جملات زیبای کتاب آتش بدون دود (جلد اول از مجموعه سه جلدی) | طاقچه
تصویر جلد کتاب آتش بدون دود (جلد اول از مجموعه سه جلدی)

بریده‌هایی از کتاب آتش بدون دود (جلد اول از مجموعه سه جلدی)

امتیاز
۴.۳از ۳۳۸ رأی
۴٫۳
(۳۳۸)
«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست‌داشتن»، در امتداد زمان. این، اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست‌داشتن است. عشق، معیارها را درهم می‌ریزد؛ دوست‌داشتن بر پایهٔ معیارها بِنا می‌شود. عشق، ناگهان و ناخواسته شعله می‌کشد؛ دوست‌داشتن، از شناختن و خواستن سرچشمه می‌گیرد. عشق، قانون نمی‌شناسد؛ دوست‌داشتن، اوج احترام به مجموعه‌یی از قوانینِ عاطفی‌ست. عشق، فوران می‌کند _چون آتشفشان، و شُرّه می‌کند _ چون آبشاری عظیم؛ دوست‌داشتن، جاری می‌شود _چون رودخانه‌یی بر بستری با شیب نرم. عشق، ویران‌کردنِ خویشتن است؛ دوست‌داشتن، ساختنی عظیم.
Mary gholami
زندگی در غم‌انگیزترین شکل خود، هرگز از لحظه‌های منفردِ شیرین و دلنشین، تهی نبوده‌است و نخواهدبود
Mary gholami
قلب، خاک خوبی دارد. هر دانه که در آن بکاری، از هر جنس، از همان جنس، صدها دانه برمی‌داری.
Mary gholami
کشتنِ یک دروغ، بسیار سخت‌تر از شکستن یک سپاه است.
Mary gholami
پشه به قلب آدمیزاد نیش نمی‌زند. این فقط آدم‌ها هستند که با حرف، سوراخ می‌کنند و می‌سوزانند…
Mary gholami
سرزمین مقدّس من است_ اینچه‌برون… و چه ترحّم‌انگیزند آن‌ها که عاشق کامل زادگاهشان نیستند و چه خشم‌انگیزند آن‌ها که از میهنشان همان‌گونه نام می‌برند که از یک ستارهٔ دور پیش از این، همیشه می‌گفتم: من، فرزندِ اینچه‌برونم امّا حال می‌گویم: تنها یکی از فرزندان مغموم اینچه‌برون‌بودن مرا بس نیست. من، خود اینچه‌برونم… فریاد اینچه‌برونم و صدای سراسر صحرا…
fati
همدردی کن، دلداری بده، نوازش کن امّا هرگز مگو که گریستن، دردی را درمان نخواهدکرد. گریستن، به‌خاطر شفای انسان نیست، به‌خاطر وفای انسان است.
Helia
این ریاکاران و دروغگویان هستند که انسان را به حرف‌زدن، ناچار می‌کنند. در برابر آنها، اگر سکوت کنی، بُزدلی، و اگر سخن بگویی، هم‌تراز ایشانی. این موقعیت بدی‌ست که همیشه اراذل برای انسان پیش می‌آورند. وقتی یکی آن‌ها می‌گویند و یکی تو می‌گویی، از خودت بیزار می‌شوی که چرا با چنین کسانی هم‌دهان شده‌یی؛ و وقتی می‌گویند و تو بزرگوارانه به راه خود می‌روی، فریاد می‌زنند که چرا جواب نمی‌دهد؟ اگر دروغ می‌گوییم، چرا جواب نمی‌دهد؟! به‌راستی روزگاری‌ست که هم گفتن مشکل است هم نگفتن…
M Banoo
دروغی که این‌همه آدم باورش دارند، چیزی از راست، کم ندارد پدر!
Mary gholami
تاریخ را تنها خرده‌دروغ‌های خنده‌آور تاریخی قابل‌تحمّل می‌کند؛ وگرنه چیزی به‌جز خون مظلومان، مرکّب تاریخ نبوده‌است…
M Banoo
بی‌طرف‌ها، بدترین‌ها بودند. بی‌طرف‌ها، جانب نیرنگ را داشتند و در سپاه رذالتِ روح می‌جنگیدند…
sahar...💙
می‌دانی پالاز؟ من از دردهای قلبم به مادرت هم چیزی نگفته‌بودم. دردهایی هست که مال همه است؛ و من آن دردها را هرگز پنهان نمی‌کنم؛ امّا درد قلب، مال هیچ‌کس نیست به‌جز صاحب قلب…
فری
و دشمن واقعی خود را _گرچه بر زبان نمی‌آوردند_ رضاخان پهلوی می‌دانستند که غارت را «ثبت اسنادی و محضری» کرده‌بود و «تصرّف به‌زور» را «خرید زمین‌های بایر به قصد آبادکردن آن‌ها» نامیده‌بود، و بسیاری از ترکمن‌ها را آشکارا به بردگی گرفته‌بود، و استبداد رضاخانی را جانشین ترکمن‌کشی‌های حیله‌گرانهٔ قاجاریان کرده‌بود.
fati
اندوهی که از اعماق تفکّر سرچشمه نگیرد، اندوه نیست، عزای باطل و بی‌اعتباری به‌خاطر سرکوب‌شدن امیال فردی‌ست؛ و انسان متفکّری که گهگاه گرفتار اندوه نشود، علیل و ناقص است؛ دور از دریا، دور از توفان، دور از پرواز، دور از شکفتن روح است…
عطا ملکی
ما را نگاه کن که به آزادی و سفرهٔ خالی قانعیم؛ امّا آن‌ها همین را هم قبول نمی‌کنند. _ شاید برای این‌که می‌دانند در آزادی، هیچ سفره‌یی خالی نمی‌ماند.
~یا زهرا(س)~
میوهٔ بسیار، شاخهٔ درخت را می‌شکند، شادی بسیار، قلب را. ترکمن می‌گوید: با نصف خنده‌ات بخند تا مجبور نشوی گریه کنی. با جامهٔ نو، چاروق نو نپوش. کمال، غصّه می‌آورد!
BookWorm
من، مرغ خانگی، دارِ قالی، دیرک چادر نیستم تا دشمن نداشته‌باشم. من رذل و موذی و حیله‌گر نیستم تا دشمن نداشته‌باشم. اگر بی‌دشمن بمانم، تنها دلیلش این است که هدفم را از یاد برده‌ام؛ چراکه هیچ هدف بزرگی وجود ندارد که دشمنانِ حقیری نداشته‌باشد…
sahar...💙
تنها عشق است که می‌تواند شقاوت را تکیه‌گاه خویش کند. فقط عشق می‌تواند بی‌رحمانه نگاه کند و فروتنی را به مسخره بگیرد. عشق، مثل انقلاب است. خنجرش را که زمین بگذارد، دیگر چیزی نیست.
Mary gholami
قلب، خاک خوبی دارد. هر دانه که در آن بکاری، از هر جنس، از همان جنس، صدها دانه برمی‌داری.
آرش بیاتی
غم، قانع نیست. هرچه مدارا کنی، ستیز می‌کند؛ هرچه عقب بنشینی، پیش می‌آید؛ هرچه خالی کنی، پُر می‌کند؛ هرچه بگریزی، تعقیب می‌کند. چون که بنشانی‌اش، می‌نشیند آرام؛ چون پروبال دهی او را، می‌پرد بسیار. غم، بیشترخواه است و سیری‌ناپذیر.
BookWorm
پسر! آدمیزاد، تا وقتی کاری نکرده، اشتباهی هم نمی‌کند. عقیم، بچّهٔ معیوب به دنیا نمی‌آورد، مرده سنگ نمی‌پراند تا سری را بی‌جهت بشکند، و کسی که ساززدن بلد نیست، خارج نمی‌زند.
M Banoo
برای آن‌که به حرف‌هایت گوش بسپارند، باید قدرت حرف‌زدن داشته‌باشی. چه‌کسی به ناله‌های حریف ضعیف گوش می‌کند؟ چه‌کسی با قدرتی که وجود ندارد و رؤیت نمی‌شود، مصالحه می‌کند؟
زیـنــبـــ🍃
و یک نوع انسان، بیشتر، وجود ندارد، آن هم انسان سیاسی‌ست. این من نیستم که طب را با سیاست مخلوط می‌کنم؛ این سیاست است که پایش را همه‌جا دراز می‌کند
sahar...💙
با مغز خودت فکر کن نه با مغز پوسیدهٔ گذشتگان! مگذار که ارادهٔ مردگان به‌جای ارادهٔ تو بنشیند، و راهی که آن‌ها رفته‌اند، باز رفتنش به تو تحمیل شود!
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
هرگز عزاداری را در ذهنت تمرین نکن! این کار، ذهنت را تاریک می‌کند و روحت را ذلیل…
M Banoo
ما حق نداریم از همهٔ آنچه در گذشته کرده‌ییم دفاع کنیم؛ چراکه در این صورت، هیچ‌چیز تغییر نخواهدکرد و درست نخواهدشد.
BookWorm
آتش، بدون دود نمی‌شود، جوان بدون گناه؛
sahar...💙
عاشق، برای گریستن، بهانه می‌خواهد.
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
تاریخ را تنها خرده‌دروغ‌های خنده‌آور تاریخی قابل‌تحمّل می‌کند؛ وگرنه چیزی به‌جز خون مظلومان، مرکّب تاریخ نبوده‌است…
کاربر ۵۶۲۵۶۵۹
برادر! برای کسی کار کن که لااقل بداند برایش کار می‌کنی. _ نه… درست برعکس. برای کسی کار کن که هنوز نمی‌داند چه‌کسی دوست است و چه‌کسی دشمن. من محتاج محبّت‌کردنم نه محبّت‌دیدن. من محتاج خدمت‌کردنم نه خدمتم را به رُخِ دیگران کشیدن.
شمع

حجم

۷۰۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۶۸۸ صفحه

حجم

۷۰۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۶۸۸ صفحه

قیمت:
۲۳۰,۰۰۰
تومان