جملات زیبای کتاب مایکل وی (جلد سوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب مایکل وی (جلد سوم)subscriptionAvailable

کتاب مایکل وی (جلد سوم)

جدال با آمپر

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۵۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سهیل
۳۰
رسم دنیا همین‌جوریه، خردمندها به دار آویخته می‌شن و احمق‌ها به اوج می‌رسن.
🕊️📚kerm ketab
۲۶
زئوس گفت: «جک گفت می‌خواد تنها باشه.» ابیگیل جواب داد: «معنی‌ش این نیست که باید تنها باشه.»
🕊️📚kerm ketab
۱۷
اگه قراره دنیا ویران بشه، پس بهتره تا وقتی می‌تونیم نهایت لذت رو ازش ببریم.»
سهیل
۱۶
بزرگ‌سال‌ها طوری رفتار می‌کنن انگار قلدربازی و زور گفتن فقط توی مدرسه‌ست. ولی بزرگ‌سال‌ها هم همیشه دارن به هم زور می‌گن.
🕊️📚kerm ketab
۱۴
«من باید این درد رو احساس کنم. اگه حس نکنم، یه جای کار اشکال داره.»
Aida.Potter
۱۳
اوستین به زئوس نگاه کرد. «آماده‌ای؟» الکتریسیته میان انگشتان زئوس جرقه زد. او گفت: «من آماده به دنیا اومدم.»
سهیل
۱۳
او فقط در هم شکست و گریست
Aida.Potter
۱۱
«یه لحظه فکر کردم شما منو ول کردین.» پرسیدم: «فکر کردی یا امیدوار بودی؟» «چرا باید امیدوار باشم شما منو ول کنین؟» «تا بتونی بخوابی.» او گفت: «بعدازاینکه مُردم می‌خوابم.»
ک.ت.ا.ب
۹
او غمگین گفت: «خوبه.» بعد نفس عمیقی کشید و به اعماق چشانم نگاه کرد. «می‌دونم ما فقط پونزده سالمونه و فقط چندتا بچه هستیم، ولی دوست دارم بدونی که... من در آینده باهات ازدواج می‌کردم.» گفتم: «من حتماً ازت درخواست می‌کردم.»
• Strawberry🍓
۹
هتچ گفت: «باقی نورانی‌ها؟ اونا هم رام می‌شن. به‌مرور زمان. حتی مایکل وی. اگه من یه چیزی تو این زندگی یاد گرفته باشم، اینه که تو نمی‌تونی با سرنوشت مقابله کنی.»
• Strawberry🍓
۹
جیمی گفت: «آمیگو تبریک می‌گم.»
کاربر ۲۵۵۸۷۴۲
۸
به تایلور نگاه کردم. او فقط چند لحظه همان‌جا ایستاد و بعد سرش را به چپ و راست تکان داد و غرولندکنان گفت: «من هستم. حداقل یک ساعت از آخرین‌باری که جونم تو خطر مرگ بوده گذشته. دیگه داشت حوصله‌م سر می‌رفت.»
Amaya:) ~
۸
«بعضی وقتا برای زندگی‌کردن چیزهای فراتر از خود آدم هست.»
سهیل
۶
ایمان و ترس نمی‌تونن در آن واحد تو ذهن آدم زندگی کنن، درست مثل نور و تاریکی که نمی‌تونن در آن واحد تو یه اتاق باشن.
خخخخخخ
۵
تسا گفت: «من همیشه کاری می‌کردم که تو بهتر از چیزی که واقعاً هستی بشی. بهم سلام نمی‌کنی عزیز دلم؟»
(mohammad amin)
۴
«نه. ولی رسم دنیا همین‌جوریه، خردمندها به دار آویخته می‌شن و احمق‌ها به اوج می‌رسن.
🕊️📚kerm ketab
۴
«بعضی وقت‌ها باید برای چیزهایی بزرگ‌تر از خودت زندگی کنی.»
h
۳
فکر می‌کنم حتی یه ساعت شکسته هم حداقل دو بار در روز ساعت رو درست می‌گه.»
MReza Abolhasani
۳
«بعضی از مردم برای مبارزه به دنیا نیومدن. بعضی‌ها به دنیا اومدن تا بعد از سختی‌ها، دنیا رو شفا بدن.»
pari
۳
«سرنوشت فقط یه بهانه‌ست برای افرادی که برای ساختن آیندهٔ خودشون زیادی احمق یا زیادی ضعیفن.
🕊️📚kerm ketab
۳
اندوه فشار سنگینی است که مانند مهی تیره و غلیظ در قلب می‌نشیند.
hogo
۳
تنها چیزی که برای پیروزی شیطان لازمه، اینه که آدم‌های خوب، کاری نکنن.
꧁ black pen ꧂
۳
ابیگیل گفت: «اوه، نه.»
h
۲
«اگه نوریس‌کوچولو این‌قدر قویه، پس چرا توی جنگل قایم شده؟»
سهیل
۲
اندوه فشار سنگینی است که مانند مهی تیره و غلیظ در قلب می‌نشیند.
Amaya:) ~
۲
مامانم همیشه می‌گفت ایمان و ترس نمی‌تونن در آن واحد تو ذهن آدم زندگی کنن، درست مثل نور و تاریکی که نمی‌تونن در آن واحد تو یه اتاق باشن.»
Amaya:) ~
۲
«دشمنِ دشمن من، دوست منه.
Ahoo
۲
«بعضی از مردم برای مبارزه کردن به دنیا نیومدن. بعضی‌ها به دنیا اومدن تا بعد از سختی‌ها، دنیا رو شفا بدن.»
ماوی:)))
۲
«منظورت اینه که از دست رفتن میلیاردها دلار در واقع صدمهٔ جانبی تلاش یه پسربچه بوده که داشته دنبال مامانش می‌گشته؟» «بله، قربان.»
ماوی:)))
۲
«به من توهین نکن. ترجیح می‌دم به‌جای اینکه به اسم یکی از اون شیاطین نامیده بشم، قلب خودم رو از سینه دربیارم و به خورد پیراناها بدم.» تسا گفت: «ممنون که این‌قدر با جزئیات تعریف کردی.»