ما مانند کسانی هستیم که از دوران کودکی در غاری زیبا و پر از عجائب به دنیا آمدهاند و در تمام عمر سرگرم تماشای زیبائیهای غار هستند، غافل از آنکه در بیرون مناظری هزاران بار دلفریبتر از آن وجود دارد.
انسانی مهربان و دلسوز به غار میآید و سعی میکند جلوی ما را در گشت و گذار در غار بگیرد تا ما به جای مشغول شدن به عجائب غار کمکم به سوی در ورودی غار حرکت کنیم و راه به عالمی نورانی و روشن و دلانگیز بیابیم ولی ما در پندار خود وی را شخصی ظالم میشماریم که جلوی آسایش و راحتی ما را گرفته است.
دنیا مانند آن غار تاریک است که ما را فریفته زیباییهای خود میکند و مصیبتها برای آن است که بفهمیم که این لذتها و زیباییها ارزشی ندارد