
بریدههایی از کتاب تلی از تصاویر شکسته
۳٫۳
(۱۲)
آدمی به هیچوجه ارباب اندیشههای خودش نیست و ضمیر آگاه در واقع بردهٔ "ناخودآگاهی" یا "ضمیر ناخودآگاه" است.
مسعود وحيد
"خود" واقعگرا تحت انگیزش اصول مصالحهٔ "عقلانی" است. ( "خود") ، از یک طرف، از قوانین و هنجارهای واقعیت (اجتماعی) محافظت میکند، آن هم با جرح و تعدیل مطالبات "غیرعقلانی" و محالِ "آن"؛ و از طرف دیگر، از "آن" محافظت میکند، با مصون نگاه داشتنش از محرکها و دستورات بهشدت قوی یا زیانآوری که منبعث از واقعیت است ــ منبعث از خردهگیری بیرونی، قضاوتهای تند و غیبت ابژههای مطلوب. ( "خود") در ارتباط با عملکردهای درونی و فزایندهٔ "آن"، بهمثابهٔ محمل یا بازنمایندهٔ واقعیت عمل میکند؛ از همینرو، نقش "خود"، یکدست ساختن، همگن کردن و سازمان دادن تکانشهای آشوبناک و لذتطلب "آن" است؛ از همینرو در ارتباط با واقعیت، هدف "خود" عقلانی ساختن و بخشیدن جلوهای منطقی به بسیاری از مطالبات "آن" و بازنمایی و معرفیاش به قانون اجتماعی است.
esrafil aslani
وقتی با عقاید مغایر دربارهٔ پیامدهای زیستمحیطی محصولی جدید (مثلاً گیاهی از نظر ژنتیکی اصلاحشده) بیهوده بهدنبال عقیدهٔ کارشناسی نهایی میگردیم؛ و نکته صرفاً این نیست که مقولات واقعی مبهم شدهاند چراکه علم از طریق وابستگی مادی به شرکتهای بزرگ و آژانسهای دولتی فاسد شده است. علوم حتا فینفسه نیز نمیتوانند به این سؤالات پاسخ بدهند.
Mehporter
مسئله این نیست که بشقابپرندهشناسان و نظریهپردازان توطئه به نگرش پارانویایییی واپسروی میکنند که ناتوان از پذیرش واقعیت (اجتماعی) است؛ مسئله این است که خودِ واقعیت در حال پارانویایی شدن است.
Mehporter
یا با توجه به یکی دیگر از عبارات نمونهای لاکان، شوهری که از نظر آسیبشناختی حسود است، کسی که وسواس آن را دارد که زنش به او خیانت میکند، حتا اگر ثابت شود فکرش درست است و زنش به او خیانت میکند، وسواسش همچنان خصلتی آسیبشناختی است.
Mehporter
بااینحال، نکتهای که شایسته است در اینجا بر آن پافشاری شود، این است که همین ناسازه را در جهتی عکس به اجرا درآورد: جامعه (حوزهٔ اجتماعی ـ نمادین آن، دیگری بزرگ) "متعادل" و "بههنجار" است، حتا اگر بنا به فاکتها خلاف آن ثابت شود. شاید از همین منظر بود که لاکان متأخر خود را "روانپریش" لقب داده بود. او عملاً روانپریش بود چراکه محال بود گفتار یا دیسکورسش را وارد حوزهٔ دیگری بزرگ کند.
Mehporter
اولین پرسش ایراد مشهوری است که بر لاکان میگرفتند که گویا وی تأثرات را نادیده میگیرد. کسانی که آنجا هم بودهاند، حتماً یادشان هست تنها حرفی که دکتر اتو کرنبرگ در آن همایش زد این بود که تأثرات یعنی پنجاه درصدِ تجربهٔ روانکاوانه.
Mehporter
باید بگویم، چیزی در نظریات سنتی روانکاوی هست که با این ماورای ظرفیت مرتبط است؛ به این دلیل که در "روانکاوی" ما از همسانیابی ( یا هویتیابی) سخن میگوییم؛ اما همسانیابی، از جانب سوژه، دقیقاً حاکی از نوعی فقدان همسانی یا هویت است. اگر در نظریهٔ روانکاوی، مثل نظریات فیخته، اصلی در مورد همسانی (هویت) برای سوژهٔ مورد بحث داشتید، میتوانستید در نظریهٔ روانکاوی بنویسید "من من است"
Mehporter
دقیقاً همین واقعیت است که سوژه بهمعنای دقیق کلمه را باب میکند، ( سوژه) بهعنوان یک "X" و نه بیشتر. شما میتوانید این S خطدار را بهعنوان همان "X" بخوانید.
Mehporter
شاید بد نباشد حرفی هم از سیمپتوم فرد وسواسی بزنیم. حتماً شما میدانید که برای فروید، رواننژندی وسواسی ( زیرگونه یا) گویشی از هیستری است، بهعبارت دیگر، شکلی غریب از زبان هیستری؛ و رواننژندی خودش را با علامت یا نشانگر زوانگ متمایز میسازد. ( یعنی با) پدیدهٔ منع یا اجبار، با پدیدهٔ زور یا مجبور کردنی که خویش را در تفکر سوژه در کنشهایش بروز میدهد.
Mehporter
بازگشت لاکانی به فروید فقط بازگشت به فروید متقدم نیست، همان فرویدی که روانشناسی خود یا اگو نادیدهاش گرفته است، بلکه این ( بازگشت لاکانی به فروید) بازگشتی به غریزهٔ مرگ است، ( بازگشتی) به ورای اصل لذت، بازگشتی به خودآزاری و شاید بازگشتی به ( خودِ) فعالیت روانکاوی.
Mehporter
او ( یعنی لاکان) میگفت: "هیچ میلی برای دانستن وجود ندارد؛ هیچ رانهای برای دانستن نیست." او ( به حرفش این نکته را) اضافه میکرد: "تنها چیزی که تا بهحال در یک بیمار دریافتهام؛ و همچنین در خودم، رانهای است برای ندانستن."
Mehporter
بگذارید بهعنوان تذکر آن قطعاتی از فروید را برایتان بخوانم که متنشان همینجا پیش روی من است: "حالات عاطفی یا مرتبط با تأثرات ( بشری) در زندگی روانی بهگونهای وارد شدهاند که تجربهای کاملاً تروماتیک یا آسیبزا آنها را تهنشین کرده است و همگی آنها در موقعیتهایی یکسان بهعنوان نمادهایی اهریمنی رواج یافته بودند." بهعبارت دیگر، این عبارت دقیقاً همین در نظر گرفتن تأثرات بهعنوان نمادهایی اهریمنی است و ( به کمک همین عبارت، نمیتوان) هیچ اثبات بهتری برای نمادپردازی کردن تأثرات یا عواطف در آثار فروید یافت. در نتیجه، انگیزش واکنش بیواسطهٔ بدن نیست (یعنی همان چیزی که روانشناسی میخواهد به ما بقبولاند) بلکه پیام کوتاه یا سیگنالی است که مثل هیستری در نوع بشر زیسته میشود و هیستری با نوع بشر عجین شده است.
Mehporter
حجم
۴۹۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۶۵ صفحه
حجم
۴۹۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۶۵ صفحه
قیمت:
۲۰۵,۰۰۰
تومان