
مستاجر خدا :)♡
۱۲
من دیگه نمیتونم هر روز دلم به این خوش باشه که تونستم یه روز دیگه زنده بمونم! باید راههای بیشتری برای زندگی کردن باشه؛ راههایی با امید بیشتر.
spencer
۶
هیچوقت قرار نیست چیزی عوض شود... مگر اینکه کسی خودش دست به تغییر شرایط بزند.
سجاد
۵
من یکی از بهترین هنرمندان گروه خودمان هستم و همه این حقیقت را میدانند! هیچوقت هم عادت ندارم بهخاطر موفق بودنم از کسی عذرخواهی کنم؛ مخصوصاً اینکه برای رسیدن به آن موفقیت، زحمتهای زیادی کشیده باشم.
مستاجر خدا :)♡
۴
ببینین این درخت چطور توی همچین شرایط سختی، همچنان مغرور و باافتخار سر جاش ایستاده! ما هم باید یاد بگیریم که همیشه همینطوری باشیم؛ قوی و پابرجا. مهم نیست که دوروبَرمون چه اتفاقهایی میافته.
مستاجر خدا :)♡
۴
بینقص بودن ارزندهترین کاریه که هر کس توی زندگیش باید یاد بگیره که انجام بده؛ ولی به همون اندازه هم باید فهمید چه موقع لازمه که ازش دست برداشت.
سجاد
۳
خودم بهتر از هر کس دیگری میدانم که چطور باید این کار را انجام بدهم. اگر بخواهم به دیگران بگویم چه اتفاقی برایم افتاده، ممکن است به دیوانگی متهم شوم.
Book
۳
ما غیرممکنهای زیادی رو ممکن کردیم.
çukur
۲
بینقص بودن ارزندهترین کاریه که هر کس توی زندگیش باید یاد بگیره که انجام بده؛ ولی به همون اندازه هم باید فهمید چه موقع لازمه که ازش دست برداشت.
Book
۲
قلب من همیشه بهخاطر اسم یه نفر تو سینهم تپیده.... اسم تو!
Book
۲
بینقص بودن ارزندهترین کاریه که هر کس توی زندگیش باید یاد بگیره که انجام بده؛ ولی به همون اندازه هم باید فهمید چه موقع لازمه که ازش دست برداشت.
Nirvana
۱
بینقص بودن ارزندهترین کاریه که هر کس توی زندگیش باید یاد بگیره که انجام بده؛ ولی به همون اندازه هم باید فهمید چه موقع لازمه که ازش دست برداشت.
شکوفه صبح
۰
حقیقت انکارناپذیری در وجود او هست که نمیتوانم نادیدهاش بگیرم؛ اینکه تا زمانیکه زندگیام در دستهای اوست، هیچ جایی برای نگران شدن نیست.
شکوفه صبح
۰
در زیر این کوهستان، دنیا هنوز خطرناک و نامطمئن است؛ اما حالا و در اینجا، ما دوباره امید را بهدست آوردهایم و قدرت عشق به عزیزانمان را هم در کنار هم احساس میکنیم.
شکوفه صبح
۰
سرم را تکان میدهم و ترکیبی از احساسات مختلف قلبم را پر میکند. میگویم: هنوز نمیتونم باور کنم که اینجایی. تو بهخاطر من اسیر شده بودی...
فِی، من بهخاطر این اسیر شدم که میدونستم تو شجاعت کافی برای برگشتن به اینجا رو داری؛ برای نجات دادن دهکدهمون. فکر میکنی بزرگترین توانایی تو هنرته؟ نه، اینطور نیست. این شجاعت توئه که بهت نیرو میده.
شکوفه صبح
۰
نمیتونستم وِلِت کنم فِی. واسهم اصلاً مهم نیست که شرایط اینجا چقدر خطرناک باشه یا چه اتفاقهای جدیدی تو جاهای دیگهٔ بیژو در انتظارم باشه. جای من کنار توئه. هرجا که تو باشی.
Book
۰
انگار ترس قدرت دوچندانی برای غلبه بر درد به او داده است.
Book
۰
ببینین این درخت چطور توی همچین شرایط سختی، همچنان مغرور و باافتخار سر جاش ایستاده! ما هم باید یاد بگیریم که همیشه همینطوری باشیم؛ قوی و پابرجا. مهم نیست که دوروبَرمون چه اتفاقهایی میافته.
Book
۰
غرور آخرین چیزیه که ازش دست برمیدارم. غرور آخرین داراییِ ماست.
Book
۰
این سختترین کاری است که در زندگیام باید انجام بدهم و در عین وحشتزده بودن، آرام باقی بمانم.
Book
۰
اینجوری فکر میکنن که اگه همینطوری جلو بریم و به کارمون ادامه بدیم، اوضاع خودش خودبهخود بهتر میشه! هیچکس حواسش نیست که ما داریم فقط بهطرف سیاهی و نابودی حرکت میکنیم.
Book
۰
من دیگه نمیتونم هر روز دلم به این خوش باشه که تونستم یه روز دیگه زنده بمونم! باید راههای بیشتری برای زندگی کردن باشه؛ راههایی با امید بیشتر.
Book
۰
من مسحور این واقعیت میشوم که یک بازدم ساده، گاهی اوقات میتواند چه میزان غم را منتقل کند.
Book
۰
جای من کنار توئه. هرجا که تو باشی.
spencer
۰
درواقع انگار هیچکس او را ندیده است! این کار، حتی یکجورهایی از دیدن و مسخره کردن هم توهینآمیزتر است! انگار او برای همه نامرئی شده است و... دیگر هیچ معنایی برای شاگردهای مدرسه ندارد.
melina
۰
هیچوقت هم عادت ندارم بهخاطر موفق بودنم از کسی عذرخواهی کنم؛ مخصوصاً اینکه برای رسیدن به آن موفقیت، زحمتهای زیادی کشیده باشم.
melina
۰
نبودِ او مثل زخمی است که انگار هیچوقت خوب نمیشود؛ اما از دیدن او درحالِ انجام وظایف جدیدش هم حسابی میترسم. هر کار و وظیفهای هم که برای او تعیین کرده باشند، احتمالاً به شکلی است که دور از چشم من باشد.
