جملات زیبا از متن کتاب افق | طاقچه
تصویر جلد کتاب افق
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب افق

۳.۳(از ۷ امتیاز)
نوع کتاب

۹۶,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۳۸,۴۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اگر روابط عاطفی بین دو جنس مخالف به تبادل دائمی افکار منتهی نشود، مایهٔ شرمساری است.
محمدحسین
۴
آدم‌های کمی حاضر می‌شوند کمک‌تان کنند، به حرف‌تان گوش بدهند و از همه مهم‌تر، درک‌تان کنند...
محمدحسین
۴
جمله‌ای به ذهنش رسید: «کسی را دوست دارم که دوستم داشته باشد.»
محمدحسین
۴
آدم‌هایی هستند که شما انتخاب‌شان نمی‌کنید، چیزی از آن‌ها نمی‌خواهید و حتا موقع رد شدن از کنارشان، متوجه‌شان نمی‌شوید. ولی این آدم‌ها، بدون آن‌که دلیلش را بدانید، می‌خواهند جلو خوشحال بودن شما را بگیرند.
siavash fouladi
۴
هنوز جمله‌اش تمام نشده، به‌نظرش رسید حرف احمقانه‌ای گفته. به خودش قول داد دیگر هیچ تلاشی برای حرف زدن نکند. هیچ‌وقت.
محمدحسین
۳
ممکن است چیزی را که ارزش زیادی برای‌تان دارد بعد از چند روز گم کنید: مثل شبدر چهارپر، نامهٔ عاشقانه، خرس کرکی؛ در حالی‌که بعضی چیزهای دیگر ناخواسته سال‌های سال برای‌تان می‌مانند. وقتی خیال می‌کنید از دست‌شان خلاص شده‌اید، از ته یک کشو بیرون می‌آیند.
m@ede
۳
همیشه شرایط خاصِ چپ‌دست‌ها که مشت‌شان را موقع نوشتن تقریباً گره می‌کنند، متعجبش می‌کرد.
محمدحسین
۲
به‌تدریج که به گذشته‌ها می‌رفت، گاه افسوس می‌خورد: چرا از این راه رفته، نه از آن یکی؟
محمدحسین
۱
بیشتر وقت‌ها یک خیابان، یک ایستگاه مترو یا یک کافه بود که کمک می‌کرد از گذشته بیرون بیاید.
محمدحسین
۱
جایی خوانده بود که برخورد اول بین دو نفر مثل زخمی سطحی است که هر دو احساسش می‌کنند و چُرت تنهایی‌شان را پاره می‌کند.
محمدحسین
۱
او هیچ‌وقت اسم خیابان‌ها و شمارهٔ ساختمان‌ها را فراموش نمی‌کند. این روش خاص او برای مبارزه با بی‌تفاوتی و گم بودن در شهرهای بزرگ بود، شاید هم برای مبارزه با اتفاق‌های غیرمنتظرهٔ زندگی.
محمدحسین
۱
روی زمین و دورتادور کتابخانه‌های شیشه‌ای، فرش ایرانی انداخته بودند.
محمدحسین
۱
بیشتر وقت‌ها قیافه‌اش طوری بود که انگار می‌خواهد معذرت‌خواهی کند.
محمدحسین
۱
آیا عزیزدردانه‌ترین آدم‌ها نزد سرنوشت، از چنگ کلاش‌ها و باج‌بگیرهای مختلف در امان‌اند؟ این جمله را برای دلداری دادن به خودش تکرار می‌کرد.
محمدحسین
۱
به‌زودی وقت حساب‌رسی فرا می‌رسد.
محمدحسین
۱
بیشتر وقت‌ها خودش را در موقعیت منزجرکنندهٔ آدم‌هایی می‌دید که باید مدام تسلیم باج‌گیرها شوند و آرزو می‌کنند لحظه‌ای روی آرامش را ببینند.
محمدحسین
۱
دوباره آن نگاه گذشته‌ها را دید، آن حالت دقیق و بی‌ریای کسی که به‌رغم تمام مشکلات، به زندگی اعتماد دارد.
محمدحسین
۱
برخی کلمه‌ها در عالم خوابْ آدم را غافلگیر می‌کنند و هر قدر هم بخواهی آن‌ها را به ذهن بسپاری، به محض بیدار شدن یا فرار می‌کنند یا دیگر هیچ معنایی نخواهند داشت.
sh.vasighi2000
۱
آیا واقعاً می‌توان مطمئن بود که حرف‌های ردوبدل‌شدهٔ دو نفر در اولین ملاقات‌شان، در نیستی گم شوند، طوری که انگار هیچ‌وقت به زبان نیامده باشند؟
MasihReyhani
۰
ناگهان دکتر پوترل از بوسمان و مارگارت پرسید: ـ شما آینده رو چه‌طور می‌بینید؟ ایون گوشه از این سؤال خنده‌اش گرفت. آینده... کلمه‌ای که امروز تلفظش برای بوسمان دلخراش و مرموز بود. اما آن زمان، اصلاً فکرش را نمی‌کردیم. آن‌وقت‌ها، بدون آن‌که قدر شانس‌مان را بدانیم، در یک زمان حال جاودانه به سر می‌بردیم.
sh.vasighi2000
۰