آقای بِلِین دستش را دراز کرد و من را از آب کشید بیرون. «اشکالی نداره بِیکر. گمونم زیاد توی قایقرانی ماهر نیستی. برای دفعهٔ بعد روش کار میکنیم.»
دفعهٔ بعد. مربی بِینارد هم بعد از گندی که توی استخر زدم، دقیقاً همین را گفت. مامان هم در مورد اردوی بقا در طبیعت، همین را گفته بود. نمیدانم چندتا دفعهٔ بعد دیگر وجود دارد.