
ali73
۶
در اردوگاه، یکی از دلایلی که میتواند یک زندانی را به زندهماندن برانگیزد فکر بدلشدن به یک شاهد است
☆Nostalgia☆
۳
کلمهٔ لاتین holocaustum است که خود ترجمهای است از واژهٔ یونانی holocaustos (که البته یک صفت و به معنای «کاملاً سوخته» است؛ اسم یونانی متناظر با آن holocaustōma است). تاریخ معناشناختی این اصطلاح اساساً مسیحی است، زیرا پدران کلیسا آن رادر واقع نه با دقت و نه با انسجامبرای ترجمهٔ آموزهٔ پیچیدهٔ ایثار در کتاب مقدس (بخصوص، در کتابهای لاویان و تثنیه) بهکار میبردند. کتاب لاویان همهٔ ایثارها را به چهار نوع اصلی فرومیکاهد: olah،hattat،shelamin و minha. همانطور که مارسل موس و هانری هوبر در «سرشت و کارکرد ایثار» مینویسند،
اسامی دوتا از این چهارتا معنادارند. hattat ایثاری بود که بهویژه برای پسدادن کفارهٔ گناه موسوم به hattat یا hataah صورت میگرفت، که تعریف ارائهشده از آن در سفر لاویان متأسفانه بسیار مبهم است.
Easterner
۲
یکی از درسهای آشویتس این است که درک ذهن یک شخص عادی بسیار سختتر از درک ذهن شخصی چون اسپینوزا یا دانته است. (بحث هانا آرنت در مورد «ابتذال شر»، که اغلب بد فهمیده شده است، نیز باید به همین معنا درک شود.)
سیدمحمدحسین
۲
«آیا تکتک ما که بازگشتیم با یکجور احساس گناه سر نمیکنیم، احساساتی که جلّادان ما بهندرت احساسش میکنندمن زندگی میکنم، چون دیگران به جای من مردهاند؟»
محمد تهرانی
۱
«وظیفهٔ مانه در قبال آنان که مردهاند، بلکه در قبال خودمان، و آنان که در اطرافمان هنوز زندهاندتقویت رانههای زندگی است
شهرام آقاجان پور
۱
چگونه نجاتیافتگان میتوانند به نیابت از غرقشدگان سخن بگویند و به جای آنها شهادت دهند؟ چگونه آنان میتوانند به تجربهای گواهی دهند که خودشان نیز از سر نگذراندهاند؟
ارغوان
۱
«بی پناه بودن در معرض همه چیز، توانابودن است به همه چیز.»
شیما فکار
۱
یکی از درسهای آشویتس این است که درک ذهن یک شخص عادی بسیار سختتر از درک ذهن شخصی چون اسپینوزا یا دانته است.
ارغوان
۰
«عزمم را جزم کردم که، بهرغم هر آنچه شاید به سرم میآمد، خودم را سربهنیست نکنم... چون نمیخواستم آن شاهدی را سرکوب کنم که میتوانستم به آن بدل شوم.»
سیدمحمدحسین
۰
یکی از درسهای آشویتس این است که درک ذهن یک شخص عادی بسیار سختتر از درک ذهن شخصی چون اسپینوزا یا دانته است.
سیدمحمدحسین
۰
حقیقت عنصری غیرقضایی در خود دارد، چنانکه quaestio facti [مسئلهٔ امر واقع] هرگز نمیتواند به quaestio iuris [مسئلهٔ امر قضایی] فروکاسته شود.
ریوِن
۰
«آنان که این تجربه را از سر نگذراندهاند هرگز نخواهند دانست؛ آنان که از سر گذراندهاند هرگز نخواهند گفت؛ نه واقعاً، نه کاملاً... گذشته از آنِ مردگان است... .»
