
عینکی خوش قلب
۶
ولی بیشتر از همه آنجوری بود که به حرفهایت گوش میداد، آنجوری که همهٔ حواسش را به تو میداد. با بقیهٔ معلمها که صحبت میکردی، یک چشمشان به کلاس بود، ولی خانم بیکسبی تمام مدت نگاهش را به تو میدوخت. اصلاً هم مهم نبود چقدر طول بکشد تا بتوانی حرفت را بزنی.
mah_s
۴
واقعیت این است، همهٔ واقعیت این است؛ که در اصل، روز آخر نیست که از همه مهمتر است، بلکه روزهای قبلش اهمیت دارند؛ همانهایی که فرصت داری برگردی و دوباره بهشان نگاه کنی. آنها روزهای میخکی هستند. شاید اول خیلی به چشم نیایند، ولی بیشتر با تو میمانند.
لیلا
۳
«شهامت، در این نیست که اسلحه به دست بگیری. شهامت این است که بدانی هنوز نجنگیده شکست خوردهای، اما باز بجنگی و به هر قیمتی کار را تمام کنی.»
عینکی خوش قلب
۳
گاهی اوقات وقتی خانم بیکسبی به آدم لبخند میزد، این حس بهت دست میداد که او این لبخند را فقط برای تو نگه داشته؛ انگار که لبخندش اسم تو را رویش داشت، انگار میتوانست ذهنت را بخواند و میدانست که تو بیشتر از هرکس دیگری در آن اتاق، به آن لبخند نیاز داری.
موفنری
۳
ما همون چیزی هستیم که وانمود میکنیم؛ پس باید مراقب باشیم که وانمود میکنیم چی هستیم.
موفنری
۳
همهچیز را نمیشود گذاشت توی یک معادله یا به کوچکترین مخرج مشترک رساند. همهچیز را نمیشود بر اساس یک نمره توی کارنامه یا تیک کنار یک گزینه، جمعبندی کرد. همهچیز لزوماً فرمول ندارد و گاهی اتفاقات خوب یا بد، منطقی یا غیرمنطقی، بیدلیل رخ میدهند.
موفنری
۲
توفر ادامه میدهد: «حالا که بهش فکر میکنم، بهنظرم خود کلمهٔ عجیب هم یهجورهایی عجیبه. چندبار بلند تکرارش کن. عجیب. عجیب. عجیب...»
من هم با او دم میگیرم، هردومان روی جدول خیابان نشستهایم و هی میگوییم عجیب، عجیب. بهنظرم اگر هر کلمهای را هی پشت هم تکرار کنی، یواشیواش به گوش آدم عجیبغریب میآید.
موفنری
۲
همهٔ ما لحظههایی داریم که فکر میکنیم هیچکس واقعاً ما رو نمیبینه. وقتهایی که حس میکنیم باید فیلم بازی کنیم یا کس دیگهای باشیم تا جلب توجه کنیم. ولی یکی هست که متوجه میشه توفر. یه نفر هست که میبینه. احتمالاً یه نفر هست که فکر میکنه تو بهترین چیز توی کل دنیایی. هیچوقت فکر نکن به اندازهٔ کافی خوب نیستی
F.GDR
۲
«همهٔ ما لحظههایی داریم که فکر میکنیم هیچکس واقعاً ما رو نمیبینه. وقتهایی که حس میکنیم باید فیلم بازی کنیم یا کس دیگهای باشیم تا جلب توجه کنیم. ولی یکی هست که متوجه میشه توفر. یه نفر هست که میبینه. احتمالاً یه نفر هست که فکر میکنه تو بهترین چیز توی کل دنیایی. هیچوقت فکر نکن به اندازهٔ کافی خوب نیستی.»
موفنری
۲
هر روز را جوری زندگی کن که انگار روز آخر توست. این مطمئناً یک بیکسبیگفته است؛ با اینکه حتی خانم بیکسبی هم اگر بود، میگفت که این کار غیرممکن است. این اصولاً یک توقع زیادی است. من فقط یک روز آخر در عمرم تجربه کردهام، و تا مدتی برای هفت پشتم بس بود.
واقعیت این است، همهٔ واقعیت این است؛ که در اصل، روز آخر نیست که از همه مهمتر است، بلکه روزهای قبلش اهمیت دارند؛ همانهایی که فرصت داری برگردی و دوباره بهشان نگاه کنی. آنها روزهای میخکی هستند. شاید اول خیلی به چشم نیایند، ولی بیشتر با تو میمانند.
معصومه توکلی
۱
بزرگترها بلدند وقتی حتی کار بدی نمیکنی، کاری کنند که احساس گناه کنی...
معصومه توکلی
۱
بهنظرم فرق بین هنرمندان و بقیهٔ ماها در همین است. هنرمندها میدانند که کجاها را سایه بزنند.
mah_s
۱
«شهامت، در این نیست که اسلحه به دست بگیری. شهامت این است که بدانی هنوز نجنگیده شکست خوردهای، اما باز بجنگی و به هر قیمتی کار را تمام کنی.»
لیلا
۱
خانم بیکسبی حداقل هفتهای یکبار ما را مجبور میکرد تا یک ربع، بیست دقیقهای در دفتر یادداشتمان بنویسیم. گاهی اوقات میتوانستیم دربارهٔ هر چیزی که دلمان میخواست بنویسیم، ولی بیشتر وقتها او برای ما جملههایی با موضوعات مختلف مینوشت تا ما دربارهٔ آنها بنویسیم. مثلاً، دربارهٔ وقتی بنویسید که یک چیز غافلگیرکننده دربارهٔ خودتان کشف کردید یا دربارهٔ کسی بنویسید که خیلی او را قبول دارید. گاهی سؤالاتش را با «کدام را ترجیح میدهید» شروع میکرد و گاهی هم پیشنهادهای عجیبغریب میداد؛ مثلاً میگفت یک طعم جدید آدامس را که فکر میکنید هیچ کس حاضر نمیشود آن را بجود انتخاب کنید و برایش یک آگهی تبلیغاتی بنویسید.
f.r
۱
‘به محض اینکه در توانایی پروازتون شک کنین، برای همیشه از پرواز کردن بازمیمونین’
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۱
حتی «خوبها» هم هرازگاهی وارد فاز نصیحت میشوند. البته حقشان است؛ چون مثل بقیهٔ معلمها بیش از حد حوصلهٔ ما را سر نمیبرند، بهشان ارفاق میکنیم.
زهرا احمدیان
۱
«هیچچیز به آن اندازه که بد بهنظر میآید، بد نیست.
موفنری
۱
لابد برای بقیه هم اتفاق میافتد که به حاشیه رانده شوند، یا یاد بگیرند که همرنگ جماعت شوند، از سرِ راه کنار بروند و خودشان را با بقیه قاطی کنند. و بعد به این فکر میافتند که شاید دیگر مرکز توجه جهان نیستند. شاید به آن اندازه که قبلاً فکر میکردند عالی یا خلاق یا بااستعداد یا درخورِ توجه نیستند.
ولی حداقل توی سر خودت هنوز میتوانی همهٔ آن چیزها باشی. میتوانی قهرمان همهچیز باشی. همان مردی که نقشه میکشد.
کسی که رهبری میکند.
Sh.Pouresmaeel
۱
«شهامت، در این نیست که اسلحه به دست بگیری. شهامت این است که بدانی هنوز نجنگیده شکست خوردهای، اما باز بجنگی و به هر قیمتی کار را تمام کنی.»
معصومه توکلی
۰
باید بگویم که کریستینا ساکاتا تقریباً در همهچیز از من بهتر است. او بهتر از من میخواند، بهتر از من اسکیت بازی میکند، بهتر از من غذا میپزد و بهتر از من بسکتبال بازی میکند (البته تابهحال کسی را ندیدهام که در بسکتبال از من بهتر نباشد).
معصومه توکلی
۰
روزهایی که با او بودم، حسشان کاملاً فرق داشت. بهتر بودند. انگار در یک جای رؤیایی بودم که زمان میایستاد؛ جایی که انگار هیچ اتفاق بدی نمیتوانست بیفتد. میشود گفت روزهای محشری بودند.
معصومه توکلی
۰
به دنبالش، سکوتی طولانی حکمفرما میشود و من دوباره از پنجره به آسمان نگاه میکنم. ابرها کنار رفتهاند و برای موجهای بیپایان آبی، راه را باز کردهاند. برایم جالب است بدانم چهچیزی در ابرها وجود دارد که باعث میشود آدمها به بهشت فکر کنند. شاید اینکه آنها سر راه هستند و باید چیز دیگری، ورای آنها، آن بالا بالاها باشد.
معصومه توکلی
۰
گاهی آدم هنوز کاری را شروع نکرده، شکست میخورد، ولی مهم نیست. باید ادامه داد. به هر قیمتی.
معصومه توکلی
۰
در اصل، روز آخر نیست که از همه مهمتر است، بلکه روزهای قبلش اهمیت دارند؛ همانهایی که فرصت داری برگردی و دوباره بهشان نگاه کنی. آنها روزهای میخکی هستند. شاید اول خیلی به چشم نیایند، ولی بیشتر با تو میمانند.
لیلا
۰
میگفت گلهای میخک اسمشان بد در رفته؛ چون که از گلهای رُز ارزانترند، ولی او آنها را بیشتر دوست داشت؛ چون میگفت بیشتر میجنگند. رُزها نازکنارنجیاند، زود تسلیم میشوند و میمیرند. حتی فرصت نمیدهند که به بودنشان عادت کنی.
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۰
«زامبیها»: آنها همان معلمهایی هستند که چندین قرن است معلماند. از زمان ریاست جمهوری روزولت، منظورم روزولت اول است، همان که سبیلهای پرپشت دارد و در فیلم موزهها دیدهایم. معلمهای زامبی با صدای یکنواختی زیر لب زمزمه میکنند و مجهز به تعداد زیادی کاربرگ هستند. همهٔ این کاربرگها طوری طراحی شدهاند که هر گونه خوشی از چرخهٔ آموزش حذف شود
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۰
همان معلمهایی که همهاش میگویند ساکت باشیم، حالا فرقی نمیکند که زنگ مطالعه باشد، وقت کار یا تقسیم کار باشد، زنگ ناهار باشد، بعد از مدرسه باشد، قبل از مدرسه باشد، آخر هفته باشد یا هر وقت دیگری. فقط باید صاف بنشینی و جیک نزنی.