«دوست من، به کوههای کارپات خوش آمدید. مشتاقانه چشمانتظارتانم. امشب خوب بخوابید. دلیجان فردا ساعت سه بهسوی بوکوفینا حرکت خواهد کرد؛ جایی در آن برای شما نگه داشتهایم. کالسکهٔ من در گردنهٔ بورگو منتظرتان خواهد بود و شما را نزد من خواهد آورد. امیدوارم سفرتان از لندن سفری خوش بوده باشد و از اقامت در سرزمین دلانگیز من لذت ببرید.
دوست شما،
دراکولا.»