
بریدههایی از کتاب اشد ملاقات
۳٫۴
(۱۴)
کوسهها
با دهان خونین
به ساحل رسیدند
به جای پناهجویان
Sheyda Shojaei
هیچیک از جسدها برنخاست
تا پایان جنگ را
جشن بگیرد
Mina.
در فاصلهٔ دو شلیک
سکوتیست
که نام دیگرش
صلح است
Sheyda Shojaei
آفتاب به آسمان برمیگردد
B.HM
وقتی از خودت شکست میخوری
چه کسی پیروز میشود؟
کاربر ۱۱۲۹۸۹۱
فقط شیرها میتوانند
بیآنکه دروغ بگویند
سلطان جنگل شوند
Sheyda Shojaei
و من از خطوط قرمز لبهایت عبور کردم
روی صندلی چوبی بهشت نشستیم و
از دستهای رسیدهٔ هم سیب چیدیم
در گرمای آفتابی
که از شانهٔ تو طلوع میکرد و
در سینهٔ من غروب
sonsky7
تو
ضمیر سومشخص غایبیست
که جز در شعر حاضر نمیشود
کنار من بنشیند
پاییز بانو
گرگ نه!
جانوری شکاری باش
که به چوپانان حمله میکند
برای آزادی گله
Sheyda Shojaei
خوشبختی من
به مویی بند است
که بر شانههای تو میافتد
پاییز بانو
باران را در زمین میکارند و
دریا را در درو برمیدارند
ابرهایی
که از خیال تو برگشتهاند
پاییز بانو
اگر زمان را کُند کنی
نشانت میدهم:
در فاصلهٔ دو شلیک
سکوتیست
که نام دیگرش
صلح است
منزوی
خوشبختی من
به مویی بند است
که بر شانههای تو میافتد
Niyaz.h
این جسدها که میبینی
روزهاییست که تو را ندیدهام
و این شعرها که میخوانی
کلماتیست که از میدان مین برگشتهاند
مرگ
همیشه از میدان مین
زنده بازمیگردد
Sheyda Shojaei
وقتی از خودت شکست میخوری
چه کسی پیروز میشود؟
یکصدا پاسخ میدهند
شکست! شکست!
Sheyda Shojaei
و قطار در حال حرکت
حرکت میکند
پیاده شدن کمترین کاریست
اگر نمیتوانی ریلها را جابهجا کنی
و راههای نرفته را از مقصد
پس بگیری
Sheyda Shojaei
دستهای مسلح
یکدیگر را بغل میکنند
گلولهها را از قلب هم نجات میدهند
و نگه میدارند
برای قلبی دیگر
Sheyda Shojaei
آن که از سقوط برگشته
خوب میداند
صریحترین معنای دوستت دارم
باز شدن چتر نجات است
Sheyda Shojaei
سربازان
آخرین گلولههایشان را به آسمان شلیک کردند
مردم
سراسیمه به خیابان ریختند
اما هیچیک از جسدها برنخاست
تا پایان جنگ را
جشن بگیرد
Sheyda Shojaei
جنگ کبوتران سفید
بر سرِ شاخهٔ زیتون
در روز جهانی صلح
Sheyda Shojaei
انارها از خنده میترکند و
سیبها از شرم سرخ میشوند
ما به باغ اساطیر رسیدهایم
Mina.
تنهایی
هر روز
برهنه زیر باران کتاب میخوانم
و خیس برمیگردم کنار آدمهایی که نمیدانند
هر روز باران میبارد
من سالهاست هرگز تنها نبودهام
و این
جدیدترین نوع تنهاییست
Elham Salehi
پیاده شدن کمترین کاریست
اگر نمیتوانی ریلها را جابهجا کنی
و راههای نرفته را از مقصد
پس بگیری
Mobinam
هیاهوی مسافران بیهوده بود
ریلها از خواب برنخاستند
تا مقصد خود را عوض کنند
Mobinam
مرگ
همیشه از میدان مین
زنده بازمیگردد
bud
گلی که ریشههایش را
چون پرچمی در دست گرفته
جز عطر
چیزی برای پنهان کردن ندارد
از فصلها بیرون زده
خوب میداند
تشنگی آخرین پرچمیست
که گلها در دست میگیرند
پیش از آنکه کاملاً
از پا درآیند
sonsky7
در غیاب تو
از خاک مجسمه میسازم
از مرگ
همآغوشی
پاییز بانو
در خیال تو
غرق میشوند کلمات من
چون پناهجویانی که هرگز
به ساحل نمیرسند
Sheyda Shojaei
«جهان» میشکند تکهتکه میشود
«آن» میشکند تکهتکه میشود
«آ» میشکند فرومیافتد
بیکلاه، بیسر
چون خط تیرهای
انگار حرفی نبوده است
حرفی نداشته است
نه ایستاده پای صدای کشیدهاش...
این خط تیره اگر برخیزد هم
دیگر کلاه بر سر نمیگذارد
و به جهان بازنمیگردد
Sheyda Shojaei
از قطار بیرون میزنم
و فکر میکنم به فتیلهای
که خودش را آتش زده بود تا دنیا را بهتر ببیند
و صدایی که میگوید:
کشف نخستین آتش
از برخورد نزدیک دو سنگ بود
و کشف دوبارهٔ آن
از برخورد نزدیک با چیزی
که کوچکترین نامش دنیاست...
Sheyda Shojaei
حجم
۴۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۸۷ صفحه
حجم
۴۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۸۷ صفحه
قیمت:
۷۴,۰۰۰
۳۷,۰۰۰۵۰%
تومان