جملات زیبای کتاب هم‌قفسان | طاقچه
تصویر جلد کتاب هم‌قفسانsubscriptionAvailable

کتاب هم‌قفسان

مجموعه‌ی غزل

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
مژگان عباس‌لو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مهدی
۵
هرکه در عشق سر از قلّه برآرد هنر است همه تا دامنهٔ کوه تحمّل دارند
زهراخاوری
۵
وجی که نپیوست به ساحل به من آموخت در عین توانستن پرهیز قشنگ است
محدثه
۵
هر کس آمد ضربه‌ای بر من زد و از من گذشت من شباهت‌های دردآلود با در داشتم
کرم کتابخوان
۴
سفر هر که را دیده‌ام برده است سفر هیچ‌کس را نیاورده است!
محدثه
۳
من مجمع‌الجزایرِ تنهایی و غمم پهلو بگیر پهلوی من شاد کن مرا
زهراخاوری
۲
دلواپسِ قضاوتِ مردم نباش، عشق چیزی که دیر می‌برد از آدم آبروست!
زهراخاوری
۱
شانه‌هایت را برای گریه‌کردن دوست... نه! من سر از زانوی تو ای غم! مگر برداشتم؟
زهراخاوری
۱
«کِی تو را از یاد خواهم برد؟» گفتم؛ عشق گفت بی‌نهایت، بی‌نهایت، بی‌نهایت مانده است
کرم کتابخوان
۱
عشق در این عصرِ پُرنفرت کلاهِ تازه‌ای‌ست تا که بگذارند برخی، عدّه‌ای برداشتند هرگز از امثالِ تو خالی نمی‌شد روزگار نصف خودکارت اگر آن عدّه جوهر داشتند!
مهدی
۰
مرغی شده‌ام جلدِ تو و قسمتم این است هرجا بروم باز گرفتار بمانم
مریم دانش
۰
تا غمت خار گلو هست، گلوبند چرا؟ کشته‌هایت چه نیازی به تجمّل دارند؟