
🌱 آونـב
۵
او افرادی را در جنگل دیده بود که از منظرهٔ یکدست سفید مینالیدند، ولی آنها بیسواد و نادان بودند چون هیچوقت یاد نگرفته بودند چطور دنیا را درست ببینند و صدایش را خوب بشنوند. برف، حرف میزد؛ از طوفانها و پرندگان میگفت و صبح هر روز، قصهای تازه برای گفتن داشت.
کاربر ۱۴۲۵۹۱۸
۴
چیزهای کمی در دنیا هستند که ارزش دارند کسی برای آنها بمیرد
ز.م
۲
در بزرگترین تالار این قصر، سه گرگ زندگی میکردند؛ یکی از آنها سفید بود، دیگری سیاه و سومی که از بقیه کوچکتر بود، لکههایی از هر دو رنگ روی تنش داشت و روی قفسهٔ سینهاش، جایی که قلبش در آن آرام میتپید، خاکستری بود.
کاربر ۱۴۲۵۹۱۸
۲
کرد، چیزهای کمی در دنیا هستند که ارزش دارند کسی برای آنها بمیرد
کاربر ۱۴۲۵۹۱۸
۲
چیزهای کمی در دنیا هستند که ارزش دارند کسی برای آنها بمیرد