
٪۵۰
کتاب اشد ملاقات
مجموعهی شعر
پدیدآورندگان:
مجید رفعتیانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Sheyda Shojaei
۲۱
کوسهها
با دهان خونین
به ساحل رسیدند
به جای پناهجویان
Mina.
۱۴
هیچیک از جسدها برنخاست
تا پایان جنگ را
جشن بگیرد
پاییز بانو
۹
خوشبختی من
به مویی بند است
که بر شانههای تو میافتد
Sheyda Shojaei
۹
در فاصلهٔ دو شلیک
سکوتیست
که نام دیگرش
صلح است
Sheyda Shojaei
۹
فقط شیرها میتوانند
بیآنکه دروغ بگویند
سلطان جنگل شوند
B.HM
۹
آفتاب به آسمان برمیگردد
کاربر ۱۱۲۹۸۹۱
۸
وقتی از خودت شکست میخوری
چه کسی پیروز میشود؟
پاییز بانو
۸
تو
ضمیر سومشخص غایبیست
که جز در شعر حاضر نمیشود
کنار من بنشیند
Sheyda Shojaei
۸
گرگ نه!
جانوری شکاری باش
که به چوپانان حمله میکند
برای آزادی گله
sonsky7
۶
و من از خطوط قرمز لبهایت عبور کردم
روی صندلی چوبی بهشت نشستیم و
از دستهای رسیدهٔ هم سیب چیدیم
در گرمای آفتابی
که از شانهٔ تو طلوع میکرد و
در سینهٔ من غروب
thisissafayouknow
۴
این شعر را با خطوط اندام تو مینویسم
منزوی
۳
اگر زمان را کُند کنی
نشانت میدهم:
در فاصلهٔ دو شلیک
سکوتیست
که نام دیگرش
صلح است
Sheyda Shojaei
۳
این جسدها که میبینی
روزهاییست که تو را ندیدهام
و این شعرها که میخوانی
کلماتیست که از میدان مین برگشتهاند
مرگ
همیشه از میدان مین
زنده بازمیگردد
Sheyda Shojaei
۳
دستهای مسلح
یکدیگر را بغل میکنند
گلولهها را از قلب هم نجات میدهند
و نگه میدارند
برای قلبی دیگر
Sheyda Shojaei
۳
سربازان
آخرین گلولههایشان را به آسمان شلیک کردند
مردم
سراسیمه به خیابان ریختند
اما هیچیک از جسدها برنخاست
تا پایان جنگ را
جشن بگیرد
خزان🍁
۳
اینجا، منم که از کنار گلوله رد میشوم
هنوز نمیدانستم
فرشتگان هم اگر بر تخت بنشینند
به جای بال
از شانههایشان مار میروید...
پاییز بانو
۲
باران را در زمین میکارند و
دریا را در درو برمیدارند
ابرهایی
که از خیال تو برگشتهاند
Niyaz.h
۲
خوشبختی من
به مویی بند است
که بر شانههای تو میافتد
Sheyda Shojaei
۲
وقتی از خودت شکست میخوری
چه کسی پیروز میشود؟
یکصدا پاسخ میدهند
شکست! شکست!
Sheyda Shojaei
۲
و قطار در حال حرکت
حرکت میکند
پیاده شدن کمترین کاریست
اگر نمیتوانی ریلها را جابهجا کنی
و راههای نرفته را از مقصد
پس بگیری
Sheyda Shojaei
۲
آن که از سقوط برگشته
خوب میداند
صریحترین معنای دوستت دارم
باز شدن چتر نجات است
Sheyda Shojaei
۲
جنگ کبوتران سفید
بر سرِ شاخهٔ زیتون
در روز جهانی صلح
Mina.
۲
انارها از خنده میترکند و
سیبها از شرم سرخ میشوند
ما به باغ اساطیر رسیدهایم
دمنوش
۲
وقتی از خودت شکست میخوری
چه کسی پیروز میشود؟
Elham Salehi
۲
تنهایی
هر روز
برهنه زیر باران کتاب میخوانم
و خیس برمیگردم کنار آدمهایی که نمیدانند
هر روز باران میبارد
من سالهاست هرگز تنها نبودهام
و این
جدیدترین نوع تنهاییست
thisissafayouknow
۲
اگر زمان را کُند کنی
نشانت میدهم:
در فاصلهٔ دو شلیک
سکوتیست
که نام دیگرش
صلح است
Taranom
۲
و زیر کوتاهترین لحظهای که هرگز کوتاه نیامد
از هم جدا شدیم
درحالیکه بالهایت بر شانهام جا مانده بود
Taranom
۲
نیستی
نبودی
نخواهی بود
و من بیهوده میدوم
تا مثل خستگی کنارم بنشینی
و مثل آب
تشنگیام را بغل کنی
اصلاً از آغاز هم قرار نبود
پرندهای بر شانههای من بنشیند
خزان🍁
۲
دو ستاره
چشمکهایشان را بههم میزنند و
شب را تا ته مینوشند
زمان مست میکند
بختهای برگشته برمیگردند
و تو در آغوش من
از خواب بیدار میشوی
Mobinam
۱
پیاده شدن کمترین کاریست
اگر نمیتوانی ریلها را جابهجا کنی
و راههای نرفته را از مقصد
پس بگیری
