جملات زیبای کتاب دراکولا | طاقچه
تصویر جلد کتاب دراکولاsubscriptionAvailable

کتاب دراکولا

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۶۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
برام استوکر، محمود گودرزی
انتشارات: 
نشر برج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
"Shfar"
۱۳۴
کسی که از شب زجر ندیده باشد، نمی‌داند صبح چقدر ممکن است برای دل و چشمش شیرین و عزیز باشد.
"Shfar"
۵۷
و تعداد دوستان کمتر از تعداد عشاق است؛ درهرصورت دوستان پاکبازترند.
شلاله
۵۴
مردمی که در زندگی نه ترسی دارند و نه واهمه‌ای چقدر خوشبخت‌اند؛ کسانی که خواب برایشان نعمتی است که شب‌ها می‌آید و فقط رؤیاهای شیرین به ارمغان می‌آورد.
merry
۴۹
مرده پنداشتیمش وقتی که خفته بود و خفته انگاشتیمش وقتی که مرد
ترنج
۳۲
به قول آمریکایی‌ها «مو لای درز نقشه‌اش نمی‌رفت»
"Shfar"
۲۹
«دوست من، به کوه‌های کارپات خوش آمدید. مشتاقانه چشم‌انتظارتانم. امشب خوب بخوابید. دلیجان فردا ساعت سه به‌سوی بوکوفینا حرکت خواهد کرد؛ جایی در آن برای شما نگه داشته‌ایم. کالسکهٔ من در گردنهٔ بورگو منتظرتان خواهد بود و شما را نزد من خواهد آورد. امیدوارم سفرتان از لندن سفری خوش بوده باشد و از اقامت در سرزمین دل‌انگیز من لذت ببرید. دوست شما، دراکولا.»
mobiina
۲۷
این را همیشه به یاد داشته باش که خنده‌ای که در می‌زند و می‌گوید: ‘اجازه هست وارد شوم؟’ خندهٔ حقیقی نیست. نه! خندهٔ واقعی پادشاه است و هروقت و هرطور که بخواهد می‌آید. از کسی اجازه نمی‌گیرد؛ زمان مناسب را انتخاب نمی‌کند. می‌گوید ‘من اینجایم.’
شهرآشوب
۲۵
مرده پنداشتیمش وقتی که خفته بود و خفته انگاشتیمش وقتی که مرد.
☀️J.S.Kinglee🍂
۲۰
«خردمند را کلمه‌ای کافی است.»
"Shfar"
۱۴
در روشنایی آن، گرگ‌ها را دیدم که اطرافمان حلقه زده بودند، با دندان‌های سفید و زبان‌های سرخ آویزان، با دست و پاهای دراز عضلانی و موهای ژولیده. با وجود سکوت شومی که آن‌ها را در بر گرفته بود، صد بار ترسناک‌تر از زمانی بودند که زوزه می‌کشیدند. دستخوش نوعی فلج ناشی از ترس شدم. انسان فقط زمانی به معنی واقعیِ این مناظر دهشتناک پی می‌برد که با آن‌ها روبه‌رو شود.
merry
۱۳
ما از شکست تجربه می‌آموزیم، نه از موفقیت!»
بوک تاب
۱۲
تعداد دوستان کمتر از تعداد عشاق است؛ درهرصورت دوستان پاکبازترند.
sogpars
۷
تمام زندگی‌ام گویی ناگهان از من جدا شده و در تمام جهان چیزی نیست که به خاطرش زندگی کنم.»
Ati
۶
آه، تقصیر علم ماست که می‌خواهد همه‌چیز را توضیح بدهد و اگر نتواند چیزی را توضیح بدهد، می‌گوید وجود ندارد که بخواهیم توضیحش بدهیم.
Sina Iravanian
۶
اما خدا شاهده، دخترخانم، من هیچ از مردن نمی‌ترسم، حتی ذره‌ای؛ فقط اگه بشه ترجیح می‌دم نَمیرم.
"Shfar"
۵
قرون گذشته نیروهایی از آنِ خود داشته‌اند و دارند که «مدرنیته» به‌تنهایی نمی‌تواند از بین ببردشان.
کیان
۵
ناامیدی آرامش‌های خودش را دارد.
"Shfar"
۴
«خردمند را کلمه‌ای کافی است.»
B.V.M
۴
خدا سلامت روانی‌ام را حفظ کند، چون فقط همین برایم مانده.
بوک تاب
۳
«الان هیچ‌چیز برایم مهم نیست، مگر حذف این حیوان از روی صفحهٔ آفرینش. حاضرم روحم را برای این کار بفروشم.» وَن هلسینگ گفت: «آه هیس، هیس، فرزندم! خداوند روح مردم را به این شیوه نمی‌خرد و شیطان نیز، اگرچه ممکن است خریدار باشد، بر سر عهدش نمی‌ماند، اما خدا بخشاینده و دادگر است
شهرآشوب
۳
دلش آزرده بود و به تمام مردانگی‌اش -که کم هم نبود- نیاز داشت تا زیر گریه نزند.
زهرا بی اذیت
۲
ما از شکست تجربه می‌آموزیم، نه از موفقیت!»
mobiina
۲
ما زنان در وجود خود حسی مادرانه داریم و وقتی روحیهٔ مادری در ما برخیزد باعث می‌شود مسائل کوچک‌تر را نادیده بگیریم؛ سرِ این مرد محزونِ درشت‌جثه را که به من تکیه داده بود حس می‌کردم، گویی سر کودکی باشد که قرار است روزی در آغوشم قرار بگیرد و من انگار که فرزند خودم باشد، موهایش را نوازش کردم. در آن لحظه هرگز به این فکر نکردم که تمام این ماجرا چقدر عجیب است.
Maral A
۲
من شنیده‌ام که روزی شخصی آمریکایی ایمان را این‌طور تعریف کرده: چیزی که ما را قادر می‌سازد مسائلی را باور کنیم که می‌دانیم صحت ندارند. من پیرو این مَردم. منظور او این بوده که باید ذهنی باز داشته باشیم و نگذاریم حقیقتی کوچک جلوی هجوم حقیقتی بزرگ را بگیرد، همان‌طور که سنگی کوچک جلوی واگن قطار را می‌گیرد. اول حقیقت کوچک را درمی‌یابیم. خوب است! نگهش می‌داریم و ارجش می‌نهیم؛ درعین‌حال نباید بگذاریم فکر کند که کل حقیقت عالم است.»
Ali Rastegar
۲
گاهی فکر می‌کنم که همه دیوانه‌ایم و درحالی‌که کتِ مهارکننده به تن داریم از خواب بیدار خواهیم شد.
merry
۲
مردمی که در زندگی نه ترسی دارند و نه واهمه‌ای چقدر خوشبخت‌اند؛ کسانی که خواب برایشان نعمتی است که شب‌ها می‌آید و فقط رؤیاهای شیرین به ارمغان می‌آورد.
hastiiiii
۲
خدا مرا نگه دارد، دست‌کم به خاطر آن‌هایی که برایم عزیزند!
Sajadifar Fereshteh
۲
کسی که از شب زجر ندیده باشد، نمی‌داند صبح چقدر ممکن است برای دل و چشمش شیرین و عزیز باشد.
Sajadifar Fereshteh
۲
این دیوانه‌ها چه راحت خود را لو می‌دهند! خدای واقعی ناظر است که مبادا گنجشکی بیفتد، اما خدایی که از نخوت بشری ساخته شده، بین عقاب و گنجشک تفاوتی نمی‌بیند. آه، ای کاش انسان‌ها می‌دانستند!
Ati
۲
«زیرا مردگان سریع سفر می‌کنند.»