جملات زیبای کتاب اشد ملاقات | طاقچه
تصویر جلد کتاب اشد ملاقات

بریده‌هایی از کتاب اشد ملاقات

نویسنده:مجید رفعتی
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۳از ۱۲ رأی
۳٫۳
(۱۲)
کوسه‌ها با دهان خونین به ساحل رسیدند به جای پناه‌جویان
Sheyda Shojaei
آفتاب به آسمان برمی‌گردد
B.HM
و من از خطوط قرمز لب‌هایت عبور کردم روی صندلی چوبی بهشت نشستیم و از دست‌های رسیدهٔ هم سیب چیدیم در گرمای آفتابی که از شانهٔ تو طلوع می‌کرد و در سینهٔ من غروب
sonsky7
در فاصلهٔ دو شلیک سکوتی‌ست که نام دیگرش صلح است
Sheyda Shojaei
فقط شیرها می‌توانند بی‌آن‌که دروغ بگویند سلطان جنگل شوند
Sheyda Shojaei
وقتی از خودت شکست می‌خوری چه کسی پیروز می‌شود؟
کاربر ۱۱۲۹۸۹۱
تو ضمیر سوم‌شخص غایبی‌ست که جز در شعر حاضر نمی‌شود کنار من بنشیند
پاییز بانو
خوشبختی من به مویی بند است که بر شانه‌های تو می‌افتد
پاییز بانو
گرگ نه! جانوری شکاری باش که به چوپانان حمله می‌کند برای آزادی گله
Sheyda Shojaei
باران را در زمین می‌کارند و دریا را در درو برمی‌دارند ابرهایی که از خیال تو برگشته‌اند
پاییز بانو
این جسدها که می‌بینی روزهایی‌ست که تو را ندیده‌ام و این شعرها که می‌خوانی کلماتی‌ست که از میدان مین برگشته‌اند مرگ همیشه از میدان مین زنده بازمی‌گردد
Sheyda Shojaei
و قطار در حال حرکت حرکت می‌کند پیاده شدن کمترین کاری‌ست اگر نمی‌توانی ریل‌ها را جابه‌جا کنی و راه‌های نرفته را از مقصد پس بگیری
Sheyda Shojaei
دست‌های مسلح یکدیگر را بغل می‌کنند گلوله‌ها را از قلب هم نجات می‌دهند و نگه می‌دارند برای قلبی دیگر
Sheyda Shojaei
مرگ همیشه از میدان مین زنده بازمی‌گردد
bud
گلی که ریشه‌هایش را چون پرچمی در دست گرفته جز عطر چیزی برای پنهان کردن ندارد از فصل‌ها بیرون زده خوب می‌داند تشنگی آخرین پرچمی‌ست که گل‌ها در دست می‌گیرند پیش از آن‌که کاملاً از پا درآیند
sonsky7
در غیاب تو از خاک مجسمه می‌سازم از مرگ هم‌آغوشی
پاییز بانو
اگر زمان را کُند کنی نشانت می‌دهم: در فاصلهٔ دو شلیک سکوتی‌ست که نام دیگرش صلح است
منزوی
خوشبختی من به مویی بند است که بر شانه‌های تو می‌افتد
Niyaz.h
وقتی از خودت شکست می‌خوری چه کسی پیروز می‌شود؟ یک‌صدا پاسخ می‌دهند شکست! شکست!
Sheyda Shojaei
آن که از سقوط برگشته خوب می‌داند صریح‌ترین معنای دوستت دارم باز شدن چتر نجات است
Sheyda Shojaei
سربازان آخرین گلوله‌های‌شان را به آسمان شلیک کردند مردم سراسیمه به خیابان ریختند اما هیچ‌یک از جسدها برنخاست تا پایان جنگ را جشن بگیرد
Sheyda Shojaei
جنگ کبوتران سفید بر سرِ شاخهٔ زیتون در روز جهانی صلح
Sheyda Shojaei
پیاده شدن کمترین کاری‌ست اگر نمی‌توانی ریل‌ها را جابه‌جا کنی و راه‌های نرفته را از مقصد پس بگیری
Mobinam
هیاهوی مسافران بیهوده بود ریل‌ها از خواب برنخاستند تا مقصد خود را عوض کنند
Mobinam
فردا مثل همیشه خورشید طلوع نمی‌کند و ما مثل همیشه از خواب بیدار نمی‌شویم فردا روز دیگری‌ست مثل همهٔ روزهای دیگر
Mobinam
این جسدها که می‌بینی روزهایی‌ست که تو را ندیده‌ام و این شعرها که می‌خوانی کلماتی‌ست که از میدان مین برگشته‌اند
bud
این جسدها که می‌بینی روزهایی‌ست که تو را ندیده‌ام و این شعرها که می‌خوانی کلماتی‌ست که از میدان مین برگشته‌اند
bud
از صورت خیال بیرون بیا نقاب ماه را بردار کنایهٔ شب را کنار بزن خوشبختی من به مویی بند است که بر شانه‌های تو می‌افتد
pariyabz
«زبان خانهٔ هستی‌ست» و خانهٔ تو اگر بخواهد تبدیل به شعری عاشقانه شود
pariyabz
این جسدها که می‌بینی روزهایی‌ست که تو را ندیده‌ام
Niyaz.h

حجم

۴۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۸۷ صفحه

حجم

۴۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۸۷ صفحه

قیمت:
۷۴,۰۰۰
۳۷,۰۰۰
۵۰%
تومان