گنجی را زندانی کرده بود؛ گنجی که میخواست آزاد شود! و پیتر همیشه خوشحال میشد چنین لطفی به آن گنج بکند.
꧁ black pen ꧂
۱
یک اصطلاح قدیمی هست که زمانی مردی آن را ساخت تا نسبت به فرزندانش احساس برتری کند. متأسفانه این ضربالمثل در طول سالها معروف شد و حالا خیلی از آدمها معتقدند که این ضربالمثل حقیقت دارد: برای بچهها دلیل و منطق نیاور!
همانطور که هر بچهٔ عاقلی میتواند تصدیق کند، این احساس مُزخرفِ محض است. همچنانکه پگ و پیتر جُفتشان ساق پایشان را میمالیدند، عُلیاحضرت جملهٔ حقیقیتری را به زبان آورد: «برای یه آدمبزرگ، دلیل و منطق نیار!»
𝙰𝚃𝙾𝙼𝙴
۱
بحث انتخاب بین یک بدبختی راحت و یک ابهام وحشتناک بود!
Nelin
۱
پروفسور کیک که آدم باهوشی بود، میدانست هر رابطهای که با یکی دوتا مُشت شروع نشود، حتماً در طول زمان از هم میپاشد!
bookworm123
۱
ممکنه تو هیچوقت مجبور نباشی به آینه نگاه کنی، پیتر، ولی من این کارو میکنم. دلم نمیخواد ببینم یه بُزدل بهم زُل میزنه. من میجنگم و اگه این به معنی مرگ باشه، بذار باشه. ترجیح میدم جونم رو فدا کنم، تااینکه مثل یه ترسو به زندگی ادامه بدم.»
توفنده متیو
۱
پسرکِ قصهٔ ما در تأمین کردن وسایل زندگیاش، همهچیز داشت بهجز تضمینی برای بی پدر و مادر و تنها بزرگ شدن.
توفنده متیو
۱
میتوانست صدای شوالیه را از دشت بشنود. او مشغول مبارزه با یک دسته کرم شبتاب بود!
تسلیم شین، جنهای دوزخی!
توفنده متیو
۰
پیتر در رؤیای خوشبختی بود.
اما این فقط یک رؤیا بود؛
توفنده متیو
۰
پروفسور کیک که آدم باهوشی بود، میدانست هر رابطهای که با یکی دوتا مُشت شروع نشود، حتماً در طول زمان از هم میپاشد! این حقیقتی شناختهشده است که دعوا، باعث ایجاد دوستی میشود.
توفنده متیو
۰
تنها چیزی که از یک ماجراجویی خطرناک بدتر است، ماجراجویی خستهکننده است؛
توفنده متیو
۰
ما شوالیهها فضیلتهای زیادی داریم، ولی صبر و تحمل جزء این فضیلتها نیست.
توفنده متیو
۰
«به نظر میاد همهشون بیچارهن. لازم نیست بگم از بوشون مشخصه.»
سِر تود گفت: «خیالت راحت! قیافهشونم خیلی بهتر از بوشون نیست.»
توفنده متیو
۰
بااینکه میشه آدمبزرگها رو ترسوند و فریب داد، بُنیهٔ بچهها از چیزای خیلی قویتری ساخته شده. اون میدونست که قلمرویی پر از بچه، هیچوقت حاکمی شیاد رو نمیپذیره.