«حاضر بودم دستهام رو بدم، ولی چشمهام ببینه.»
h
پروفسور کیک پیرمرد خمیدهای بود با صدایی بهاندازهٔ بند انگشتهایش، چروکیده!
niki
بعضیوقتها عدالت بیشتر از حد توانمون از ما طلب میکنه.
Black pen
«دنیا پر از آبهای کشفنشدهست. هرچی بیشتر روی آب سفر کنی، اونا عمیقتر و جادوییتر میشن.»
niki
سادهترین توضیح معمولاً درستترین توضیح است.
a Booker
اگر فقط یک چیز در کار دزدی بود که آن را بیشتر از بقیه دوست داشت، باز کردن قفلها بود. به نظرش هر قفلی یک چالش شخصی بود؛ فکر میکرد قفلها در اصل طراحی شدهاند تا به آدم بگویند چه کارهایی را نمیتواند انجام دهد! تو نمیتوانی غذای داخل این صندوق را برداری؛ تو نمیتوانی از این زیرزمین فرار کنی؛ تو نمیتوانی بفهمی توی این کالسکه چه چیزهایی هست. هر قفل، گنجی را زندانی کرده بود؛ گنجی که میخواست آزاد شود! و پیتر همیشه خوشحال میشد چنین لطفی به آن گنج بکند.
starlight
یک اصطلاح قدیمی هست که زمانی مردی آن را ساخت تا نسبت به فرزندانش احساس برتری کند. متأسفانه این ضربالمثل در طول سالها معروف شد و حالا خیلی از آدمها معتقدند که این ضربالمثل حقیقت دارد: برای بچهها دلیل و منطق نیاور!
همانطور که هر بچهٔ عاقلی میتواند تصدیق کند، این احساس مُزخرفِ محض است. همچنانکه پگ و پیتر جُفتشان ساق پایشان را میمالیدند، عُلیاحضرت جملهٔ حقیقیتری را به زبان آورد: «برای یه آدمبزرگ، دلیل و منطق نیار!»
Black pen
بحث انتخاب بین یک بدبختی راحت و یک ابهام وحشتناک بود!
𝙰𝚃𝙾𝙼𝙴
پروفسور کیک که آدم باهوشی بود، میدانست هر رابطهای که با یکی دوتا مُشت شروع نشود، حتماً در طول زمان از هم میپاشد!
Nelin
ممکنه تو هیچوقت مجبور نباشی به آینه نگاه کنی، پیتر، ولی من این کارو میکنم. دلم نمیخواد ببینم یه بُزدل بهم زُل میزنه. من میجنگم و اگه این به معنی مرگ باشه، بذار باشه. ترجیح میدم جونم رو فدا کنم، تااینکه مثل یه ترسو به زندگی ادامه بدم.»
bookworm123