جملات زیبا از متن کتاب مزرعه‌ حیوانات | طاقچه
تصویر جلد کتاب مزرعه‌ حیوانات

کتاب مزرعه‌ حیوانات

۴.۵(از ۳۲۹ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر شورآفرین

قیمت:

۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نادان‌تر از آن بودند که حقیقت ماجرا را درک کنند
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۱۸۷
«همه برابرند، اما بعضی برابرترند. »
مبینا
۹۵
بر دیوار دیگر چیزی جز یک فرمان نبود: «همه برابرند، اما بعضی برابرترند. »
b€hz@d
۵۶
حیوانات در بیرون، از خوک به آدم، از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه می‌کردند، اما دیگر محال بود بتوان تشخیص داد چه کسی کیست؟
ponio
۳۸
آیا چنین وضعی شایسته‌ی نظام و طبیعت است؟ آیا این سرزمین آن‌قدر فقیر است که نمی‌تواند به ساکنان‌اش یک زندگی درخور و شایسته‌ اعطا کند؟ رفقا! نه، این‌چنین نیست!
256
۳۴
در بین همه‌ی حیوانات مزرعه، او تنها حیوانی بود که هیچ‌وقت نمی‌خندید و اگر علت را می‌پرسیدند، خیلی ساده می‌گفت: «چیز خنده‌داری نمی‌بینم. »
ponio
۲۷
و منطق‌شان هم این بود که زندگی اکنون پرمشقت است، انصاف در این است که دنیای بهتری در جای دیگری وجود داشته باشد.
ponio
۲۱
در آن فاصله نُه مرغ تلف شد. اجسادشان در باغ میوه دفن شد و شایع کردند که مرغ‌ها در اثر ابتلا به بیماری خروسک مرده‌اند.
zar zar
۱۹
با صدای بلند چیزی را که بر دیوار نوشته شده بود خواند. بر دیوار دیگر چیزی جز یک فرمان نبود: «همه برابرند، اما بعضی برابرترند. »
محمدجعفر حبیبی
۱۸
همیشه خود را مقابل طناب نگه می‌داشت و سنگ را متوقف می‌کرد. هیکل او که وجب به وجب دامنه را با زحمت می‌پیمود و نفس‌نفس می‌زد و با نوک سم‌اش به زمین پنجه می‌کشید و دو پهلویش از عرق سرریز بود، منظره‌یی بود که هر کسی را مالامال از حس همدردی و تحسین می‌کرد.
Elili
۱۴
«رفقا، آن بالا، آن بالا درست پشت آن ابر سیاه، سرزمین شیر و عسل است. همان سرزمینی که ما حیوانات بدبخت در آن برای همیشه از رنج کار آسوده می‌شویم. » حتا مدعی بود که در یکی از پروازهای دور و درازش آن‌جا را دیده است: جایی پر از مزارع جاودانی شبدر و پرچین‌هایی که روی آن‌ها قند و کلوچه می‌روید. خیلی از حیوانات گفته‌های او را باور می‌کردند، و منطق‌شان هم این بود که زندگی اکنون پرمشقت است، انصاف در این است که دنیای بهتری در جای دیگری وجود داشته باشد.
zar zar
۷
به‌هرحال با آوازها و راهپیمایی‌ها و آمار و ارقام اسکوالر و شلیک گلوله و قوقولی‌قوقوی جوجه‌خروس و اهتزاز پرچم اقلا برای مدت کوتاهی فراموش می‌کردند که شکم‌شان خالی ا‌ست.
zar zar
۶
رفقا، پیامی که من برای شما آورده‌ام، انقلاب است!
آناهیتا نوری
۶
خدا به من دُم داده، که با آن بتوانم مگس‌ها را از خودم دور کنم، ولی کاش نه دُمی داشتم و نه مگسی آفریده شده بود.
محمد
۵
آیا این سرزمین آن‌قدر فقیر است که نمی‌تواند به ساکنان‌اش یک زندگی درخور و شایسته‌ اعطا کند؟
sarahxhs
۵
خوک‌های کثیفِ تشنه‌ی قدرت، به‌ویژه سرکرده آن‌ها «ناپلئون»، به آن‌ها خیانت کرده و وادارشان می‌کند به همان روزگار بندگی خود بازگردند. تنها رهبری تغییر کرده است.
monphy
۴
ایستاد و مدتی متفکرانه از گوشه‌ی چشم به آن نظر دوخت و یک مرتبه و بی‌مقدمه پایش را بلند کرد و روی نقشه‌ها شاشید و بدون هیچ حرفی خارج شد.
کاربر ۱۰۲۹۷۸۷۰
۴
از صداقت بسیار به دور است که[ بگوییم ]انسان‌ها به صورت ذاتی برابر هستند، که دو نفر بتوانند نیم ساعت باهم بوده و یکی بر دیگری برتری پیدا نکند.
بامن‌بخوان
۳
داستان تاسف‌برانگیز اسکناس‌ها در شادمانی عمومی فراموش شد.
zar zar
۳
دوازده صدای خشمگین به طور یکسان بلند شده بود. حالا دیگر این‌که چه چیز در قیافه‌ی خوک‌ها تغییر کرده بود، مطرح نبود. حیوانات در بیرون، از خوک به آدم، از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه می‌کردند، اما دیگر محال بود بتوان تشخیص داد چه کسی کیست؟
k_mohamadi84
۳
آدم‌ها یگانه مخلوقی ‌هستند که مصرف می‌کنند و تولید ندارند. نه شیر می‌دهند و نه تخم می‌گذارند. آن‌ها ضعیف‌تر از آن‌اند که گاوآهن بکشند. سرعت‌شان در دویدن به حدی نیست که خرگوش را هم بگیرند. بااین‌حال ارباب مطلق حیوانات‌اند.
♡
۳
آدم‌ها به منافع هیچ موجودی نمی‌اندیشد.
♡
۳
درست است که زندگی‌شان سخت بود و به همه‌ی آرزوهای خود نرسیده بودند، ولی آگاه بودند که مثل سایر حیوانات نیستند
ست
۲
«همه برابرند، اما بعضی برابرترند. »
بامن‌بخوان
۲
صبح‌های یک‌شنبه، اسکوالر از روی قطعه کاغذ درازی که با یکی از پاهای جلویی‌ا‌ش نگه می‌داشت، برای آنان می‌خواند که تولید مواد مختلف غذایی، دویست درصد، سی‌صد درصد و حتا پانصد درصد افزایش داشته است. حیوانات دلیلی نمی‌دیدند که گفته‌های او را باور نکنند. به‌ویژه که آن‌ها به طور روشن، شرایط زندگی پیش از انقلاب را به خاطر نداشتند، اما بعضی روزها دل‌شان می‌خواست ارقام کم‌تری به خورد آن‌ها می‌دادند و درعوض غذای بیش‌تر.
rahim alimardanloo
۲
حیوانات در بیرون، از خوک به آدم، از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه می‌کردند، اما دیگر محال بود بتوان تشخیص داد چه کسی کیست؟
کاربر ۳۵۰۸۴۲۰
۲
«همه برابرند، اما بعضی برابرترند. »
sarahxhs
۲
حالا دیگر این‌که چه چیز در قیافه‌ی خوک‌ها تغییر کرده بود، مطرح نبود. حیوانات در بیرون، از خوک به آدم، از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه می‌کردند، اما دیگر محال بود بتوان تشخیص داد چه کسی کیست؟
کولر
۱
مساله برای حیوانات لاینحل بود؛ به هر تقدیر آن‌ها فرصت تفکر نداشتند.
ست
۱
«دلگرم‌کننده‌ترین واقعیت در مورد فعالیت انقلابی این است که، اگرچه همیشه به شکست منجر می‌شود، همیشه ادامه پیدا می‌کند. تصویر دنیایی آزاد و انسان‌هایی برابر، که در کنار یکدیگر در دولت برادری زندگی کنند- که در یک زمانه‌ پادشاهی بهشت نامیده می‌شود و زمانه‌یی دیگر جامعه‌ی بدون طبقه- هرگز به واقعیت نمی‌پیوندد، اما باور به آن هم هرگز منسوخ نمی‌شود. »
بامن‌بخوان
۱