جملات زیبای کتاب نامه به مادرم | طاقچه
تصویر جلد کتاب نامه به مادرمsubscriptionAvailable

کتاب نامه به مادرم

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
ژرژ سیمنون، مرجان حمیدی
انتشارات: 
نشر سیفتال

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شریفی
۲
سد بین من و تو عملا هیچ‌چی بود.
Mitir
۲
می‌دانم رفته‌رفته انباشته‌شدن تجربه‌هایی که من ازشان بی‌خبر بودم تو را به زنی که مادرم شد تبدیل کرد.
Mitir
۱
وقتی آدم توی یک اتاق کوچک در بیمارستان رودرروی کسی قرار می‌گیرد که چندروز بیش‌تر از عمرش باقی نمانده، دلش می‌خواهد ذهنش را بگردد، و صادقانه و بدون طفره‌رفتن این کار را انجام دهد.
زهرا
۱
اگر واژهٔ «سرسخت» فقط به یک نفر بیاید، آن یک نفر حتماً تو هستی.
زهرا
۱
حالا من و تو این‌جاییم مادر، دو نفر که به هم‌دیگر نگاه می‌کنیم. تو من را به این دنیا آوری، من از رحم تو خارج شدم، اولین شیر عمرم را به من دادی، و با این حال تو را نمی‌شناسم، درست مثل تو که من را نمی‌شناسی. این‌جا توی اتاقت در بیمارستان درست مثل دو تا غریبه‌ایم که به دو زبان مختلف حرف می‌زنند ـ راستش تقریباً با هم حرفی نمی‌زنیم ـ و به هم اعتماد ندارند. اما باور کن این‌جا هستم تا اگر شناخت نادرستی از تو پیدا کرده‌ام اصلاحش کنم، تا به حقیقت وجودت نفوذ کنم و در عین این‌که خوب نگاهت می‌کنم و خاطرات ناقص را کنار هم می‌گذارم و فکر می‌کنم، یاد می‌گیرم دوستت داشته باشم.
زهرا
۰
شاید داری زندگی را مسخره می‌کنی، چون آدم نزدیک مرگش زندگی را از زاویهٔ دیگری می‌بیند.