جملات زیبای کتاب میر و علمدار | طاقچه
تصویر جلد کتاب میر و علمدارsubscriptionAvailable

کتاب میر و علمدار

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
نرجس شکوریان فرد
انتشارات: 
عهد مانا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
s.latifi
۲۸
از مال دنیا نه علی (ع) چیزی داشت نه فاطمه (ع) چیزی می‌خواست!
s.latifi
۲۱
به قول پیامبر: - هیچ آیه‌ای در قرآن نیست که خدا در آن گروهی را ستوده باشد، مگر آنکه دربارهٔ علی است!
حُسنیه'
۲۰
رابطه‌ات را با خدا اصلاح کن، رابطهٔ تو را با خلق اصلاح می‌کند.
s.latifi
۱۵
رابطه‌ات را با خدا اصلاح کن، رابطهٔ تو را با خلق اصلاح می‌کند.
s.latifi
۱۵
من تو را برای خدا می‌خواستم...
حُسنیه'
۱۰
مردم اگر می‌دانستند که غدیر در آسمان و زمین چه جایگاهی دارد و چه برکاتی را خدا در این روز نازل می‌کند، حاجات زندگیشان را از غدیر می‌گرفتند و گناهانشان را در این روز به آب توبه می‌شستند که همان فهم ولایت مولایم علی (ع) است!
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۱۰
خواستگارهایم اگر مردان کم‌توانِ لذت زدهِ بَردهٔ پول و زر و شهرت بودند اصلا درب خانه برایشان گشوده نمی‌شد
s.latifi
۹
ای مردم! فقط چیزی را معتقد باشید و به زبان بیاورید، که خدا به خاطر آن از شما راضی می‌شود. زیرا اگر شما و مردم روی زمین، همگی کافر شوید، هرگز ضرری به خدا نخواهد رسید.
M.S.H
۹
غیر از شقاوتمند، کسی از علی نفرت ندارد...
Rezvan
۹
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بسم‌الله‌النور بسم‌الله‌النورالنور بسم‌الله‌النورعلی‌کل‌نور... روزی چندبار این دعای نور را می‌خوانم، همان دعای نوری است که بانویم فاطمه (س) به سلمان آموخت تا هنگام تب بخواند و تب از بدنش بیرون برود.
آیه
۵
مردم اگر می‌دانستند که غدیر در آسمان و زمین چه جایگاهی دارد و چه برکاتی را خدا در این روز نازل می‌کند، حاجات زندگیشان را از غدیر می‌گرفتند و گناهانشان را در این روز به آب توبه می‌شستند که همان فهم ولایت مولایم علی (ع) است!
Rezvan
۵
اسم‌ها، رسم‌ها را فریاد می‌زنند.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۴
حسین برای ما روح زندگی بود
mobina nikou
۴
مادر دیده‌ای که فرزندش معلمش باشد؟ من عباسم، من همان مادرم که تو مربی‌اش شده‌ای... ایستادن و پا پس نکشیدن!
Atossa
۳
پدرت همیشه می‌گفت؛ رابطه‌ات را با خدا اصلاح کن، رابطهٔ تو را با خلق اصلاح می‌کند. این رمز حرکت و پیروزی است!
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۳
هیچ‌کس جز دل و جان و اندیشهٔ مادر، عمق و ارزش و روح آن را درک نمی‌کند
Atossa
۲
زمان‌ها، زمینه‌ها را می‌سازند و زمینه‌ها، زمان‌ها را به جلو می‌برند.
Rezvan
۲
اما من تنها مادر کسی چون تو هستم که همه، نامت را به عزت و وفاداری می‌برند.
Fatemeh
۲
آدم‌ها، گاهی در یک زمانی تمام می‌شوند و شاید هم بهتر است بگویم زمان‌شان تمام می‌شود
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۲
برای ما زن‌های از جاهلیت درآمده، فاطمه‌ای که لباس عروسی‌اش را می‌بخشد، فاطمه‌ای که کمترین مهریه را طلب می‌کند، فاطمه‌ای که مختصرترین جهیزیه را دارد، فاطمه‌ای که در جنگ‌ها، علی (ع) را پشتیبانی می‌کند، زخم‌های او را بدون سرزنش مداوا می‌کند؛ شده بود یک اسطوره!
لاجورد
۲
غیر از شقاوتمند، کسی از علی نفرت ندارد...
mobina nikou
۲
این مردم همین‌طورند مادر، به ضرر خودشان پناه به دنیایی می‌برند که لحظه‌لحظه عمرشان را می‌بلعد و آن‌ها فکر می‌کنند که ابدالابد در زمین هستند. ابدیت از آن خداست که صاحب بهشت و جهنم است و تقسیم بهشتیان و جهنمیان به دست و اشاره اوست؛ پدرت علی (ع).
•FTM•
۲
من از خدا تو را خواسته بودم تا محافظ مقتدر حریمِ حرم باشی!
حُسنیه'
۱
بدانید دشمنان علی همان شقاوتمندان و منافقان‌اند. آن‌ها اهل مخالفت، نزاع و دشمنی هستند. آنان برادران شیاطین‌اند. همان کسانی‌که به قصد فریفتن مردم، سخنانی آراسته و زیبا به یکدیگر القا می‌کنند...
Rezvan
۱
ام‌البنین (س) تنها با این کلمات چشم باز می‌کرد. عطر بانویش زهرا (س)، نام مادر عباس (ع) که می‌آمد، ام‌البنین (س) به دنیا برمی‌گشت و یادش می‌آمد که هنوز دختر زهرا، زینبش هست و او را خدا خلق کرده برای یاری فرزندان زهرا... علم نجات‌بخش حسین (ع) را بر دوش می‌کشید و در میان تمام کوچه‌ها به همه نشان می‌داد...
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۱
یک رسم خوبی هم در اسلام هست که وقتی دختر را به ازدواج می‌خوانند که دل و ذهن او شروع به خواستن زندگی جدید می‌کند. پسرها هم همین‌طور؛ طلبشان هم‌گام می‌شود با وصلشان!
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۱
امام‌حسن (ع) که یک مظلومیت خاصی در میان یارانش هم داشت؛ بعد از آن که طی سه روز سه تن از سردارانش به معاویه پیوستند و این کار لشکرش را به تفرقه انداخت و صلح‌نامه را به میان کشید، حتی نزدیکترین یارانش هم با او به زشتی و طعنه سخن گفتند و مظلومیت خاصی با سکوت در این ده سال کشیده بود، حتی در خانه هم، همسرش یک عذاب بود، همسری که زهر داد به حسنم و ایستاد به نظاره و پاره‌های جگر حسن تکه تکه در تشت ریخت.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۱
غصهٔ کربلا از همین‌جا شروع شد... تا عباس بود، حسین تنها نبود. امید بود. حسین غریب بود اما... اما عباس همه داروندار حسین بود... می‌دانید حسین مهربانیش حرف دیگری بود، خدا هم همهٔ جلوه‌های محبتش را در حسین به جهان هدیه کرده بود؛ به عالم حسین داده بود، همه چیز داده بود و به حسین، عباس را.
mobina nikou
۱
هرکس سرگذشت خودش را، خودش رقم زده و تنها برای تو قلم می‌زند. اما هر سرنوشتی قابل این نیست که تو ساعت‌های عمرت را بگذاری وسط، بخوانی یا گوش بدهی.
mobina nikou
۱
راستش آدم‌ها، گاهی در یک زمانی تمام می‌شوند و شاید هم بهتر است بگویم زمان‌شان تمام می‌شود؛ هیچ‌وقت قشنگ زندگی نمی‌کنند تا بگویم شروع کرده‌اند، در لحظه لحظه زندگی‌شان، با هر عملشان تمام می‌شوند و زمان‌شان هم در همان لحظه‌ها تمام می‌شود. هیچ نمی‌ماند از آن‌ها که ارزش داشته باشد به همه بگویند.