من در بازی، نفسِ بردن را خوشام آمد. من از قلقلک داستانهای تخیلی در گوشام خوشام آمد. من از آدمها بت ساختم. من از بیفایدگی شعرا بیشتر خوشام آمد تا از فایدهٔ شناخت. من از غلط دستوری بیشتر ترسیدم تا از قوانین ابدی. من گذاشتم فقط ذائقه بر من حاکم شود. من فقط به حواس تکیه کردم. من نشان دادم که واقعبین نیستم.