گیتار و ویولتا پاررا با هم بزرگ شده بودند.
وقتی یکی صدا میزد، دیگری میآمد. گیتار و او با هم میخندیدند، میگریستند، از هم میپرسیدند، باور میکردند.
گیتار سوراخی در سینهاش داشت؛ ویولتا هم همچنین.
اما در ۱۹۶۷، گیتار صدا زد و ویولتا نیامد. هرگز دیگر نیامد.
پوکمون
عشق در زنان صرفاً با خورشید و لطافت آن قیاسپذیر است که در نهایتِ ظرافت، زمین را گرما میبخشد و آن را بارور میکند