
Nirvana
۳
او خیلی ترسیده بود، اما اصلاً نمیخواست ترسش را به مردِ نفرتانگیزی نشان دهد که امید را از او گرفته بود.
Nirvana
۲
همهچی عالیه... ولی من مُدام بیقرارم. دلم میخواد یه کار مهم انجام بدم... ولی نمیدونم چی!
Nirvana
۱
نامههای کیت طولانی نبود، اما شادی در آنها موج میزد؛ آنقدر که رینی حس میکرد فقط خودش برای دوستانش دلتنگ است.
Nirvana
۰
همه را حفظ بود. رینی از اینکه تااینحد به هر کلمهٔ آنها وابستگی داشت، احساس خجالت میکرد، چون به نظر نمیآمد هیچکدام از دوستانش چنین حسی داشته باشند؛ هیچکدام از آنها تابهحال حرفی از دلتنگی نزده بودند.
Nirvana
۰
«پایین رو نگاه نکن. فقط به پاهات نگاه کن و برو پایین.
