جملات زیبای کتاب آن سوی آبی بی کران | طاقچه
تصویر جلد کتاب آن سوی آبی بی کرانsubscriptionAvailable

کتاب آن سوی آبی بی کران

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
لارن ولک، شبنم حاتمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Minoo
۱۷
«تو اون کسی هستی که ارزش داری دنبالت بگردن و پیدات کنن.»
معصومه توکلی
۶
وقتی یه جزیره‌نشین قایق داشته باشه، جزیره براش یه معنی داره و اگه نداشته باشه، یه معنی دیگه.
LiLion
۵
برایم عجیب بود چطور همین آدم‌هایی که این قوانین نانوشته را رعایت می‌کردند، بعضی وقت‌ها قوانینی را که توی کتاب‌های مقدسشان به‌دقت توضیح داده شده بود، نادیده می‌گرفتند و زیر پا می‌گذاشتند.
me
۴
می‌تونی از آدمای دیگه چیزهایی یاد بگیری، می‌تونی مسائل رو با باز نگه داشتن چشم‌هات یاد بگیری؛ ولی از خودت هم می‌تونی یاد بگیری. از هر چیزی که درونت بهت می‌گه. اگه بهش توجه کنی.»
me
۴
ولی روزی که خانم مگی به من یاد داد زغال‌سنگ تحت فشار ناشی از وزن لایه‌های زمین، سخت شده و به الماس تبدیل می‌شود، دیدگاهم نسبت به آن عوض شد و با خودم فکر کردم چه مواد خام و نتراشیدهٔ دیگری هم توی این دنیا هست که می‌شود امیدوار بود روزی به چیزهای کمیاب و باارزش تبدیل شوند.
moonchild
۴
کم‌کم داشتم یاد می‌گرفتم انجام بعضی چیزها زمان می‌برد و نگرانی، زمان آن را کوتاه‌تر نمی‌کند.
معصومه توکلی
۲
باد هم مثل دریا، حضورش اینجا همیشگی بود، هرچند در بالای تپه‌ها با قدرت بیشتری می‌وزید و وقتی من آن بالا در برابرش می‌ایستادم، حس می‌کردم مثل تیرکی روی زمینم و موهای رقصانم در باد، همچون پرچم آن.
me
۱
ولی روزی که خانم مگی به من یاد داد زغال‌سنگ تحت فشار ناشی از وزن لایه‌های زمین، سخت شده و به الماس تبدیل می‌شود، دیدگاهم نسبت به آن عوض شد و با خودم فکر کردم چه مواد خام و نتراشیدهٔ دیگری هم توی این دنیا هست که می‌شود امیدوار بود روزی به چیزهای کمیاب و باارزش تبدیل شوند.
معصومه توکلی
۰
باورش برایم سخت بود که این مرد که مثل ترکیبی از ماه‌های اوت و فوریه سرسخت، قوی و باهوش بود از همچین چیزی بترسد.
یاس ربیعی
۰
یه قایق با یه بادبان آبی رو انتخاب کردم. کوچیک، تمیز و آروم. وقتی در موردش حرف می‌زنم یادم می‌آد که فکر می‌کردم این قایق من رو به یه زندگی دیگه می‌رسونه.» او به من لبخند زد. «و رسوند؛ و یه‌کم بعدش تو اومدی اینجا، همون جوری.»