خیلی از اسناد که اینجان، مردم هدیه کردن به آقا، مثل همین وقفنامه و کتاب روش، یکی از بندهای وقفنامهاس. وقتی شوروی کمونیستی مِرِه و همه چیزای مذهبی رو میسوزوندند، یه دختر ازبک پای پیاده و از دل کوهها و توی برف و بوران خودشو میرسونه مِشِد و اینا رو مِدِه و توی صحن آقا علیبنموسیالرضا، جون مِدِه. عمر و جوانیاش رو مِذِاره پای این وقفنامه، نسوزه و بمونه تا امروز.»