
SARA
۸
نفی واقعیتِ تلخ و ناخوشایند، قدرتی بهاندازهٔ خودِ واقعیت دارد.
n re
۴
زندگی اینجا مثل همیشه است و آب از آب تکان نخورده، فقط یک چیز عوض شده: تو نیستی. نمیدانی وقتی کسی که همیشه کنارت بوده دیگر نباشد زندگی چقدر عجیب میشود.
n re
۳
زندگی بسیار زودگذر و ناپایدار است و در چشمبههمزدنی به پایان میرسد.
n re
۲
انگار دوباره کودک شده بود، مثل همان روزهایی که تنها با بستن چشمانش میتوانست جلوی دردناکترین اتفاقات را بگیرد.
n re
۱
وقتی بالاخره حرف میزنی و خودت رو رها میکنی تازه میفهمی این مدت چقدر سختی کشیدی تا همهچیز رو تحمل کنی.
n re
۱
«هر کاری یه دفعهٔ اول داره.»
n re
۱
او همسر و فرزندش را از دست داده. اتفاقی از این بدتر برای هیچ مردی قابلتصور نیست. از این بدتر ممکن نیست.»
n re
۰
خیلی خوب بود اگر میآمدی، اما راهت خیلی دور است.
وقتی برای همیشه برگردی یک آدم دیگر شدهای.
n re
۰
دوست نداشت که بهخاطر زن بودنش برایش تعیین تکلیف کنند و روزبهروز بیشتر احساس میکرد که زندگیاش دارد در این چارچوب محدود میشود
n re
۰
فکر کرد یک نامه برایش بنویسد و کلماتش را سنجیده انتخاب کند؛ راهی آسانتر برای مواجهه با موضوعی سخت و پیچیده.
n re
۰
«زندگی برای من همونجاییه که تو باشی. ما قراره توی این دنیا کنار هم باشیم، هر جا زندگی ما رو بکِشونه با هم میریم.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
او را به ساحل خوانده بودند تا هدیهای به دستش بدهند؛ به همین سادگی. او برگزیده شده بود تا آن بچه را نجات بدهد و از دیدِ خودش از آن به بعد در برابر آن بچه مسئول بود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
به نقل از افسانهها روح دریاچه قرنها پیش در وارتون عشق حقیقی زندگیاش را یافته بود و به همین دلیل به آنجا آبوهوایی معتدل بخشیده بود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
زندگی اینجا مثل همیشه است و آب از آب تکان نخورده، فقط یک چیز عوض شده: تو نیستی. نمیدانی وقتی کسی که همیشه کنارت بوده دیگر نباشد زندگی چقدر عجیب میشود.
