جملات زیبای کتاب اشک و لبخند | طاقچه
تصویر جلد کتاب اشک و لبخند

بریده‌هایی از کتاب اشک و لبخند

۴٫۰
(۱)
از خداوند خواستم مرا خوشبخت کند. فرمود: نعمت از من، خوشبخت شدن از تو. از خداوند درخواست نمودم که مرا دچار درد و عذاب نکند. فرمود: رنج انسان را از دلبستگی دنیا جدا و او را به من نزدیک‌تر می‌کند. از خداوند خواستم روحم را شاد کند. فرمود: تو خودت باید رشد کنی و من تنها زواید تو را از بین می‌برم تا تو رشد یابی و بارور شوی. از خداوند درخواست نمودم کاری کند که از زندگی لذت ببرم. فرمود: برای این کار من به تو زندگی عطا کردم. از خداوند خواستم کمک کند همان اندازه که او مرا دوست دارد، من نیز دیگران را دوست بدارم. فرمود: دانستی؟ عرض کردم، بلی. باید به دوست داشتن خود جهت بدهم و ضمیر خود را خالص گردانم، بنابراین زندگی یعنی ...
msavi