جملات زیبای کتاب اشد ملاقات | طاقچه
تصویر جلد کتاب اشد ملاقات

بریده‌هایی از کتاب اشد ملاقات

نویسنده:مجید رفعتی
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۵از ۱۷ رأی
۳٫۵
(۱۷)
کوسه‌ها با دهان خونین به ساحل رسیدند به جای پناه‌جویان
Sheyda Shojaei
هیچ‌یک از جسدها برنخاست تا پایان جنگ را جشن بگیرد
Mina.
در فاصلهٔ دو شلیک سکوتی‌ست که نام دیگرش صلح است
Sheyda Shojaei
فقط شیرها می‌توانند بی‌آن‌که دروغ بگویند سلطان جنگل شوند
Sheyda Shojaei
آفتاب به آسمان برمی‌گردد
B.HM
تو ضمیر سوم‌شخص غایبی‌ست که جز در شعر حاضر نمی‌شود کنار من بنشیند
پاییز بانو
خوشبختی من به مویی بند است که بر شانه‌های تو می‌افتد
پاییز بانو
گرگ نه! جانوری شکاری باش که به چوپانان حمله می‌کند برای آزادی گله
Sheyda Shojaei
وقتی از خودت شکست می‌خوری چه کسی پیروز می‌شود؟
کاربر ۱۱۲۹۸۹۱
و من از خطوط قرمز لب‌هایت عبور کردم روی صندلی چوبی بهشت نشستیم و از دست‌های رسیدهٔ هم سیب چیدیم در گرمای آفتابی که از شانهٔ تو طلوع می‌کرد و در سینهٔ من غروب
sonsky7
این شعر را با خطوط اندام تو می‌نویسم
thisissafayouknow
اگر زمان را کُند کنی نشانت می‌دهم: در فاصلهٔ دو شلیک سکوتی‌ست که نام دیگرش صلح است
منزوی
باران را در زمین می‌کارند و دریا را در درو برمی‌دارند ابرهایی که از خیال تو برگشته‌اند
پاییز بانو
خوشبختی من به مویی بند است که بر شانه‌های تو می‌افتد
Niyaz.h
این جسدها که می‌بینی روزهایی‌ست که تو را ندیده‌ام و این شعرها که می‌خوانی کلماتی‌ست که از میدان مین برگشته‌اند مرگ همیشه از میدان مین زنده بازمی‌گردد
Sheyda Shojaei
وقتی از خودت شکست می‌خوری چه کسی پیروز می‌شود؟ یک‌صدا پاسخ می‌دهند شکست! شکست!
Sheyda Shojaei
و قطار در حال حرکت حرکت می‌کند پیاده شدن کمترین کاری‌ست اگر نمی‌توانی ریل‌ها را جابه‌جا کنی و راه‌های نرفته را از مقصد پس بگیری
Sheyda Shojaei
دست‌های مسلح یکدیگر را بغل می‌کنند گلوله‌ها را از قلب هم نجات می‌دهند و نگه می‌دارند برای قلبی دیگر
Sheyda Shojaei
آن که از سقوط برگشته خوب می‌داند صریح‌ترین معنای دوستت دارم باز شدن چتر نجات است
Sheyda Shojaei
سربازان آخرین گلوله‌های‌شان را به آسمان شلیک کردند مردم سراسیمه به خیابان ریختند اما هیچ‌یک از جسدها برنخاست تا پایان جنگ را جشن بگیرد
Sheyda Shojaei
جنگ کبوتران سفید بر سرِ شاخهٔ زیتون در روز جهانی صلح
Sheyda Shojaei
انارها از خنده می‌ترکند و سیب‌ها از شرم سرخ می‌شوند ما به باغ اساطیر رسیده‌ایم
Mina.
وقتی از خودت شکست می‌خوری چه کسی پیروز می‌شود؟
دمنوش
تنهایی هر روز برهنه زیر باران کتاب می‌خوانم و خیس برمی‌گردم کنار آدم‌هایی که نمی‌دانند هر روز باران می‌بارد من سال‌هاست هرگز تنها نبوده‌ام و این جدیدترین نوع تنهایی‌ست
Elham Salehi
اگر زمان را کُند کنی نشانت می‌دهم: در فاصلهٔ دو شلیک سکوتی‌ست که نام دیگرش صلح است
thisissafayouknow
و زیر کوتاه‌ترین لحظه‌ای که هرگز کوتاه نیامد از هم جدا شدیم درحالی‌که بال‌هایت بر شانه‌ام جا مانده بود
Taranom
نیستی نبودی نخواهی بود و من بیهوده می‌دوم تا مثل خستگی کنارم بنشینی و مثل آب تشنگی‌ام را بغل کنی اصلاً از آغاز هم قرار نبود پرنده‌ای بر شانه‌های من بنشیند
Taranom
پیاده شدن کمترین کاری‌ست اگر نمی‌توانی ریل‌ها را جابه‌جا کنی و راه‌های نرفته را از مقصد پس بگیری
Mobinam
هیاهوی مسافران بیهوده بود ریل‌ها از خواب برنخاستند تا مقصد خود را عوض کنند
Mobinam
فردا مثل همیشه خورشید طلوع نمی‌کند و ما مثل همیشه از خواب بیدار نمی‌شویم فردا روز دیگری‌ست مثل همهٔ روزهای دیگر
Mobinam

حجم

۴۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۸۷ صفحه

حجم

۴۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۸۷ صفحه

قیمت:
۷۴,۰۰۰
۳۷,۰۰۰
۵۰%
تومان