من به فردا میاندیشم
به فردا
که روز دیگری است
و به نبرد بیافتخار دیگری
که ناگزیر دوباره آغاز خواهد شد
روی مرز ویرانی و شکست راه رفتن و
دوباره به زندگی بازگشتن ...
آه
میدانم که از زندگی منصرف نخواهم شد
از زندهبودن
از انسانبودن
این سان بودن
اما امشب اعصاب من ویران است
و من امشب سخت دلتنگم
دلتنگ تو