بهترین جملات زیبا و معروف از کتاب متفکران بزرگ | طاقچه
۴٫۱
(۵۹)
بعضی‌ها اگر نشنیده بودند که چیزی به اسم عشق وجود دارد، هیچ وقت عاشق نمی‌شدند.
Ahmad
ما به جهان از دریچهٔ دغدغه‌های محدود خودمان نگاه می‌کنیم.
Ahmad
فهمیدن تنها قسمتی از انسان بهتر شدن است، نه همهٔ آن.
Ahmad
تقریباً هیچ چیزی کاملاً خوب یا کاملاً شیطانی نیست، همهٔ چیزها ترکیبی گیج کننده و آزارنده از خوب و بد هستند....
Ahmad
سنکا پرسید: «چه نیازی است که برای اجزای زندگی اشک بریزیم؟ کل زندگی سزاوار گریستن است.»
باران
امروزه سانسور ما را عصبی می‌کند. اما افلاطون نگران آزادی از نوع غلط آن بود
مها؛ فرزند ماه
ما باید بپذیریم کامل نیستیم و به دوست دارانمان اجازه بدهیم چیزهایی به ما بیاموزند.
little miss
آنچه توده را به دین می‌کشاند صرفاً عقل نیست. بلکه از آن مهمتر احساس، باور، ترس و سنت است. مردم به باورهایشان می‌چسبند چون شیفتهٔ مناسک، خوراک‌های جمعی، سنت‌های سالانه، معماری زیبا، موسیقی و زبان پر طمطراقی هستند که در کنیسه و کلیسا با صدای بلند خوانده می‌شود.
Ahmad
•      این پارادوکسی غم‌بار است که ادای احترام به متفکران بزرگ، خود مانع تأثیرگذاری آن‌ها در جهان شده است. کاری دقیقاً خلاف آنچه بزرگداشت آن‌ها می‌خواسته انجام دهد. برخورد خودمانی‌تر با متفکری بزرگ در حقیقت بزرگترین ادای احترامی است که می‌توان در قبال آن‌ها انجام داد.
Hooryar
بعضی‌ها اگر نشنیده بودند که چیزی به اسم عشق وجود دارد، هیچ وقت عاشق نمی‌شدند.
drfm18195
گرایش‌ها، امیدها و احساسات ملت‌ها دربارهٔ زندگی است که مشکلات یا رونق اقتصادی را به بار می‌آورد. بنابراین راه اصلاح اقتصادی نه کمک مادی، بلکه کمک فرهنگی است. آنچه امروز سرنوشت یک اقتصاد را تعیین می‌کند نرخ تورم نیست، بلکه برنامه‌ای است که امشب قرار است از تلویزیون پخش شود.
Ahmad
هر چیزی که حسادت ما را بر می‌انگیزد، جزئی از توانایی حقیقی ما است؛ چیزی که ما به عنوان خطر آن را انکار کرده‌ایم.
SaNaZ
در اوج مشاجرات، عشاق گاهی به هم می‌گویند: «اگر عاشق من بودی، سعی نمی‌کردی مرا تغییر بدهی». افلاطون کاملاً مخالف این ایده است. او از ما می‌خواهد با گارد و غرور کمتری وارد رابطه شویم. ما باید بپذیریم کامل نیستیم و به دوست دارانمان اجازه بدهیم چیزهایی به ما بیاموزند. یک ارتباط خوب باید به این معنا باشد که ما دیگری را دقیقاً آنطور که هست دوست نداشته باشیم. عشق به معنای متعهد شدن به کمک کردن به آن‌ها است که نسخهٔ بهتری از خودشان باشند ــ و گذارهای طوفانی‌ای که این تغییر ناچار در پی دارد را تحمل کنند ــ و در عین حال آن‌ها هم از تلاش‌شان برای ارتقای ما دست نکشند.
محمدرضا
کسی که همان اول تعریفی را که از او می‌شود پس می‌زند این کار را به این دلیل می‌کند که دوست دارد دوباره بشنود.
naomi
اقتصاد ما را تسلیم «تک بعدی بودن و وابستگی» می‌کند و «از لحاظ روحی افسرده‌مان می‌کند و از نظر جسمی ما را به موقعیت ماشین تنزل می‌دهد».
Ahmad
شما نیاز دارید با کسی درآمیزید که یک جزءِ مفقودهٔ مهم از تکامل شما را دارد: فضایلی که فاقد آن‌هایید.
rain_88
زمانی که عاشق می‌شوی، آنچه در واقع رخ می‌دهد این است که تو در دیگری ویژگی‌های خوبی را یافته‌ای که خودت فاقد آن‌ها بوده‌ای. احتمالاً این معشوق‌ها کسانی هستند که زمانی که شما سراسیمه‌اید، آرام‌اند؛ یا وقتی آشفته‌اید، خویشتن‌دارند؛ یا زمانی که شما گنگ و خاموشید، آن‌ها سخنورند. فانتزیِ پنهانِ عشق این است که با نزدیک شدن به این شخص، شما هم می‌توانید کمی شبیه آن‌ها شوید. آن‌ها می‌توانند کمک کنند تا در مسیر تحقق توانایی‌های خود رشد کنید. از منظر افلاطون، عشق در ذاتش نوعی آموزش است: شما نمی‌توانید کسی را دوست داشته باشید، اگر نخواهید به وسیلهٔ آن‌ها رشد کنید. عشق باید عبارت از دو انسان باشد که تلاش می‌کنند با همراهی هم رشد کنند ــ و به هم در این مسیر کمک کنند. این به آن معنا است که شما نیاز دارید با کسی درآمیزید که یک جزءِ مفقودهٔ مهم از تکامل شما را دارد: فضایلی که فاقد آن‌هایید.
محمدرضا
بسیار می‌داند اما تن به استادی در دانشگاه نمی‌دهد، به رابطهٔ جنسی علاقه‌مند است اما کارش به هرزگی نمی‌رسد، قدرت را دوست دارد اما آن را به ابزاری برای تحقق اهداف خودبینانهٔ خود تبدیل نمی‌کند. او قدرت را در خدمت مقاصد والامنشانه به کار می‌گیرد.
Ahmad
هر تلاش انسانی‌ای برای قضاوت در این باره که چه کسی خوب و چه کسی بد است خود یک گناه بود؛ تلاش برای انجام کاری که فقط خدا، آن هم تنها در آخرالزمان، روز رستاخیز ، در میان نوای شیپورها و صفوف ملائک می‌تواند انجام دهد
rain_88
وقتی ماکیاولی به این پرسش برخورد که آیا بهتر است شهریار دوست داشته شود یا از او بترسند نوشت، درحالی که به لحاظ نظری عالی است که رهبر بتواند هم دوست داشته شود و هم از او اطاعت شود، اما همیشه باید به جانب القای ترس برود، زیرا در نهایت وحشت است که مردم را مهار می‌کند.
Ahmad
ذات فلسفه به این فرمان ختم می‌شود: ــ «خود را بشناس
rain_88
ذهن انسان نمی‌تواند هیچ حقیقتی را بداند مگر اینکه با پرتویی از جانب خدا روشن شده باشد
rain_88
وظیفهٔ انسان دانا این است که هیچ وقت پیشکش تقدیر را باور نکند: شهرت، ثروت، قدرت، سلامت، آن‌ها هرگز از آنِ ما نیستند. به چنگ آوردن آن‌ها باید همیشه آرام و عمیقاً محتاطانه باشد.
محمدرضا
جهان ــ یا خدا ــ برنامه‌های خاص خودش را دارد و وظیفهٔ ما است که به جای گله کردن، آن‌ها را بفهمیم. انسان آزاد کسی است که به ضرورت‌هایی که ناگزیرمان می‌کند، آگاه است.
فرهاد
مسیر ساختن جامعهٔ بهتر از اتاق کودک آغاز می‌شود.
محمد
ما فقط زمانی از زندگی کردن برای دیگران دست می‌کشیم که می‌فهمیم دیگران نمی‌توانند از نیستی نجاتمان دهند؛ آن موقع است که از نگرانی دربارهٔ اینکه دیگران چه فکر می‌کنند دست بر می‌داریم و از اختصاص دادن بخش عمدهٔ زندگی و انرژی‌مان برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران دست می‌کشیم؛ دیگرانی که اساساً برای ما اهمیتی قائل نیستند. «اضطرابِ» «نیستی» هرچند آزاردهنده است اما می‌تواند نجاتمان دهد: آمادگی به سوی مرگ Sein-Zum-Tode راهی به سوی زندگی است.
esrafil aslani
لائو تزو می‌گفت: «کل جهان تسلیم ذهنی است که آرام است». باید برنامه‌ها، نگرانی‌ها و افکار پیچیده‌مان را مدتی رها کنیم و صرفاً جهان را تجربه کنیم.
mehdi
عشق باید عبارت از دو انسان باشد که تلاش می‌کنند با همراهی هم رشد کنند ــ و به هم در این مسیر کمک کنند. این به آن معنا است که شما نیاز دارید با کسی درآمیزید که یک جزءِ مفقودهٔ مهم از تکامل شما را دارد: فضایلی که فاقد آن‌هایید.
SaNaZ
لائو تزو نوشت «وقتی آنچه را که هستم رها کنم، آن چیزی می‌شوم که می‌توانم باشم».
SaNaZ
افلاطون مدعی بود که زندگی‌های ما اغلب موارد به این دلیل با مشکل مواجه می‌شود که به خود فرصت کافی برای اندیشهٔ دقیق و منطقی دربارهٔ طرح‌هایمان نمی‌دهیم. و در نتیجه به دام ارزش‌ها، مسیرها و روابط غلط می‌افتیم. افلاطون می‌خواست نظم و وضوح را به اذهان ما برگرداند. او می‌دید که چه بخش اعظمی از ایده‌های ما از آنچه توده فکر می‌کنند آمده است، از آنچه یونانیان «دوکسا» می‌نامیدند و ما «فهم عرفی» می‌نامیم. و با وجود این، افلاطون به کرات در طول ۳۶ کتابی که نوشت، نشان داد که این فهم عرفی گرفتار خطاها، پیش‌داوری و خرافه است. ایده‌های عرفی دربارهٔ عشق، شهرت، پول یا خیر به سادگی در برابر عقل تاب نمی‌آورند.
lordartan

حجم

۱۵٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۵۶۴ صفحه

حجم

۱۵٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۵۶۴ صفحه

قیمت:
۱۸۰,۰۰۰
تومان