جملات زیبای کتاب راز دختر استیو جابز | طاقچه
تصویر جلد کتاب راز دختر استیو جابزsubscriptionAvailable

کتاب راز دختر استیو جابز

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mahsa
۴
او ثروتمند بود و شلوارش پر از سوراخ بود؛ او موفق بود، اما به‌ندرت صحبت می‌کرد؛ هیکلش زیبا و باوقار بود، اما زمخت و دست‌وپاچلفتی بود؛ او معروف، اما ناامید و تنها بود؛ او یک کامپیوتر اختراع کرده بود و اسمش را به‌خاطر من لیزا گذاشته بود، اما به من توجهی نمی‌کرد
Mahsa
۲
مادرم گفت: «تو دبیرستان، همهٔ لباس‌هاش سوراخ‌سوراخ بود، کلاً مدلشه. توی قرار اولمون وقتی اومد دنبالم، پدرم ازش پرسید مرد جوون وقتی بزرگ شی، می‌خوای چی‌کاره شی؟ و می‌دونی اون چی گفت؟» چی؟ یه ولگرد!
Reyhan Sadeghi
۱
اما علت شکستش این بود که نمی‌دانست فقط کیفیت محصولات نبود که آن ایده‌ها را به پول تبدیل می‌کرد، بلکه ادراک کسب‌وکار مثل بازاریابی و استراتژی چگونه عمل کردن هم اهمیت زیادی داشت.
Mahsa
۱
پدر جوان من هم به کوبان اعتماد داشت، او به پدرم گفته بود اگر پسر بودم، به‌عنوان بخشی از میراث روحانی بودم و در آن صورت هم پدرم باید دادخواست می‌داد و من را حمایت می‌کرد؛ و زمانی که مشخص شد که من دخترم، مادرم بعدها از طریق سایر افراد انجمن مطلع شده بود که کوبان به پدرم گفته بود الزامی برای محافظت کردن از من و مادرم وجود ندارد.
کاربر ۴۸۶۴۴۶۳
۰
خواسته‌های ضعیف، تو را در برابر ناامیدی محافظت می‌کنند؛ اما هیچ‌چیز بیشتر از یک تباهی آشکارا، برای تو امن نیست.