جملات زیبای کتاب اقیانوسی در ذهن | طاقچه
تصویر جلد کتاب اقیانوسی در ذهنsubscriptionAvailable

کتاب اقیانوسی در ذهن

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۹۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
کلر وندرپول، عطیه الحسینی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
i_ihash
۶۶
اگه تختت رو دوست نداری، تیکه‌تیکه‌ش کن و دوباره بسازش.
B-vafa
۲۶
این اشباح در میان قبرها پرسه می‌زدند و چیزهایی می‌گفتند که آرزو می‌کردند ای کاش قبلاً گفته بودند، یا سعی می‌کردند آن حرف‌هایی را که نباید می‌گفتند، پس بگیرند.
vania
۱۸
کدومش مهم‌تره؟ جست‌وجو یا پیداکردن؟
i_ihash
۱۷
«بعضی وقتا بهتره تمام مسیر، پیش روت نباشه. بذار زندگی غافلگیرت کنه جکی. اون بالا خیلی ستاره هست، خیلی بیشتر از اونایی که اسم دارن... و همه‌شون هم زیبا هستن.»
i_ihash
۱۶
تنهابودن آن‌قدرها هم خوشایند نیست.
Mr.horen~
۱۶
اما پی بالأخره آن‌جا را ترک کرد. او به دنبال خانهٔ جدیدی نبود، چون خانهٔ خودش را داشت. او یک مسافر و دریانورد بود؛ کسی که نقشهٔ مسیرها را می‌کشد و راهش را پیدا می‌کند. او همچنان داشت راهش را پیدا می‌کرد.
vania
۱۲
یک سؤال نیز برایش به وجود آورد: چرا؟
Mr.horen~
۱۰
راهی سفر شدن آن‌هم در نیمهٔ شب کم چیزی نیست.
Mr.horen~
۱۰
اِرلی اختیار داستان را نداشت. او فقط می‌توانست آن را تعریف کند؛
Mr.horen~
۹
هِی می‌خواستم بهش بگویم گفته بودم که باکی رو نیار، اما مامان همیشه می‌گفت نمک روی زخم کسی نریز، چون هیچ‌وقت مزه‌ش از دهن آدم بیرون نمی‌ره؛ برای همین دهانم را بستم.
Mr.horen~
۶
اما همین‌طور که روزها می‌گذشتند و با دست‌هایم سنباده می‌کشیدم، می‌تراشیدم، خم می‌کردم، چسب می‌زدم، درزها را می‌گرفتم و هر قطعه از قندِ عسل را محکم می‌بستم، هیجان یک چیز آشنا را حس می‌کردم؛ روحیهٔ رقابت.
بنده خدا
۶
مامان همیشه می‌گفت: «چیزی به نام تصادف وجود نداره. هر چی هست فقط معجزه‌ست.»
Dayan
۶
برده نباش زنجیرهایت را پاره کن دیگر اسیر نیستی و زیبایی‌ات پایدار است.
بنده خدا
۵
این ذات گُم‌شدن بود؛ این‌که آزاد هستی همه‌جا بروی، اما واقعاً نمی‌دانی همه‌جا کجاست.
vania
۴
«عشق یک مادر خیلی قوی است.
vania
۴
من ترجیح می‌دم دیوونه باشم، چون می‌تونی دیوونه باشی و بازم خوش‌حال باشی.
بنده خدا
۴
کلمه‌ها مثل آبشار عظیمی ذهنم را می‌شستند، سر تا پایم را پاک می‌کردند و من را با یک جریان آرام می‌بردند.
yuri
۳
چیزی به نام تصادف وجود نداره. هر چی هست فقط معجزه‌ست
𝘮𝘪𝘯𝘦𝘳𝘷𝘢3
۳
هر چه‌قدر هم که کنارش باشم، او فرسنگ‌ها از من دور است
vania
۲
این ذات گُم‌شدن بود؛ این‌که آزاد هستی همه‌جا بروی، اما واقعاً نمی‌دانی همه‌جا کجاست.
بنده خدا
۲
حس کردم تنهابودن آن‌قدرها هم خوشایند نیست. فقط آدم حس می‌کند... بی‌کس شده. دوباره به خودم فشار آوردم تا صدای مادرم را بشنوم، اما فقط صدای چک‌چک باران بود و تاریکی آدم را کر می‌کرد.
son son
۲
اون بالا هم درست مثل همین پایینه. دنبال چیزایی بگرد که همهٔ ما رو به هم وصل می‌کنن. راه‌هایی رو پیدا کن که از مسیرمون می‌گذرن، زندگی ما رو قطع می‌کنن و قلبامون رو گره می‌زنن.
بنده خدا
۲
اما من بیشتر از همهٔ آدم‌ها می‌توانستم این نیاز را بفهمم که باور داشته باشی آن کسی که دوستش داری زنده است، روبه‌رویت می‌ایستد و او هم دوستت دارد.
فرشاد در سرزمین عجایب
۲
اگر از قبل بدانم چه اتفاقی قرار است بیفتد، شاید خودم را پیدا کنم. همان چیزی که به‌شدت بهش نیاز داشتم؛ پیداشدن
Mehraban
۲
آقای بِلِین دستش را دراز کرد و من را از آب کشید بیرون. «اشکالی نداره بِیکر. گمونم زیاد توی قایق‌رانی ماهر نیستی. برای دفعهٔ بعد روش کار می‌کنیم.» دفعهٔ بعد. مربی بِینارد هم بعد از گندی که توی استخر زدم، دقیقاً همین را گفت. مامان هم در مورد اردوی بقا در طبیعت، همین را گفته بود. نمی‌دانم چندتا دفعهٔ بعد دیگر وجود دارد.
اسمعیل زاده
۲
پیداکردن راه، همیشه به این معنی نیست که بدونی داری کجا می‌ری؛ این‌که راه برگشت به خونه رو پیدا کنی، مهم‌تره.»
YAZAIKHRA
۱
من هم یک کاغذ می‌زنم به دیوار اتاقم؛ نقاشی صُوَر فلکی خودم با ستاره‌هایی به نام‌های پدر، گونار، خانمِ بی، فیشر، مارتین، خانم یوهانسون، اِرلی و من، یعنی جکی بِیکر. بعد با یک مداد قرمز، تمام ستاره‌ها را به هم وصل می‌کنم تا شکل یک فنجان چای گُل‌قرمز از کار دربیاید که زیاد هم تصادفی نیست.
Mr.horen~
۱
«می‌دونم، اما تو راه برگشت رو پیدا کردی. پیداکردن راه، همیشه به این معنی نیست که بدونی داری کجا می‌ری؛ این‌که راه برگشت به خونه رو پیدا کنی، مهم‌تره.» جرئت کردم و به حرف‌زدن ادامه دادم.
Mr.horen~
۱
پایان وصل‌کردن نقطه‌ها؛ چیزی که مامان دربارهٔ ستاره‌شناسی می‌گفت. جکی اون بالا هم درست مثل همین پایینه. دنبال چیزایی بگرد که همهٔ ما رو به هم وصل می‌کنن.
بنده خدا
۱
ویترین افتخارات به درد این می‌خورد که ساکنانش را توی زمان و مکان خاصی نگه دارد تا بازدیدکننده‌ها برای همیشه در روزهای پُرافتخارشان شریک شوند.