
٪۵۰
Niyaz.h
۳
نبودن تمام اضافات برای بودا
از
با
بی
تو
بودن
خسته
ام
Atena
۱
من بیتو شعر خواهم نوشت
تو بیمن چه خواهی کرد
Niyaz.h
۱
قراری بگذار
در روزی که نمیآیی
بینداز پشت گوش
با موی بافتهات
بگذارم لای پیازی که رنده میکنی
کبریت را بگیر میان دندانت
که نریزم
غرور گوگردیام را بگیران
بگذار روی سیگاری
که نمیدانی برای بهخاطر آوردنم است
یا از خاطر بردنم
بسُرانم در ریهات
به یاد روزهایی که نفست بودم
کاربر ۹۸۹۹۰۷۴
۱
قلب کوچک من
توان نشتر نام تو را ندارد
نام تو را بر هر آنچه که فکر نمیکنی نوشتهام
بر شنهای ساحل و
برگ درختان در پاییز
کاربر ۹۸۹۹۰۷۴
۱
هندوانهٔ ماه را
امشب
شتری بریدهاند
یک قاچش در دست آسمان و
سیزده قاچش در چهرهٔ تو
کاربر ۹۸۹۹۰۷۴
۱
به هیچکس نگفتهام
که برای همیشه ترکم کردهای
هنوز در جمع باحرارت از تو حرف میزنم
مثل قدیم روزنامههای صبح را ورق میزنم
دیگر نه مجوز کتابها
نه لغو مجوزها
هیچچیز توجهم را جلب نمیکند
کاربر ۹۸۹۹۰۷۴
۰
غرور گوگردیام را بگیران
بگذار روی سیگاری
که نمیدانی برای بهخاطر آوردنم است
یا از خاطر بردنم
بسُرانم در ریهات
به یاد روزهایی که نفست بودم
کاربر ۹۸۹۹۰۷۴
۰
جایم را با کسی پر خواهی کرد
او هم تو را خواهد بوسید
و به تو خواهد گفت که زیبایی
اما بهمرور از تکوتا خواهی افتاد
چون نه بوسههایش مغناطیس بوسههای مرا خواهد داشت
نه شعر میداند چیست
که زیبایی مفردت را مضاعف کند در جمع
کاربر ۹۸۹۹۰۷۴
۰
چشمان تو صدف است
بر آن گوش میخوابانم وقتی که خوابیدهای
تا صدای دریایی را که در آن غرق شدهام
بشنوم
