
کتاب از پشت پنجره
صحنه جرم بی نقص است، اما شاهدش نه
انتشارات:
انتشارات پرتقال٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Book
۶۲
اگه با دقت نگاه کنی، میتونی توی هر چیزی زیبایی ببینی.
yuri
۲۰
من و تو میتونیم دوستهای خوبی برای هم باشیم، البته اگه تو من رو اونجور که واقعاً هستم ببینی، نه اونجور که خیال میکنی هستم.»
Stardust
۱۰
«هیچوقت منتظر تموم شدن طوفان نمون، فقط برو بیرون و زیر بارون لذت ببر.»
yuri
۴
من از پشت پنجره حواسم به خیلی چیزها بود.
Book
۳
ناگهان احساس کردم چقدر تنهایم، خیلی تنها.
Book
۳
بهترین راه مقابله با ترسهایم این است که مستقیم با آنها رو در رو شوم و خودم را در موقعیتهایی قرار بدهم که آسایش و آرامشم را به هم میزنند.
yuri
۲
حالا به دوستت نگاه کن و آروم، خیلی آروم، حرکاتش رو تقلید کن. ببینید کدومتون پیشقدم میشه. به همدیگه دست نزنید. حواستون باشه که یه دیوار شیشهای بینتون هست ها!»
به ملودی نگاه کردم و ابرویم را که میخارید خاراندم. ملودی هم فوری ابرویش را خاراند. خندهام گرفت.
یواشکی گفتم: «هنوز شروع نکردهم که!»
Book
۲
چه حسی داره آدم صبح تا شب اون بالا گیر افتاده باشه و فقط تماشا کنه که روزها میگذرن؟
Book
۲
«هیچوقت منتظر تموم شدن طوفان نمون، فقط برو بیرون و زیر بارون لذت ببر.»
lillys garden
۱
«دارن دربارهٔ من حرف میزنن، آقاشیره. جالبهها، اینهمه اتفاق داره میافته، با این حال اینها هنوز هم وقت میکنن دربارهٔ من حرف بزنن.»
Book
۱
اما خب، او خودش ابله بود، پس من هم خیلی اهمیتی نمیدادم چه میگوید.
Book
۰
بهگمانم جیک بهطرز عجیبوغریبی تصمیم گرفته بود خودش قلدر شود تا دیگر کسی نتواند برای او قلدری کند.
Raz
۰
«تو چی، متیو؟ از خودت چه خبر؟ بالاخره حالت خوب میشه؟»
آب دهانم را قورت دادم و به آدمهای دوروبرم که داشتند میخوردند و میخندیدند نگاه کردم. این آدمها همهٔ دنیای من بودند، آنها همسایهها و دوستهای من بودند.
رویم را دوباره چرخاندم سمت ملودی.
گفتم: «آره، به گمونم خوب میشم.»
