
٪۴۰
کتاب دفتر بزرگ، سهگانهی دوقلوها؛ کتاب اول
انتشارات:
انتشارات مروارید٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Mohammad
۱۸
کور میپرسد:
ـ چطور است؟
کر جواب میدهد:
ـ همانطور که همه هستند. فقیر، پیر.
pejman
۱۰
کشور ما با سیمهای فلزی خاردار احاطه شده است؛ ما کاملاً از باقی دنیا جدا شدهایم.
nastar-esm
۷
تو خفه شو! زنها تو جنگ هیچی ندیدهاند.
زن میگوید:
ـ هیچی ندیدهاند؟ الاغ! ما کلی کار و دلواپسی داریم: باید به بچهها غذا بدهیم، از زخمیها مراقبت کنیم. شما، جنگ که تمام میشود، همهتان یکهو قهرمان میشوید. مرده: قهرمان. زندهمانده: قهرمان. معلول: قهرمان. واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کردهاید. این جنگ شماست. همین را میخواستید، خب انجامش بدهید، قهرمانهای خرفت!
nastar-esm
۵
کلماتی که احساسات را توصیف میکنند خیلی مبهماند؛ باید از کاربرد آنها اجتناب کرد و به شرح اشیا، انسانها و خود اکتفا کرد، در واقع شرح وفادارانهٔ وقایع.
pejman
۳
جنگ که تمام میشود، همهتان یکهو قهرمان میشوید. مرده: قهرمان. زندهمانده: قهرمان. معلول: قهرمان. واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کردهاید. این جنگ شماست. همین را میخواستید، خب انجامش بدهید، قهرمانهای خرفت!
کاربر ۳۷۷۹۸۰۷
۲
مردی میگوید:
ـ تو خفه شو! زنها تو جنگ هیچی ندیدهاند.
زن میگوید:
ـ هیچی ندیدهاند؟ الاغ! ما کلی کار و دلواپسی داریم: باید به بچهها غذا بدهیم، از زخمیها مراقبت کنیم. شما، جنگ که تمام میشود، همهتان یکهو قهرمان میشوید. مرده: قهرمان. زندهمانده: قهرمان. معلول: قهرمان. واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کردهاید. این جنگ شماست. همین را میخواستید، خب انجامش بدهید، قهرمانهای خرفت!
P
۱
ـ من هیچی واسه خودم نمیخواهم. فقط میخواهم بچههام تو این جنگ زنده بمانند. شهرِ بزرگ شب و روز بمباران میشود، و دیگه هیچی واسه خوردن نیست. همه بچهها را میفرستند روستا خانهٔ والدینشان، غریبهها، هر جا که شد.
صدای دیگر میگوید:
ـ باید میفرستادیشان خانهٔ غریبهها، هر جا که شد.
fr
۰
برای تصمیمگیری اینکه انشایی «خوب» است یا «بد»، قانون بسیار سادهای داریم: انشا باید واقعی باشد. باید چیزی را که هست تعریف کنیم، چیزی را که میبینیم، میشنویم و انجام میدهیم.
مثلاً، ممنوع است که بنویسیم: «مادربزرگ شبیه یک جادوگر است»، اما میتوانیم بنویسیم: «مردم مادربزرگ را جادوگر صدا میکنند.».
ممنوع است بنویسیم: «شهر کوچک زیبا است»، چون شاید شهر کوچک از نظر ما زیبا باشد و از نظر کس دیگری زشت.
Fateme Sheykhi
۰
ـ تو خفه شو! زنها تو جنگ هیچی ندیدهاند.
زن میگوید:
ـ هیچی ندیدهاند؟ الاغ! ما کلی کار و دلواپسی داریم: باید به بچهها غذا بدهیم، از زخمیها مراقبت کنیم. شما، جنگ که تمام میشود، همهتان یکهو قهرمان میشوید. مرده: قهرمان. زندهمانده: قهرمان. معلول: قهرمان. واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کردهاید. این جنگ شماست. همین را میخواستید، خب انجامش بدهید، قهرمانهای خرفت!
Parinaz
۰
ما هیچوقت هیچی یادمان نمیرود.
