
بریدههایی از کتاب اتهام به خود
۳٫۴
(۱۱۹)
من آن چیزی که میباید میبودم نبودم.
Amir Reza Rashidfarokhi
من از آدمها بت ساختم. من از بیفایدگی شعرا بیشتر خوشام آمد تا از فایدهٔ شناخت.
AS4438
من نفهمیدم که شر یعنی نبودِ خیر.
AS4438
من در بازی، نفسِ بردن را خوشام آمد. من از قلقلک داستانهای تخیلی در گوشام خوشام آمد. من از آدمها بت ساختم. من از بیفایدگی شعرا بیشتر خوشام آمد تا از فایدهٔ شناخت. من از غلط دستوری بیشتر ترسیدم تا از قوانین ابدی. من گذاشتم فقط ذائقه بر من حاکم شود. من فقط به حواس تکیه کردم. من نشان دادم که واقعبین نیستم.
mahsahoseini
من با گناه نخستین پا به این دنیا گذاشتم. من ذاتاً گرایش به بدی دارم. من از همان آغاز شرارتِ ذاتیام را با غبطهخوردن به همشیریام نشان دادم. من یک روز هم در جهان بیگناه نزیستم. من ونگونگکنان حرص سینههای مادرم را زدم. من تنها کاری که بلد شدم مکیدن بود. من تنها کاری که بلد نشدم ارضای امیالام بود. من نخواستم با منطقام قوانین جاری در جهان و خودم را بازشناسم. من با خباثت پذیرفته شدم. من با خباثت تولید شدم. من با نابودکردن، خباثتام را بروز دادم. من با لگدمالکردن موجودات زنده تا سرحد مرگ، خباثتام را بروز دادم. من از عشقبازی سر باززدم. من در بازی، نفسِ بردن را خوشام آمد. من از قلقلک داستانهای تخیلی در گوشام خوشام آمد. من از آدمها بت ساختم. من از بیفایدگی شعرا بیشتر خوشام آمد تا از فایدهٔ شناخت. من از غلط دستوری بیشتر ترسیدم تا از قوانین ابدی
M.ap
من با بیحرکتی ابراز وجود کردم
ali farhadi
من مفعول جملهها شدم.
غمسایه
من یک روز هم در جهان بیگناه نزیستم.
NeginJr
من چیزهائی را که دیگران به زبان میآوردند فقط فکر کردم
حمیدرضا فیاضی
من فعال شدم. من عمودی راه رفتم. من پریدم. من با نیروی جاذبه در افتادم. من یاد گرفتم بیرون از لباسام قضای حاجت کنم. من یاد گرفتم بدنام را در کنترل بیاورم. من یاد گرفتم خودم را کنترل کنم. من توانستن را یاد گرفتم. من توانستم. من توانستم بخواهم. من توانستم روی پا راه بروم. من توانستم روی دست راه بروم. من توانستم بمانم. من توانستم ایستاده بمانم. من توانستم درازکشیده بمانم. من توانستم روی شکم بخزم. من توانستم خودم را به مُردن بزنم. من توانستم نفس خود را حبس کنم. من توانستم خودم را بکُشم. من توانستم تف بیاندازم. من توانستم با سر تأیید کنم. من توانستم نفی کنم. من توانستم با دست و سر منظورم را بیان کنم.
کاربر ۲۹۱۷۹۲۸
من وقت را هدر دادم. من وقت را خواب ماندم. من خواستم زمان را متوقف کنم. من خواستم زمان را شتاب دهم. من با زمان به تضاد رسیدم. من نخواستم پیر شوم. من نخواستم بمیرم.
!Hope
. من اندیشه و عمل را یکی نشمردم.
فرو
من با کسانی سخن گفتم که سخنگفتن با آنها قبیح بود. من به کسانی سلام گفتم که سلامگفتن به آنها خیانت به اصول بود.
Zaza
من نخواستم با منطقام قوانین جاری در جهان و خودم را بازشناسم. من با خباثت پذیرفته شدم. من با خباثت تولید شدم.
AS4438
من چیزهائی را که دیگران فکر میکردند به زبان آوردم. من چیزهائی را که دیگران به زبان میآوردند فقط فکر کردم
ali farhadi
من تنها کاری که بلد نشدم ارضای امیالام بود.
fuzzy
من تف انداختم به صورت کسانی که تفانداختن به صورتشان توهین علنی به مقدسات بود.
Sobhan Naghizadeh
من طوری رفتار کردم که انگار در دنیا تنها هستم.
حقوقدان
من به جنگ گفتم عادلانه. من به صلح گفتم تنبل.
sh
من خواستم همیشه مرکز توجه باشم. من خیلی تنها شدم.
FMG
من برای خود معما شدم. من وقت را هدر دادم. من وقت را خواب ماندم. من خواستم زمان را متوقف کنم. من خواستم زمان را شتاب دهم. من با زمان به تضاد رسیدم. من نخواستم پیر شوم. من نخواستم بمیرم.
atena
من آن چیزی نیستم که بودم. من آن چیزی که میباید میبودم نبودم. من آن چیزی که میباید میشدم نشدم. من آن چیزی را که باید رعایت میکردم نکردم.
atena
من ابراز وجود کردم. من با افکار ابراز وجود کردم.
Sobhan Naghizadeh
من تف انداختم به زمین در جاهائی که تفانداختن به زمین ناشایست بود.
Sobhan Naghizadeh
من به کسانی سلام گفتم که سلامگفتن به آنها خیانت به اصول بود.
ali farhadi
من با خباثت پذیرفته شدم. من با خباثت تولید شدم.
sh
من آن چیزی نیستم که بودم. من آن چیزی که میباید میبودم نبودم. من آن چیزی که میباید میشدم نشدم. من آن چیزی را که باید رعایت میکردم نکردم.
سکوت
من وقت را هدر دادم. من وقت را خواب ماندم. من خواستم زمان را متوقف کنم. من خواستم زمان را شتاب دهم. من با زمان به تضاد رسیدم.
FMG
من آن چیزی نیستم که بودم. من آن چیزی که میباید میبودم نبودم. من آن چیزی که میباید میشدم نشدم. من آن چیزی را که باید رعایت میکردم نکردم.
FMG
من یک روز هم در جهان بیگناه نزیستم. من ونگونگکنان حرص سینههای مادرم را زدم. من تنها کاری که بلد شدم مکیدن بود. من تنها کاری که بلد نشدم ارضای امیالام بود. من نخواستم با منطقام قوانین جاری در جهان و خودم را بازشناسم. من با خباثت پذیرفته شدم. من با خباثت تولید شدم. من با نابودکردن، خباثتام را بروز دادم. من با لگدمالکردن موجودات زنده تا سرحد مرگ، خباثتام را بروز دادم.
atena
حجم
۱۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۷ صفحه
حجم
۱۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۷ صفحه
قیمت:
۱۹,۰۰۰
تومان