زمان همچنانکه پیش میرود، تغییر شکل میدهد. زمان به خودی خود ترکیب یکنواختی دارد، اما وقتی مصرف میشود تغییر شکل میدهد. یک دورهٔ زمانی میتواند بدجوری سنگین و طولانی باشد و دورهٔ دیگر سبک و کوتاه. گاهی نظم اشیا وارونه میشود و در بدترین موارد نظم خود یکسر ناپدید میشود. گاهی چیزهایی که اصلاً نباید آنجا حضور داشته باشد به زمان افزوده میشود. مردم با تنظیم زمان چنانکه به هدفشان بخورد، شاید معنای وجود خود را تنظیم میکنند. به عبارت دیگر، با افزودن چنین اعمالی به زمان میتوانند ــــ ولو اندک ــــ سلامت عقل خود را حفظ کنند. بیشک اگر آدم بپذیرد زمانی که تازه پشت سر گذاشته به صورت یکنواخت و با نظمی از پیش تعیینشده میگذرد، اعصابش در برابر چنین فشاری تاب نمیآورد. تنگو حس میکرد چنین زندگی شکنجهای محض میشود.