جملات زیبا از متن کتاب مردی از ژلاری | طاقچه
تصویر جلد کتاب مردی از ژلاریsubscriptionAvailable

کتاب مردی از ژلاری

حکایت یک عشق

۳.۰(از ۱۱ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۱,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

آه‌کشان گفتم: «چرا انسان‌ها این‌قدر خبیث‌اند!» سؤال نکردم. با این حال لوکا پاسخ داد. «چون معنی زندگی کردن را نمی‌دانند.»
Mary gholami
۲
مقصر یا بی‌تقصیر، واقعاً مهم نبود. پیش از آنکه به خود بیایند، در خون خویش غلتیدند.
Guzal
۱
رابطه‌ام با یوزا مستحق بررسی دقیق‌تری بود. نمی‌شد برایش نامی پیدا کرد. به هر حال آسان نبود. نام رابطه‌مان دوستی بود، مهربانی، همدردی، همین‌طور هراس و تردید.
Mary gholami
۰
مادربزرگ همیشه می‌گفت: «آدم نمی‌داند تحمل چه چیزهایی را دارد.» مادربزرگ، من می‌دانم. هیچ‌چیز را نمی‌توانم تحمل کنم.
Guzal
۰
هرکس همان‌جوری که به دنیا آمده است می‌ماند.
Guzal
۰
یوزا خجالت‌زده پرسید: «بگویم از چه چیزی خوشم آمده؟» «البته.» «از این خوشم آمده که همیشه هرجایی که با توام، به طریقی زیباست.»
Guzal
۰
مفهوم هستی را به سهولت دریافته بودیم: اگر تا نهایتِ رابطهٔ علت‌ومعلولی پیش برویم، می‌بینیم که در گذشتهٔ خودمان زندگی می‌کنیم.
Guzal
۰