
chocolate
۵۷
حتی ساعت خراب هم روزی دو بار زمانِ درست را نشان میدهد.
chocolate
۲۷
عشق فقط کور نیست. احمق هم هست.
chocolate
۱۸
ناراحتی، همهٔ انرژی آدم را بیرون میکشد.
A.zainab
۱۱
انگار با چتر نجات وسط زندگی یک نفر دیگر فرود آمدهام. کسی که دقیقاً شبیه من است، ولی خودم نیست.
وردة الحمراء
۱۰
کاش میتوانستم به خودم لگد بزنم ولی جهت انگشتهای پایم برعکس است. هیچ کاری را نمیتوانم درست انجام بدهم!
باران نویریان
۹
هیچ چیز اعصابخردکنتر از این نیست که بخواهی حقیقت را از زیر زبان کسی بیرون بکشی که نمیتوانی به او بگویی دقیقاً چه هدفی داری.
حَـدیـثـهــ
۶
مثل اینکه بهکل یادم رفته چه دانشآموز تنبلی بودهام، چون همهٔ معلمها از پیشرفت تحصیلیام شوکه شدهاند. وقتی مشقهایم را تحویل میدهم، بعضیهایشان میخواهند غش کنند.
ز.م
۵
چِیس آمبروزی که قبلاً بودم، هیچوقت نمیتوانست اینقدر حامی داشته باشد. مامان و بابا. جانی. شاید آرون و بِر که حتماً بدترین شاهدهای دنیا میشدند. شاید چندتا از همتیمیهای دیگرم، چون احساس اجبار میکردند. فقط همینها بودند که حاضر میشدند روی صندلیهای طرفدارانم بنشینند.
پشت سر خانوادهام از پلههای دادگاه پایین میآیم و با تمام وجود، هوای آزاد را به ریههایم میکشم.
چندتا از آدمهای دنیا میتوانند زندگیشان را از نو شروع کنند؟
سقوطکردن از پشتبام، بهترین اتفاقی است که تا حالا برایم افتاده.
باران نویریان
۵
فراموشکردنِ گذشتهام به اندازهٔ کافی عجیب بود، ولی این عجیبتر است: هر چه بیشتر یادم میآید، کمتر خودم را میشناسم.
باران نویریان
۴
شک ندارم که تو قوی هستی. و احمق. ولی همه یه وقتایی احمق میشن. راهش اینه که نذاری چندتا حماقت باعث بشن کل بازی رو ببازی.
H . E
۳
چِیس هر روز چیزهای بیشتری به یاد میآورد. البته هنوز راه درازی دارد تا فراموشیاش کاملاً درمان شود. ولی هر از چندگاهی در راهروی مدرسه میبینمش که رنگش پریده و کاملاً شوکه شده و میفهمم چیز وحشتناکی از زندگی قبلیاش فهمیده. طفلک بیچاره. شاید یک روز به این موضوع عادت کند و دیگر اینقدر اذیت نشود. ولی بعید میدانم.
Parinaz
۳
حافظه اونقدرا هم که میگن چیز خوبی نیست.
(:Ne´gar:)
۲
من بدترین اتفاق زندگیام را پشت سر گذاشتم. جوری آزارم دادند که مجبور شدم شهر را ترک کنم. ولی بیشترِ بچهها حتی شاخکهایشان هم تکان نخورد.
rozhin
۲
وقتی به زندگی واقعی دسترسی داری، فیلمنامه میخواهی چهکار؟
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۲
یک بار دیگر به خلاء سرک میکشم؛ به جایی که حافظهام باید آنجا باشد. مثل این است که دستت را توی جیبت فرو کنی تا چیزی را برداری که باید آنجا باشد، ولی نیست. با این تفاوت که چیزی که من دنبالش میگردم کلید یا گوشی نیست؛ کل زندگیام است.
وردة الحمراء
۲
ناراحتی، همهٔ انرژی آدم را بیرون میکشد.
وردة الحمراء
۲
وقتی فراموشی میگیری حتی شناختن دوبارهٔ آدمهای مهم زندگیات هم خیلی سخت میشود.
وردة الحمراء
۲
هیچوقت نمیتوانم از خودم فرار کنم.
a Booker
۲
تندتر میدوم و شتابم بیشتر میشود. از سختترین تمرینهایم سریعتر میدوم. به راحتی میتوانم از آرون و بِر فرار کنم.
ولی هیچوقت نمیتوانم از خودم فرار کنم
Parinaz
۲
توی دنیا فقط همدیگه رو داشتیم. اون مواظب همهچیز بود و من مواظب اون بودم.
نرگس گلی:)
۲
چندتا از آدمهای دنیا میتوانند زندگیشان را از نو شروع کنند؟
rozhin
۱
همه یه وقتایی احمق میشن. راهش اینه که نذاری چندتا حماقت باعث بشن کل بازی رو ببازی
کاربر5096
۱
میگویم: «سالن غذاخوری. تقریباً با هم ناهار خوردیم. من برندنام.»
صورتش آرام میشود و لبخند مظلومانهای میزند که یعنی من را شناخته. گچ دستش را باز کرده و حتی جای زخمهایش دارند محو میشوند. خودش را معرفی میکند: «چِیس.»
خندهام میگیرد: «همه تو رو میشناسن.»
H . E
۱
بهترین ویژگی باشگاه ویدئو، آدمهایی هستند که کشف میکنی. مثل آقای سالوِی. یا کیمی، که اگر به خاطر باشگاه نبود هرگز متوجه حضور من نمیشد. یا چِیس، که سهچهارمِ عمرم از او میترسیدم و حالا یکی از بهترین دوستانم است.
یـ★ـونا
۱
آرون اضافه میکند: «ما همیشه باهاتیم پسر.»
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۱
به انعکاس تصویرم خیره میشوم.
یک غریبه به من زل زده است.
Helen of Hearts
۱
وقتی یک مشت عوضی تو را قربانی میبینند، مشکل از آنهاست. ولی وقتی این اتفاق آنقدر طولانی میشود که دیگر خودت هم خودت را همانطور میبینی، بیرونآمدن از این چاه خیلی مشکل است.
🧚🏻♀
۱
عشق فقط کور نیست. احمق هم هست.
rozhin
۰
هیچ چیز اعصابخردکنتر از این نیست که بخواهی حقیقت را از زیر زبان کسی بیرون بکشی که نمیتوانی به او بگویی دقیقاً چه هدفی داری.
rozhin
۰
بعضیوقتا تنها چیزی که آدم لازم داره اینه که یه چماق بخوره تو سرش