جملات زیبای کتاب اتهام به خود | طاقچه
تصویر جلد کتاب اتهام به خودsubscriptionAvailable

کتاب اتهام به خود

مجموعه تجربه‌های کوتاه ۹

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۲۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
پتر هاندکه، حسن ملکی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Amir Reza Rashidfarokhi
۴۱
من آن چیزی که می‌باید می‌بودم نبودم.
AS4438
۳۲
من از آدم‌ها بت ساختم. من از بی‌فایدگی شعرا بیش‌تر خوش‌ام آمد تا از فایدهٔ شناخت.
AS4438
۳۱
من نفهمیدم که شر یعنی نبودِ خیر.
mahsahoseini
۲۱
من در بازی، نفسِ بردن را خوش‌ام آمد. من از قل‌قلک داستان‌های تخیلی در گوش‌ام خوش‌ام آمد. من از آدم‌ها بت ساختم. من از بی‌فایدگی شعرا بیش‌تر خوش‌ام آمد تا از فایدهٔ شناخت. من از غلط دستوری بیش‌تر ترسیدم تا از قوانین ابدی. من گذاشتم فقط ذائقه بر من حاکم شود. من فقط به حواس تکیه کردم. من نشان دادم که واقع‌بین نیستم.
M.ap
۱۷
من با گناه نخستین پا به این دنیا گذاشتم. من ذاتاً گرایش به بدی دارم. من از همان آغاز شرارتِ ذاتی‌ام را با غبطه‌خوردن به هم‌شیری‌ام نشان دادم. من یک روز هم در جهان بی‌گناه نزیستم. من ونگ‌ونگ‌کنان حرص سینه‌های مادرم را زدم. من تنها کاری که بلد شدم مکیدن بود. من تنها کاری که بلد نشدم ارضای امیال‌ام بود. من نخواستم با منطق‌ام قوانین جاری در جهان و خودم را بازشناسم. من با خباثت پذیرفته شدم. من با خباثت تولید شدم. من با نابودکردن، خباثت‌ام را بروز دادم. من با لگدمال‌کردن موجودات زنده تا سرحد مرگ، خباثت‌ام را بروز دادم. من از عشق‌بازی سر باززدم. من در بازی، نفسِ بردن را خوش‌ام آمد. من از قل‌قلک داستان‌های تخیلی در گوش‌ام خوش‌ام آمد. من از آدم‌ها بت ساختم. من از بی‌فایدگی شعرا بیش‌تر خوش‌ام آمد تا از فایدهٔ شناخت. من از غلط دستوری بیش‌تر ترسیدم تا از قوانین ابدی
ali farhadi
۱۵
من با بی‌حرکتی ابراز وجود کردم
غم‌سایه
۱۰
من مفعول جمله‌ها شدم.
NeginJr
۱۰
من یک روز هم در جهان بی‌گناه نزیستم.
حمیدرضا فیاضی
۱۰
من چیزهائی را که دیگران به زبان می‌آوردند فقط فکر کردم
کاربر ۲۹۱۷۹۲۸
۷
من فعال شدم. من عمودی راه رفتم. من پریدم. من با نیروی جاذبه در افتادم. من یاد گرفتم بیرون از لباس‌ام قضای حاجت کنم. من یاد گرفتم بدن‌ام را در کنترل بیاورم. من یاد گرفتم خودم را کنترل کنم. من توانستن را یاد گرفتم. من توانستم. من توانستم بخواهم. من توانستم روی پا راه بروم. من توانستم روی دست راه بروم. من توانستم بمانم. من توانستم ایستاده بمانم. من توانستم درازکشیده بمانم. من توانستم روی شکم بخزم. من توانستم خودم را به مُردن بزنم. من توانستم نفس خود را حبس کنم. من توانستم خودم را بکُشم. من توانستم تف بیاندازم. من توانستم با سر تأیید کنم. من توانستم نفی کنم. من توانستم با دست و سر منظورم را بیان کنم.
!Hope
۵
من وقت را هدر دادم. من وقت را خواب ماندم. من خواستم زمان را متوقف کنم. من خواستم زمان را شتاب دهم. من با زمان به تضاد رسیدم. من نخواستم پیر شوم. من نخواستم بمیرم.
فرو
۵
. من اندیشه و عمل را یکی نشمردم.
AS4438
۴
من نخواستم با منطق‌ام قوانین جاری در جهان و خودم را بازشناسم. من با خباثت پذیرفته شدم. من با خباثت تولید شدم.
ali farhadi
۴
من چیزهائی را که دیگران فکر می‌کردند به زبان آوردم. من چیزهائی را که دیگران به زبان می‌آوردند فقط فکر کردم
fuzzy
۴
من تنها کاری که بلد نشدم ارضای امیال‌ام بود.
Zaza
۴
من با کسانی سخن گفتم که سخن‌گفتن با آن‌ها قبیح بود. من به کسانی سلام گفتم که سلام‌گفتن به آن‌ها خیانت به اصول بود.
FMG
۴
من خواستم همیشه مرکز توجه باشم. من خیلی تنها شدم.
Sobhan Naghizadeh
۴
من تف انداختم به صورت کسانی که تف‌انداختن به صورت‌شان توهین علنی به مقدسات بود.
حقوقدان
۳
من طوری رفتار کردم که انگار در دنیا تنها هستم.
sh
۳
من به جنگ گفتم عادلانه. من به صلح گفتم تنبل.
atena
۳
من آن چیزی نیستم که بودم. من آن چیزی که می‌باید می‌بودم نبودم. من آن چیزی که می‌باید می‌شدم نشدم. من آن چیزی را که باید رعایت می‌کردم نکردم.
Sobhan Naghizadeh
۳
من ابراز وجود کردم. من با افکار ابراز وجود کردم.
Sobhan Naghizadeh
۳
من تف انداختم به زمین در جاهائی که تف‌انداختن به زمین ناشایست بود.
Clem⋆。𖦹
۳
من آن چیزی که می‌باید می‌بودم نبودم.
ali farhadi
۲
من به کسانی سلام گفتم که سلام‌گفتن به آن‌ها خیانت به اصول بود.
sh
۲
من با خباثت پذیرفته شدم. من با خباثت تولید شدم.
سکوت
۲
من آن چیزی نیستم که بودم. من آن چیزی که می‌باید می‌بودم نبودم. من آن چیزی که می‌باید می‌شدم نشدم. من آن چیزی را که باید رعایت می‌کردم نکردم.
Narges
۲
من خودم برای خودم همه‌چیز شدم.
FMG
۲
من وقت را هدر دادم. من وقت را خواب ماندم. من خواستم زمان را متوقف کنم. من خواستم زمان را شتاب دهم. من با زمان به تضاد رسیدم.
FMG
۲
من آن چیزی نیستم که بودم. من آن چیزی که می‌باید می‌بودم نبودم. من آن چیزی که می‌باید می‌شدم نشدم. من آن چیزی را که باید رعایت می‌کردم نکردم.