جملات زیبای کتاب لمس بشر | طاقچه
تصویر جلد کتاب لمس بشرsubscriptionAvailable

کتاب لمس بشر

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۰۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
میچ البوم، شهرزاد ضیایی
انتشارات: 
انتشارات شمشاد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
n re
۱۲۸
«روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد.»
AmirHossein[AHS]
۴۵
از نظر او آمریکا چیزی نیست جز مجموعه‌ای از خودخواهی و گستاخی که زیر پوششی از خوش‌مشربی پنهان شده است
مهدیس 🌙
۳۳
او می‌گوید: «اگر پروردگار الان صدای ما را نشنود، پس کی؟ اگر پروردگار الان ایمان ما را نبیند، پس کی؟ ما در زمان‌های سخت، امتحان می‌شویم، اما به واسطهٔ همین آزمون‌های سخت است که حقیقی بودن میثاقمان را به پروردگار ثابت می‌کنیم.»
rezaat98
۳۰
یکی از متخصصان می‌گوید که طبق پیش‌بینی او اگر مردم توی خانه نمانند و خودشان را قرنطینه نکنند، وضعیت بدتر خواهد شد. او می‌گوید بیمارستان‌ها دچار فروپاشی خواهند شد. او به این موضوع اشاره می‌کند که چه تعداد دکتر و پرستار در راه نجات مریض‌ها، بیمار شده یا حتی جان خود را از دست داده‌اند.
farimah~
۲۶
«روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد.»
rezaat98
۲۱
«هی، آنتونی ما نمی‌توانیم او را اینجا رها کنیم...»
مهدیس 🌙
۲۰
شارلین می‌گوید: «شنیده‌ام که دستور در خانه ماندن ممکن است تا ماه ژوئن ادامه داشته باشد.» ریکتس می‌گوید: «قطعی نیست.» دنیل ناله می‌کند: «ژوئن؟ من تا آن موقع دوام نمی‌آورم.» ریکتس می‌گوید: «وقتی مجبور باشی، تحمل می‌کنی.» سکوت.
🍁
۱۹
«روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد.»
shaparak
۱۷
«مریض‌ها انتظار دارند خدا باشی. به مرور زمان می‌فهمی که این‌گونه نیست. اما این حقیقت را پیش خودت نگه دار.»
مهدیس 🌙
۱۵
پل گفته بود: «می‌دانی که بیشتر بیماران مسن زنده نمی‌مانند.» «پس چرا تلاش نمی‌کنیم تا نجاتشان بدهیم؟» «بحث تلاش کردن نیست، گِرگ. مسئله این است که مجبوریم جان افراد جوان‌تر را نجات بدهیم. مجبوریم انتخاب کنیم.» «ما خدا نیستیم پل.» «نه، اما به زودی مجبوریم نقش او را بازی کنیم.»
سمانه انصاف جو
۶
«مریض‌ها انتظار دارند خدا باشی. به مرور زمان می‌فهمی که این‌گونه نیست. اما این حقیقت را پیش خودت نگه دار.»
novelist
۵
آمریکا چیزی نیست جز مجموعه‌ای از خودخواهی و گستاخی که زیر پوششی از خوش‌مشربی پنهان شده است
نسترن
۵
پدر هرروز می‌رود و طوری لباس می‌پوشد انگار دارد به جنگ می‌رود. هیچ‌کس به کسی اعتماد ندارد. هیچ‌کس دوست ندارد به کس دیگری نزدیک بشود. کسی دوست ندارد دیگری را در آغوش بکشد. یا مهمانی بگیرد...»
fateme Ahmadi
۵
«دوباره اوضاع مثل قبل می‌شود؟» «منظورت چیست عزیزم؟» «نمی‌دانم. به مدرسه نمی‌رویم. دوستان سال بالایی‌ام حتی جشن فارغ‌التحصیلی نخواهند داشت. جشن رقص آخر سال نخواهیم داشت. همهٔ شغل‌های تابستانه تعطیل شده. فروشگاه‌ها بسته‌اند. سینماها همین‌طور. پدر هرروز می‌رود و طوری لباس می‌پوشد انگار دارد به جنگ می‌رود. هیچ‌کس به کسی اعتماد ندارد. هیچ‌کس دوست ندارد به کس دیگری نزدیک بشود. کسی دوست ندارد دیگری را در آغوش بکشد. یا مهمانی بگیرد...»
آفتاب
۴
«روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد.»
گل نرگس
۴
«من هوا هستم و می‌توانم هر کجا که دوست دارم بروم؛ کاری که انسان‌ها اکنون از انجامش عاجزند. می‌توانم از میان فروشگاه‌های بزرگی رد شوم که درهایشان به روی شما بسته است. می‌توانم به نرمی وارد تئاتری بشوم که درهای آن هم به روی شما بسته است. پس می‌شود گفت به‌عنوان هوا، من از شما انسان‌ها خوش‌شانس‌ترم.»
درتکاپو...
۴
از خویشتن بیزارم و در خاک و خاکستر توبه می‌کنم
گل نرگس
۳
کشیش وینستون می‌گوید: «گِرگ، همه‌گیر یعنی چه؟» گِرگ ساندویچش را گاز می‌زند. «از لحاظ تکنیکی یعنی بیماری‌ای که در سطح وسیع پخش می‌شود. اما اگر منظورتان این است که منظور سازمان بهداشت جهانی از بیماری همه‌گیر چیست؟...» وینستون می‌گوید: «آهان.» گِرگ آه می‌کشد. «یعنی نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم.» همه ساکت می‌شوند.
درتکاپو...
۳
لی‌لی می‌گوید: «دست خودم نیست، وقتی به مردمی که ماسک زده‌اند نگاه می‌کنم حس می‌کنم همه می‌خواهند بانک بزنند. می‌دانم احمقانه است. چقدر دوره زمانه عوض شده...»
Mithrandir
۳
خانواده‌ها از چهارگوشهٔ خود به یکدیگر نگاه کردند. در آن لحظه، گویی غبار هر آنچه در این سه ماه پیش آمده بود، بر آنها پرده افکند و آنها را به هم نزدیک‌تر کرد. اکنون چیزی فراتر از چند همسایه بودند. این مصیبت از آنها یک جامعهٔ منسجم و صمیمی ساخته بود.
pejman
۳
«روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد.»
سبا جهانگیری
۳
کشیش وینستون لبخند می‌زند. او می‌داند نباید میزان ایمان مردم را با میزان حضورشان در کلیسا بسنجد
✨🦢Goldenbrown🦢✨
۳
روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد
درتکاپو...
۲
فروشگاه‌ها بسته‌اند. سینماها همین‌طور. پدر هرروز می‌رود و طوری لباس می‌پوشد انگار دارد به جنگ می‌رود. هیچ‌کس به کسی اعتماد ندارد. هیچ‌کس دوست ندارد به کس دیگری نزدیک بشود. کسی دوست ندارد دیگری را در آغوش بکشد. یا مهمانی بگیرد...»
rezaat98
۲
پل گفته بود: «می‌دانی که بیشتر بیماران مسن زنده نمی‌مانند.» «پس چرا تلاش نمی‌کنیم تا نجاتشان بدهیم؟» «بحث تلاش کردن نیست، گِرگ. مسئله این است که مجبوریم جان افراد جوان‌تر را نجات بدهیم. مجبوریم انتخاب کنیم.» «ما خدا نیستیم پل.» «نه، اما به زودی مجبوریم نقش او را بازی کنیم.»
اسماء
۲
به همکارش دکتر جری می‌گوید: «یا عیسی مسیح، شیرها هم تا این حد تجهیزات به خودشان وصل نمی‌کنند.» جری می‌گوید: «رکورد ما از شیرها بهتر است.» دیگر شوخی‌هایی با موضوع مرگ، عادی شده‌اند. بیشترشان درمورد ویروس هستند.
کتابخون
۲
«روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد.» جان باروز، مقاله‌نویس آمریکایی تبار
Judy
۲
«روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد.»
sss
۲
«اوضاع همیشه یک‌جور نمی‌ماند.» تاد سرش را پایین می‌اندازد و می‌گوید: «می‌دانم. همیشه همین را می‌گویی.»
پاستیل بنفش
۲
«روح بشر فقط تا حدی تحمل دارد. وقتی در هم بشکند، تنها یک معجزه می‌تواند نجاتش بدهد.»