
totoro
۹
مادرها شیوههایی برای برقرار کردن ارتباط با فرزندانشان دارند که دولتها هر چقدر هم قوی باشند با اتباع خود ندارند
totoro
۵
«بچه مال پدر و مادر نیست، بلکه مال وطن است.»
gisoo73
۴
گرسنگی آدمهای بیچاره را جسور میکند.
sarahkhosravi
۲
دل ضرباهنگی دارد که عقل ندارد.
gisoo73
۲
من همیشه خوش دارم فکر کنم نباید به چیزهایی اهمیت داد که از اختیار ما خارج است.
sarahkhosravi
۲
پس از ساعتها حضور در تاریکی، روشنایی دردناک بود.
sarahkhosravi
۱
«زندگی من دیگر زندگی من نیست، به ملت تعلق دارد.»
sarahkhosravi
۱
خیلی دردناک بود که میدید دنیای خارج منتظر بازگشت او نمانده است.
gisoo73
۱
دل ضرباهنگی دارد که عقل ندارد.
gisoo73
۱
یک لحظه غم
برایت شادی میآورد...
و تو یاد میگیری که باید
وقتی من نیستم
برای برگشتنم دعا کنی.
sarahkhosravi
۱
آیا انتظار معنایی داشت؟ تا انتظار نمیکشید نمیتوانست بفهمد.
sarahkhosravi
۰
پدرش لبخندزنان عوض خداحافظی گفت: «بچه مال پدر و مادر نیست، بلکه مال وطن است.»
sarahkhosravi
۰
با خود میگوید: "میخواهند فراموش کنم کی بودهام."
gisoo73
۰
هرگز به این موضوع که ناچیز و نامرئی به نظر برسم عادت نخواهم کرد. هیچکس به آدم توجه نمیکند. هیچکس حرفهایی را که میزنید درست نمیشنود. صدایتان بیروح است. چیزهایی که میگویید برای هیچکس جالب نیست. کسی به شما تلفن نمیکند. هر جا باشید تبعیدی هستید.
sarahkhosravi
۰
روزهای بعد احساس میکرد دارد دیوانه میشود. بهنوعی هم شده بود، اما جنونی بیاختیار بود، با آگاهی از تمام زوایای مسئله. با جنون خود پادزهر تولید میکرد: کمی مجنون میشد تا کاملاً دیوانه نشود.
sarahkhosravi
۰
به آنها یاد میداد که در معبد محکم به کف دست خود بزنند تا توجه خدایان را جلب کنند و به کمک ظرفی چوبی در چشمه غسل کنند؛
sarahkhosravi
۰
شبها درازکشیده روی حصیرش دنبال جوابِ سؤالهایشان میگشت و گاه پیش میآمد که خوابش نبرَد. کشوری که از آن سر درآورده بود کجا بود که در آن آموزش نظامی متکی بود به یادگیری لالاییها؟
sarahkhosravi
۰
کودکی نائوکو از او گرفته شده بود و حالا از او میخواستند آن را به افراد بالغ یاد دهد.