جملات زیبای کتاب تو | طاقچه
تصویر جلد کتاب تو

بریده‌هایی از کتاب تو

امتیاز
۳.۴از ۲۲۶ رأی
۳٫۴
(۲۲۶)
در کتاب‌فروشی کار کنید تا بفهمید بیشترِ مردمِ این جهان از چیزی که هستند احساسِ گناه می‌کنند.
آنه
ما برای نوجوان‌بودن زیادی پیریم.
رها
چقدر حیف است که آدم از چیزی که ندارد آن‌قدر برآشفته باشد که چیزهایی را که دارد اصلاً به حساب نیاورد
Hani
«یه مهمونی دعوتم. می‌خوای بیای؟»
مستورع
من درحال حاضر خیلی دوست دارم کسی را کتک بزنم
قاصدک!
چگونه است که خشم من نسبت‌به تو همیشه به عشق تبدیل می‌شود؟
Farzaneh
بیشترِ مردمِ این جهان از چیزی که هستند احساسِ گناه می‌کنند.
یک مشکل لاینحل، sky
راستش اصلاً با این ایدهٔ عهد دقیانوسی موافق نیستم. من آدم خودمم
قاصدک!
کارکردن با این گوشی دیگر کافی است. این دستگاه تو را می‌کُشد، نفست را هدر می‌دهد و انگشتانت را فلج می‌کند.
نیومون
امان از دخترها. چیزی حدود ۵۲ ایمیل لازم است تا ساده‌ترین مسئله را بفهمید.
قاصدک!
«من همین حس رو درمورد فروشگاه کتاب دارم. اونجا قدم می‌زنم و حس می‌کنم تمام دنیا اونجاست، مهم‌ترین داستان‌ها درطول زمان
شیلا در جستجوی خوشبختی
«شانزده قرن و هشت سال نوری» منتظر می‌مانم
میس سین
عوضی‌ها همیشه وقتی جهان نظمِ خودش را بازمی‌یابد و مجبورند بابت کارهای بزدلانه، پر از تظاهر و بدون عشقِ خود جواب پس بدهند، آشفته می‌شوند.
قاصدک!
اگر ده ثانیه به چشمانِ کسی نگاه کنید، یا او را می‌ترسانید یا دلش را می‌برید
Mary gholami
«چه عوضی بود، نه؟» «هممم، شاید فقط حالش میزون نبود.»
یک مشکل لاینحل، sky
همه می‌خواهند همه‌چیز را همین حالا به دست بیاورند، اما تو «با آن دست‌های کوچکت» می‌توانی صبر کنی.
M.Taha
دفترچه‌یادداشتی بیرون می‌کشد و من آرزو می‌کنم دارو مغزم را بی‌حس کند. من ازآن دفترچه‌یادداشت یا آن خودکار خوشم نمی‌آید و شروع می‌شود.
آسمان
چیزی تحت عنوان "قفس پرواز" وجود نداره. فقط یه چیز هست که از قفس کوچیکی که پرنده نمی‌تونه توی اون پرواز کنه بی‌رحمانه‌تره، و اون قفس بزرگیه که باعث می‌شه پرنده فکر کنه می‌تونه پرواز کنه.
میس سین
باوجود این، لعنت به والدینش. اگر نمی‌توانید عشق بی‌قیدوشرط نثار کنید، بچه‌دار نشوید.
لیلی مهدوی
«تو نمی‌تونی کسی رو که نمی‌خواد نجات پیدا کنه نجات بدی.»
parnian
مشکل کتاب‌ها این است که تمام می‌شوند. فریبت می‌دهند. تا اعماق فرومی‌روی و مالکیت‌ها و روابطِ خود در دنیا را جلوی در رها می‌کنی و از درون خوشت می‌آید و مالکیت‌ها یا روابطتت را نمی‌خواهی و سپس، کتاب دود می‌شود و به هوا می‌رود. ورق می‌زنی و چیزی نیست
hiba
فقط یه چیز هست که از قفس کوچیکی که پرنده نمی‌تونه توی اون پرواز کنه بی‌رحمانه‌تره، و اون قفس بزرگیه که باعث می‌شه پرنده فکر کنه می‌تونه پرواز کنه.
raha
معلم بهداشت مدرسهٔ دبیرستانم می‌گفت اگر ده ثانیه به چشمانِ کسی نگاه کنید، یا او را می‌ترسانید یا دلش را می‌برید.
شیلا در جستجوی خوشبختی
من از آن آدم‌های عوضیِ دل‌رحم نیستم که هیچ‌وقت جرئتِ در لحظه زندگی کردن را ندارند. من برای زندگی زندگی می‌کنم،
شهرزاد میرزاعابدینی
باید آن‌قدر آدم‌ها را نادیده بگیری که سر عقل بیایند، به‌خصوص بچه‌پول‌دارهای لوس را.
ترنج
آن‌قدر برای دیدنت هیجان‌زده‌ام که اصلاً جهان برایم وجود ندارد.
علاقه بند
بله، می‌فهمم ما برای مصاحبت آفریده شده‌ایم. خداوند به ما کلمات را هدیه داده است. باید صحبت کنیم. باید گوش بدهیم
خیر کثیر
«همه همیشه دارن تلاش می‌کنن بهتر بشن، دوسه کیلو وزن کم کنن، پنج تا کتاب بخونن، برن موزه، یه صفحهٔ موسیقیِ کلاسیک بخرن و بهش گوش بدن و دوستش داشته باشن. اما کاری که درواقع دلشون می‌خواد انجام بدن، اینه که دونات بخورن، مجله بخونن، و آلبوم پاپ بخرن. و کتاب؟ گور پدر کتاب. به‌جاش دستگاه کیندل رو می‌خرن.
شیلا در جستجوی خوشبختی
در کتاب‌فروشی کار کنید تا بفهمید بیشترِ مردمِ این جهان از چیزی که هستند احساسِ گناه می‌کنند.
golibook
اگر نمی‌توانید عشق بی‌قیدوشرط نثار کنید، بچه‌دار نشوید.
رها

حجم

۳۹۲٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

حجم

۳۹۲٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
تومان