جملات زیبا از متن کتاب معادشناسی | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب معادشناسیsubscriptionAvailable

کتاب معادشناسی

معارف کاربردی (۷)

۴.۵(از ۱۹ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۳۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

مؤمن باید هر روز و هر هفته و هر ماه در حال نزدیک شدن به خداوند باشد و علامت نزدیک شدن به خداوند این است که ایمان و توحیدش قوی‌تر شده و محبتش به دنیا کمتر و به آخرت بیشتر می‌شود.
بنده خدا
۸
در قیامت نوشتن و ضبط نیست؛ آنجا خود انسان را می‌آورند با همان عملی را که انجام داده درحالی‌که انسان همان عمل را دارد انجام میدهد و به علم حضوری خود را می‌یابد که دارد آن عمل را انجام میدهد. کتاب عمل کتاب تکوینی است و همه حقائق، واقعیتشان آنجا محفوظ است و به همین جهت با تمام خصوصیات و ظرائفش و با تمام نیتها و همه اخلاق و صفات روحی که همراه آنها بوده حضور دارند و هیچ چیزی از آن مخفی نیست.
حسام
۶
بداخلاقی، سخن چینی، بی توجهی به پاکی و نجسی و ... موجب فشار قبر می‌شود.
Jaber_313
۵
«شفاعت» ظهور ارتباط قلبی «مشفوع» (شفاعت شده) با «شفیع» (شفاعت کننده) در قیامت است که امری حقیقی و محصول مجاهده انسان در دنیاست؛ نه پارتی‌بازی و عفو و بخشش بی اساس و بدون حکمت.
بنده خدا
۱
در بهشت هر کس هر چه اراده کند برایش فراهم می‌شود، ولی نکته مهم اینجاست که میزان خواست و اراده انسانها در آخرت تابع ظرفیت وجودی ایشان است و ظرفیّت وجودی هر کس به مقداری است که با عمل صالح و تقوا در دنیا آن را ساخته است.
بنده خدا
۱
و دانستیم که خداوند بالاترین موجود است و حرکت از او حرکتی نزولی و حرکت به سوی او حرکتی صعودی است و قرآن از اولی به انزال و تنزیل و از دومی به رفع و صعود تعبیر می‌کند.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
بنابراین انسان حرکتی نزولی از خداوند به این عالم داشته و حرکتی صعودی نیز از این دنیا به خداوند دارد و چون این دو مسیر مانند دو خط بر هم منطبق نیستند، آن دو را به قوس نزول و قوس صعود نامگذاری کرده اند تا نشان دهند که مسیر رفت و برگشت تکراری نیست. از این یادآوری دو نتیجه می‌توان گرفت: الف) انسان سه زندگانی دارد: زندگانی قبل از دنیا (در مسیر حرکت از خداوند تا این عالم)، زندگانی دنیا، زندگی پس از دنیا؛ پس در برابر زندگی دنیا دو زندگی قرار دارد که چون هر دو فعلاً از دسترس ما خارج است هیچ کدام «دنیا (نزدیک و پست)» محسوب نمی‌شود.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
گرفته مراد جنبه غفلت‌آفرین این زندگی و دلبستگی ما به آن است که ما را از هدف حقیقی دور می‌سازد. الف) دنیا گذراست و نمی‌توان به آن دل بست. قرآن از دنیا به «عَرَض» (چیز گذرا) تعبیر کرده و می‌فرماید: تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا (النساء ۴: ۹۴) و آن را به زراعت یا باغی تشبیه می‌فرماید که مدتی رونقی یافته و انسان به آن دل می‌بندد ولی عمرش بسیار کوتاه بوده و تا انسان می خواهد با آن انس بگیرد ناگهان خشک شده و تمام آرزوهای انسان را نقش بر آب می‌کند.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
۱. حرکت از خداوند به این دنیا و از این دنیا به نزد خداوند کاملاً معنادار است و این حرکت نیازی به مکان داشتن خداوند ندارد. ۲. عوالم بسیار زیادی میان خداوند و این عالم دنیا وجود دارد که انسان در سیر نزولی و صعودی باید آن راطی نماید. ۳. عوالمی که در سیر صعودی در پیش داریم هم‌اکنون موجودند و از نظر عظمت و وسعت بارها از این عالم دنیا برترند؛ پس می‌شود که هم الآن موجود باشند و هم وسعتی بیش از همه آسمانها و زمین داشته باشند. ۴. آن عوالم با این عالم داد و ستد دارند و اعمال انسانها پیشاپیش به آن عوالم رفته و منتظر حضور انسان می‌شود؛ پس آیات قرآن که سخن از عینیت ثواب و عقاب با اعمال انسان دارد حق است و نیازی به تأویل و توجیه ایات نیست.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
۱. اخبار انبیاء و اولیاء الهی اولین دلیل بر وجود عالم آخرت گزارش‌هائی است که پیامبران و اولیای الهی از عالم آخرت بیان نموده اند. وقتی با ادله عقلی صدق گفتار پیامبران و اولیا معلوم می‌شود عقل حکم می‌کند که گزارش‌های ایشان را از عالم آخرت هم بپذیریم.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ (العنکبوت ۲۹: ۵۷) (هر انسانی مرگ را می‌چشد و سپس به سوی ما باز می‌گردید). نکته زیبائی که در این آیه وجود دارد این است که مرگ از نگاه قرآن واقعه‌ای است که نفس آن را می‌چشد؛ یعنی نفس حتی در حال مرگ زنده است و مرگ را تجربه می‌نماید و او را چون خوردنی یا نوشیدنی در کام خود فرو برده و از آن عبور می‌کند.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
پس از جدا شدن ارتباط روح از بدن، نفس انسان عادی فقط از دریچه روح می‌تواند با عالم دنیا ارتباط برقرار کند و اگر نفس به این دنیا التفات پیدا کند با روح خود می‌تواند اطراف را ببیند و صداها را بشنود و جابجا شود. توان انسانها در این حالت بیشتر تابع میزان پاکی و طهارت ایشان است و انسانهای خوب می‌توانند به راحتی با روح خود به این سو و آن سو روند و حرکت کنند وبه نزدیکان خود سر بزنند و خبر بگیرند و چنانکه گذشت چون این روح سنگینی بدن را ندارد در یک آن مسافتهای طولانی را طی می‌کند و نفس نیز چون کمی تجرد خود را بازیافته می‌تواند در مدتی کوتاه مطالبی بسیار زیاد را بفهمد که در زمان حیات خود دهها برابر فرصت لازم داشت.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
وقتی‌که از دنیا رفت و جنازه‌اش را برداشتند بر جنازه او میخوانند: لا إله إلّا الله. یعنی ای مرده مسکین، حالا فهمیدی که لا إله إلّا الله است؟ فهمیدی که غیر از خدا معبودی نیست؟! مؤثّری نیست؟! در زندگی هر چه به تو گفتند: لا إله إلّا الله، نفهمیدی! و از استکبار و شخصیّت طلبی بیرون نیامدی! و از استقلال منشی و ربوبیّت قدمی به جادّه عبودیّت ننهادی! اینک بر تو مسلّم و واضح و روشن شد که: لا إله إلّا الله.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
مستحبّ است انسان چون به قبرستان وارد می‌شود سلام کند؛ به که؟ به اهل لا إله إلّاالله؛ به آن کسانی که از زمره لا إلَه إلّا الله و اهل توحید شده‌اند و با ظهور جلالت و عظمت حضرت احدیّت به قبض روح، همه چیز خود را تسلیم حقّ نمودند و از فرعونیّت و خود پرستی برون آمدند. و طوعاً أو کرهاً اقرار و اعتراف به وحدانیّت ذات حقّ تعالی و تقدّس نمودند، و در این قبرستان همگی بدون تفاوت خفته‌اند؛ زن و مرد، پیر و جوان، بچّه و بزرگ، عالم و عامی، غنی و فقیر، رئیس و مرؤوس، متعیّن و بدون شهرت؛ همه صفا نموده، و فعلًا نه جنگی و نه دعوائی، نه فخرفروشی و استکباری؛ همه در یک ردیف خسبیده‌اند، سکوت محض که دلالت بر لا إله إلّا الله دارد، فضای قبرستان را پر کرده است.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
پیامبر جواب می‌فرمود: چه بسا نزدیک باشد وَ یَقُولُونَ مَتی هُوَ قُلْ عَسی أَنْ یَکُونَ قَرِیباً (الإسراء ۱۷: ۵۱)؛ و می‌فرمود امر قیامت مانند پلک بر هم زدن یا نزدیک‌تر از آن است. وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَب (النحل ۱۶: ۷۷) قیامت عالمی نیست که بعد از برزخ تازه به وجود بیاید؛ هم اکنون هست و فقط خداوند روی حکمتش آن را مخفی نموده و در هنگامه‌اش آن را آشکار می‌نماید و ظاهر می‌سازد.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
پیامبر جواب می‌فرمود: چه بسا نزدیک باشد وَ یَقُولُونَ مَتی هُوَ قُلْ عَسی أَنْ یَکُونَ قَرِیباً (الإسراء ۱۷: ۵۱)؛ و می‌فرمود امر قیامت مانند پلک بر هم زدن یا نزدیک‌تر از آن است. وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَب (النحل ۱۶: ۷۷) قیامت عالمی نیست که بعد از برزخ تازه به وجود بیاید؛ هم اکنون هست و فقط خداوند روی حکمتش آن را مخفی نموده و در هنگامه‌اش آن را آشکار می‌نماید و ظاهر می‌سازد.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
چنانکه گاهی از یک فحش و اهانت مدتها دلگیر می‌گردیم. بیشتر جنگها و اختلافات و ... در دنیا به خاطر تلاش برای نگه‌داشتن همین چیزهاست. ریشه همه اینها هم خودخواهی و حبّ نفس و خود را مستقل و جدا دیدن از خداوند است، نمی‌توانیم قبول کنیم که همه چیز ما حتی اصل وجودمان امانت و عاریه است و حتی مالک خودمان نیستیم و اگر بخواهیم یک لحظه واقعا این حقیقت را مشاهده کنیم از شدت فشار از هوش می‌رویم.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
ورود به عالم قیامت همراه با تجلی عظمت خداوند و طلوع نور توحید است؛ نور توحید که طلوع می‌کند و عظمت خداوند که منکشف می‌شود کسی طاقت نمی‌آورد و همه از خود بی‌خود می شوند. جایی که خورشید طلوع کند هیچ یک از نورهای آینه‌ها دیگر نمی‌توانند ادعائی کنند وخودی نشان دهند و اصلاً خود را نیز گم می‌کنند و مدهوش و بی‌هوش افتاده و محو می‌شوند. وقتی انسانها وارد قیامت می‌شوند چنین حالی پیدا می‌کنند و چنان عظمت خداوند ظهور می‌کند که کسی را یارای ادراک و سخن باقی نمی‌ماند. از این حال گاه در ادبیات دینی به «فَزَع» (ترس و هراس) و گاه به «صعقه» (مردن یا از هوش رفتن به واسطه شنیدن یک صدای وحشتناک) و گاه به «موت» (مرگ) و گاه به «فناء» (نیستی) تعبیر می‌شود و هر کدام به اعتباری صحیح است.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
که تصرفی واقعی و تکوینی در عالم هستی از سوی خداوند به دست ملک مقربش حضرت اسرافیل به تنهائی یا با همراهی حضرت عزرائیل انجام می‌شود که نفوس انسانی را از برزخ به قیامت سیر می دهد و چون این کار مانند بیدار کردن انسان خفته یا حرکت دادن لشکر به سوی جائی است از آن به فریاد یا کوبیدن یا دمیدن در بوق تعبیر می شود. حضرت اسرافیل چون عزرائیل حقیقتی گسترده و وسیع دارد که همه نفوس را در خود جای می‌دهد و با یکایک نفوس از درون متصل است و قوتی ملکوتی دارد که با آن قوت ملکوتی می‌تواند حرکتی عظیم را در آن واحد در همگان ایجاد نماید.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
با توجه به این معنای لغوی حرکت موجودات از عوالم خود به سوی مقام لقاء الله و گردآمدن همه در نزد خداوند با نفخ صور اول «حشر» نامیده می‌شود و بازگشت هر یک به جایگاه خود با نفخ صور دوم «نشر» اسم‌گذاری می‌گردد. البته در اصطلاح گاهی این دو کلمه به جای هم به کار رفته و مثلاً از نفخ اول به نشر تعبیر می‌کنند. در هر حال هر مؤمنی باید به حقانیت حشر و نشر معتقد باشد.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
با علامات چهارگانه مخلصین در مباحث پیامبر و امام‌شناسی آشنا شدیم. ایشان همان کسانی هستند که از شرک پاک شده و در وجودشان جز خداوند کسی حکومت نمی‌کند. ایشان پیشاپیش راه خدا را طی نموده و با رسیدن به فناء و سپس بقاء در محضر الهی حاضر شده‌اند و دیگر نیازی به احضار ندارند. به جز مخلصین دیگران همگی به فزع و صعقه قیامت که ترسناک‌ترین حقیقت عالم هستی است دچار خواهند شد و هیچ کس چاره‌ای از آن نخواهد داشت.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
پس از ورود در جهنّم ما کسانی را که تقوی پیشه ساخته‌اند نجات می‌دهیم، و ستمگران را که در دوزخ به رو به زانو در افتاده یَله و رها می‌نمائیم». انسانها در دنیا مسیری را از آغاز تولد تا لحظه مرگ طی می‌کنند. اگر کسی در این مسیر به شکل صحیح حرکت کند و راهش هیچ کجی نداشته باشد باید هیچگاه به دنیا آلوده نشده و فقط از آن در راستای تقرب به خدا استفاده نماید. چنین زندگی و روشی را «صراط مستقیم» یا «صراط دنیا» می نامند. صراط مستقیم مسیر حرکت دنیوی معصومین است. این مسیر حرکت در آخرت چون پلی تجلی می‌کند که از لبه جهنم آغاز می‌شود و پایان آن به بهشت ختم می‌گردد. این پل را در زبان دین «صراط»
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
تجلی صراط برای کسانی که تقوا پیشه کرده و از آتش به دور بودند پلی پهن و گسترده است و برای کسانی که در نزدیکی گناه و معصیت به سر می‌بردند نازک و باریک. برای برخی روشن و نورانی است و برای برخی تاریک و ظلمانی، برخی مسیر را سینه خیز و آهسته می‌روند و برخی چهار دست و پا و برخی پیاده و آرام و برخی دوان دوان و برخی با مرکب و برخی پرواز می‌کنند و این سرعتها تابع سرعت سیر انسان در دنیا به سوی خداست. برخی گاه در آتش می‌افتند و کمی درنگ می‌کنند و دوباره نجات می‌یابند و برخی می‌افتند ولی با دستشان خود را آویزان نگه می‌دارند و کمی می‌سوزند و باز روی پل می‌آیند و حرکت را ادامه می‌دهند و برخی نیز در آتش می‌افتند و برای همیشه همانجا باقی می‌مانند و صراطشان منتهی به جهنم می‌شود.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
در حقیقت تمام وعده‌های الهی چیزی نیست جز بیان روابط تکوینی و غیرقابل تغییر دو عالم دنیا و آخرت که خداوند از سر شفقت ورحمتش آن را برای بندگان بیان نموده و راهنمائی کرده است و چون همه چیز و همه کار در عالم به دست خداست خداوند همان نعمتهای بهشتی و همان عذابهای اخروی را به خودش نیز نسبت داده و فرموده که اوست که در آخرت پاداش می‌دهد. انسان وقتی گناه می‌کند خود بخود تاریک می‌شود و واقعاً مانند کسی است که دستی به آتش نهاده است و وقتی توبه می‌کند (یعنی رو به درگاه خدا آورده و قلبش را به او متصل می‌نماید) نورانی می‌شود و مانند کسی است که مرهمی بر دست سوخته نهاده و اثر آن سوختگی را از بین برده است و وقتی به عبادت و طاعت مشغول می‌شود مانند کسی است که غذائی مقوی خورده و بدنش رشد کرده است.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
چون عالم قیامت عالم تجرد است، حقائق به شکل تو در تو با هم موجود می‌باشند؛ لذا در آنجا هر نمازی ملکوت و چهره‌ای دارد و مجموعه نمازهای انسان ملکوت و چهره‌ای و هر انفاقی ظهوری و مجموعه انفاقها ظهوری و مجموعه اعمال صالحه چهره و ظهوری و مجموعه اعمال سیئه نیز چهره و ظهوری و ...
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۱
هر کسی برای خود کتابی شخصی دارد که همه زندگی وی با جزئیات آن در او موجود است و آن کتاب بخشی از کتاب ابرار یا کتاب فجار است که هر کدام در کتاب علیین یا کتاب سجین وجود دارد. وقتی انسان وارد عرصه قیامت می‌شود چون تجرد می‌یابد و از حجاب زمان و مکان خارج می‌شود اولین کتابی که برای او منکشف می‌شود کتاب نفس خود اوست که در یک آن تمام عمر خود را با تمام جزئیاتش آن چنان می‌بیند که گویا همان لحظه مشغول عمل می‌باشد.
سید محمد مهدی چاوشیان
۱
وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ کِتاباً یَلْقاهُ مَنْشُوراً * اقْرَأْ کِتابَکَ کَفی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً (الإسراء ۱۷: ۱۳ ـ ۱۴) «ما اثر نفسانی اعمال هر کس را ملازم و همراه او قرار داده‌ایم (که در دنیا و برزخ و قیامت همراه اوست)، و برای هر کس در قیامت کتابی را بیرون می‌آوریم (کتابی که عین اعمال در آنست نه اثر نفسانی آن) و او آن کتاب را باز شده و گسترده می‌یابد و به او گفته می‌شود: خودت کتاب خودت را بخوان! امروز کافیست که خودت حسابگر خود باشی!»
سید محمد مهدی چاوشیان
۱
در قیامت در مرحله‌ای اعمال و نیات انسان بر انسان عرضه می‌شود و انسان از همه آنها آگاه می‌شود و ریز و درشت اعمالش حتی «مثقال ذره» را بعینه می‌یابد (عالم عرض) و در کنار آن اعمال سنجیده می‌شود و انسان ارزش عمل را هم می‌فهمد (عالم میزان) و پس از آن اثر اعمال و نیات را هم مشاهده نموده و بازخواست شده و در نهایت تکلیفش مشخص می‌شود (عالم حساب و سوال).
سید محمد مهدی چاوشیان
۱
در قرآن کریم از تجلی توحید در قیامت به «لقاء الله» تعبیر می کنند؛ چون انسان آن زمان خداوند را به معنای حقیقی می‌بیند که دیگر خود را نبیند و تا از دیده استقلال بیرون نیاید حقیقةً او را ندیده است.
مرآت
۱
کامل‌ترین گزارشها از عوالم آخرت در دین مقدس اسلام بیان شده و حجم آن نسبت به دیگر ادیان الهی چند ده برابر است، و سرّ این مسأله نیز عظمت نفس پیامبر اکرم و اوصیاء گرامی ایشان صلوات الله علیهم می‌باشد که در تمام زوایای عوالم ملکوتی سیر نموده و بخشی از مشاهدات خود را در قالب معارف و مواعظ برای امت خویش بیان فرموده‌اند.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۰