جملات زیبای کتاب آیُلف کوچولو | طاقچه
تصویر جلد کتاب آیُلف کوچولوsubscriptionAvailable

کتاب آیُلف کوچولو

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
هنریک ایبسن، بهزاد قادری
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Elise
۲
خواستنِ چیزی از کسی فایده نداره. هرچیزی رو باید با طیب خاطر بِدن به آدم.
پوریای معاصر
۰
آن‌قدر آشکارا گرم، پرشور و صمیمانه بود که او در برابرش سر تعظیم فرود آورد و ماند. درست است، او باز هم مدتی یاد آلمان می‌کرد، اما فقط مدتی بود. طولی نکشید که او خواست وسایل منزلش را از آلمان بیاورن
صدراجون من دوست دارم
۰
اُلمِش: (آهسته، در او با درشتی می‌نگرد.) از این به‌بعد، همیشه بین ما دیوار و سدی هست.
صدراجون من دوست دارم
۰
آستا: ولی شادی... یعنی می‌گین این رو آدم باید با کسی شریک بشه؟ بورگهایم: آره. وگرنه، در شادی چه لذتی هست؟ آستا: خب، اینم حرفیه. بورگهایم: اوه، البته آدم می‌تونه یه مدتی، تنها با شادی سرکنه. ولی در درازمدت شدنی نیست. آره، برای شادی دو نفر لازمه.
نگار
۰
آستا: ولی شادی... یعنی می‌گین این رو آدم باید با کسی شریک بشه؟ بورگهایم: آره. وگرنه، در شادی چه لذتی هست؟
نگار
۰
آستا: اوه، ولی آلفرد تو تنها نیستی که. اُلمِش: این هم خودش می‌تونه وحشتناک باشه آستا.
نگار
۰
ریتا: مردم احساس ندارن. برای چیزی اهمیت قائل نمی‌شن. نه برای زنده‌ها، نه برای مرده‌ها. اُلمِش: در این مورد درست می‌گی. زندگی، مسیر خودش رو می‌ره، آره. دقیقاً انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.
Elise
۰
می‌گن بار اول که خوش‌اقبالی درِ خونهٔ آدم رو می‌زنه، مثل سیلاب بهاری می‌آد.
Nima Alikhaani
۰
(پرشور) به! حرف‌های قشنگ! آی خدا، به‌هرحال، ماها رو از خاک آفریده‌ن.