جملات زیبای کتاب رعنا | طاقچه
تصویر جلد کتاب رعناsubscriptionAvailable

کتاب رعنا

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۸۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
مژگان شیخی
انتشارات: 
عهد مانا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نَعنا🌿
۳۹
همیشه در جمع بودم و تنها
نَعنا🌿
۲۸
خیلی دلم می‌خواست یک بار دیگر داخل آن خانه شوم. در همان اتاقی که من و مادربزرگم باهم می‌نشستیم، حرف می‌زدیم و غذا می‌خوردیم، بنشینم. هر گوشهٔ آن خانه برایم خاطره بود، ولی حالا دیگرمتعلق به کسی دیگر بود.
وردة الحمراء
۳
«می‌دونم، تو کتاب‌ها خوندم که همه‌چیز رو به زمان واگذار کنین. به کمک زمان هر تیغ تیزی، کند می‌شه و از این حرف‌ها. آره، همهٔ اینها درسته. ولی تا زمان بگذره چی کار کنم؟
F.Bagheri
۱
فکر کردم آدم‌ها در شرایط خاص چه کارهایی ممکن است بکنند؛ کارهایی که خودشان هم بعدها باورشان نمی‌شود.
rainy day
۱
هرچقدر او به من کم‌محبت بود، من دوستش داشتم. دلم واقعاً برایش تنگ شده بود. به او نیاز داشتم؛ درست برعکس او.
rainy day
۱
آدم بعضی وقت‌ها چیزهایی از خودش می‌بینه که برای خودشم عجیبه.»
rainy day
۰
نمی‌توانستم محبتش را از دلم بیرون کنم.
کاربر ۲۳۱۱۲۶۰
۰
همه‌چیز رو به راه بود که ناگهان سرنوشت مسیر دیگری را برایم رقم زد.
کاربر ۹۴۲۵۱۶۱
۰
چرا باید زمانی که پدرم با صندوق‌های بزرگ میوه به منزل می‌رود، من در حسرت یک سیب یا خیار باشم.